کرزی مهره سوخته آمریکا است!

کرزی مهره سوخته آمریکا است!

آمریکایی ها نیامدند که بروند، آمریکایی ها فکر می کنند که کرزی مهره سوخته است، آنها حتی ترجیح می دهند موافقتنامه امنیتی را با فرد دیگری که آینده از آن اوست امضا کنند

تاریخ انتشار: ۱۲:۳۱ ۱۳۹۱/۱۱/۱

کد خبر: 46995

منبع:

نسخه چاپی

ارسال به شبکه های اجتماعی، وبلاگ ها و دیگر سایت ها ارسال به دیگران

پیرمحمد ملازهی کارشناس مسایل شبه قاره در باره مسایل مختلف افغانستان و حوادث اخیر در پاکستان از جمله خشونت های کویته به کافه خبر می گوید : اوباما اکنون رییس جمهوری است که دور دوم ریاست خود را آغاز کرده و از بهترین موقعیت ممکن برخوردار است. او الان دست بالا را دارد. در آمریکا معمولا روسای جمهوری که برای دوره دوم بر صندلی می نشینند ملاحظات دور اول را ندارند.

کرزی در شرایطی به امریکا رفته که دوره دوم ریاست جمهوری او رو به پایان است و در داخل اعتبار خیلی پایینی دارد. فساد اداری و مالی در نهایت است.
از هر زاویه که نگاه کنید کرزی موقعیت ضعیفی دارد. لذا او در چنین شرایطی نیاز به دیدار طرف پر قدرت دارد و قطعا توان چانه زنی بالایی ندارد. آنهم در باره موضوع مهمی مثل توافقنامه امنیتی میان دو کشور بعد از 2014 که آمریکایی ها قرار است این کشور را ترک کنند. عمده ترین سوال همین است که با چنین وضعیتی که کرزی دارد و به شدت نگران آینده سیاسی خود و افغانستان است چگونه می خواهد در ارتباط با آمریکایی ها به توافق برسد.

نکته حایز اهمیت در این خصوص این است که اوباما تصریح کرد که اگر مصونیت کامل نظامیان آمریکایی در افغانستان پذیرفته نشود توافقنامه نظامی میان دو کشور امضاء نخواهد شد و آنها نیروهای خود را پس از 2014 بیرون خواهند برد.
ممکن است کرزی در آمریکا با کلیات این موضوع با اوباما توافق کرده باشد اما درایت به خرج داده و گفت که این موضوع را با جامعه افغانستان مطرح می کند و اجازه می دهد که تصمیم نهایی در آنجا اتخاذ شود. به هر حال او به خوبی می داند که بسیاری از نیروهای سیاسی افغانستانی با این کاپیتولاسیون مخالف هستند. آمریکایی ها اما این موضوع به کرزی قبولانده اند، هرچند این موضوع را اعلام نکرده اند.

اینکه کرزی می گوید جامعه افغانستان در باره مصونیت قضایی نظر دهد برای این است که نسبت به آینده خود نگران است. یعنی کرزی بیم آن دارد که اگر تیمی بعد از انتخابات بیاید و در باره حساب و کتاب های دولتی تحقیق و تفحص بکند آنگاه وضعیت خوبی نخواهد داشت و شرایطش به گونه ای نیست که بخواهد در این موضوع نیز با دست باز عمل کند.
از سوی دیگر ممکن است خود همین موضوع دست مایه یک معامله او با آمریکا بوده باشد. به این معنی که کرزی خیلی علاقمند است که برادر کوچکش نامزد ریاست جمهوری شود و آمریکا هم از او حمایت کرده و رییس جمهور شود.
در باره فساد خانواده کرزی در افغانستان بحث خیلی زیاد است اگر او و خانواده اش مدام آن ها را تکذیب می کنند و می گویند که بی گناه هستند.

اما بعید به نظر می رسد که کرزی توانسته باشد موافقت آمریکایی ها را جلب کند چون اگر توانسته بود آنگاه موضوع نامزدی خلیل زاد در انتخابات ریاست جمهوری افغانستان مطرح نمی شد. خلیل زاد ارتباطات نزدیکی با طالبان دارد و می تواند خطر خاندانی کرزی را برطرف کند.
از طرفی جریان حزب اسلامی حکمتیار اعلام کرده است که برای انتخابات ریاست جمهوری آینده نامزد معرفی می کند. خوب اگر شرایطی بوجود بیاید که مثلا نامزد آنها مورد قبول طالبان قرار گیرد یا آنها هم نامزدی را مطرح کنند و شانس او بالا باشد تنها دو نفر می توانند در برابر نامزد آنها شانس داشته باشند یکی عبدالله عبدالله است که ارتباطات خوبی با آمریکا و بین الملل دارد و دیگری خلیل زاده است و اگر غیر از این باشد زمینه برای ورود خلیل زاد به رقابت ریاست جمهوری فراهم نیست. در واقع نه مستقل ها، نه ایتلاف شمالی ها و نه طالبان به خلیل زاد اعتماد ندارند.
خلیل زاد خودش هم تا به حال رسما نگفته که قصد حضور در انتخابات را دارد بلکه از قول دیگران گفته شده که آقای خلیل زاد تمایل به حضور در انتخابات دارد.

خلیل زاد شخصیت پیچیده ای دارد. افغانستانی هست اما تابعیت امریکایی دارد. افغان هست اما جزء هسته اصلی قدرت در آمریکا یعنی متعلق به نومحافظه کارها است. شناخت بسیار خوبی از منطقه دارد. تحصیل کرده دانشگاه آمریکایی بیروت است. به زبان های عربی، فارسی و پشتو کاملا مسلط است. ارتباطات بین المللی فوق العاده ای دارد. اما در عین حال مشکل قانون اساسی دارد. در قانون اساسی افغانستان به صراحت آمده است کسی که دو تابعیت داشته باشد نمی تواند در مقامات بالا پست بگیرد. اگر قانون اساسی ملاک کار باشد خلیل زاد باید یا تابعیت امریکایی را رها کند تا بتواند نامزد ریاست جمهوری شود یا اینکه اصلا وارد این میدان نشود و همان دو تابعیتی باقی بماند و مانند گذشته در امریکا پست بگیرد چه اینکه قبلا هم پست کلیدی داشت. لذا اکنون با شرایط موجود نمی تواند مقام رسمی در افغانستان داشته باشد. از این زاویه اگر نگاه کنیم خیلی ها معتقدند مطرح شدن خلیل زاد برای این است که جایگزینی در برابر کسانی باشد که مواضع مستقل یا برخلاف موضاع آمریکا دارند. یعنی اگر یک وقت یک فردی نامزد ریاست جمهوری شد که مطلوب آمریکایی ها نبود و شانس رای آوردن هم داشت خلیلزاد را در برابر او مطرح کنند تا او رای نیاورد.

اخیرا شاهد بودیم که گلبدین حکمتیار ناگهان با اظهاراتی تهدید آمیز رسانه ای شد. اما هدف او از این تهدیدها چه بود آیا واقعا قصد دارد این تهدیدات را علیه آمریکایی ها اجرا کند؟
حکمتیار آدم معامله گری است. اگر به بازی گرفته شود بازیگر خوبی است اما اگر به بازی گرفته نشود سعی می کند بازی را بهم بزند. او به دنبال فرصت مناسبی برای سهم خواهی است. اکنون تصور می کند که می تواند با این اظهار نظرها توجهات را به سمت خود جلب کند. حکمتیار فکر می کند اگر فرصت انتخاباتی را به گونه ای تعیین کنند که انها نامزد بدهند، آنها این توانایی را دارند که طالبان را با خود همسو کنند. استدلال حکمتیار و حزب اسلامی این است که آنها می توانند طالبان را راضی کنند به جای اینکه کنار بنشینند و قدرت به دست شمالی ها بیفتند به کمک او بیایند تا قدرت به دست حکمتیار بیفتد. به نظر می رسد که تیم کرزی هم که عمدتا تکنوکرات هستند ترجیح می دهند به جای اینکه قدرت به دست شمالی ها بیفتند، در اختیار حکمتیار بیفتد. به هرحال او شخصیت کهنه کاری است که ارتباطات خوبی با پاکتسان، عربستان و تا حدودی با ایران دارد.
نسبت به سایر گروه های طالبان رابطه حکمتیار با ایران خوب است. در مقایسه با ملامحمد عمر و حقانی ها رابطه او با ایران بهتر است. به هرحال او مدتی در ایران زندگی می کرده است.
حزب حکمتیار در مجموع ممکن است آن اعتبار قبلی را از دست داده باشد اما همچنان از نفوذ بالایی برخوردار است و از همه مهم تر اینکه تشکیلات منسجمی دارد. در دوران جهاد در افغانستان، حزب او بزرگترین حزب بود و بیشترین امکانات را از پاکستانی ها دریافت می کرد و ارتباطات نزدیکی با سیاستمداران مختلف دارد.
تفاوت شبکه حقانی و حزب اسلامی حکمتیار در این است که شبکه حقانی در سطح حکمتیار نیست. اولا حقانی صد درصد وابسته به آی اس آی است. سیاست های آن را آی اس آی تعیین می کند. نفوذ آنها نیز فقط به یک قبیله خاص در خوست محدود می شود. اما آنها از لحاظ چریکی و جنگی آدم های کیفی دارند.
می توانند به لحاظ کیفی بازی را بهم بزنند اما جمعیت و گستردگی آنها نه در حد حکمتیار است نه شورای کویته. در واقع این ها هستند که حرف اخر را می زنند.

گفته شده است که احتالا ملاعمر در کویته بسر می برد. اما کرزی گفته من ادرس و شماره تلفن او را هم دارم و می گوید در یکی از پادگان های ارتش پاکستان تحت حفاظت آنها زندگی می کند.
آمریکایی ها به هیچ وجه تمایلی به کشتن ملاعمر را ندارند، آمریکایی ها اگر بخواهند می توانند او را بکشند اما بنای آنها بر این نیست. سیاست آمریکایی ها حذف طالبان نیست. آنها به دنبال منافع استراتژیک خودشان هستند. مشکلات آمریکا با طالبان بر سر این است که آنها را نتوانستند به بازی بگیرند و آنها ناچار به سمت القاعده رفتند و نهایتا کار به ماجرای یازده سپتامبر کشید.

آمریکایی ها یک زمانی بعد از فروپاشی شوروی فکر می کردند که دیگر کار جهاد این گروه به پایان رسیده است اما این از نگاه آمریکایی ها بود نه از نگاه مجاهدین. جهادگرها بعد از رفتن روس ها تصمیم گرفتند با غرب بجنگند.
موضوع صلح با طالبان برای آمریکایی ها خیلی مهم است. واقعیت این است که امریکایی ها می خواهند با طالبان به تفاهم برسند اگر نرسند نه بقایشان در افغانستان امکان پذیر است نه خروجشان به این سادگی خواهد بود. انها زمانی می توانند خروج ابرومندانه ای از افغانستان داشته باشند که خیالشان ولو به صورت نسبی درباره طالبان اسوده شده باشد. الان این وضعیت وجود ندارد. شرایط به گونه ای است که اگر آمریکایی ها از این کشور بروند طالبان مجددا قدرت را تصاحب خواهد کرد. به همین خاطر است که آنها توافق کردند طالبان دفتری در قطر داشته باشد و مذاکرات با گروه طالبان انجام شود. شرایط برای مشارکت طالبان در قدرت مهیا است این بحث خود طالبان است که ایا این ظرفیت را دارند که بتوانند در یک چارچوب مانند بقیه قومیت ها سهمی از قدرت داشته باشند یا نه.

طرح B وC در باره مذاکره با طالبان مطرح شده است، طرح B را جنرال پتراووس ارایه کرد و مشتمل بر این بود که یازده ایالت پشتون نشین در افغانستان در اختیار طالبان قرار گیرد که زیر نظر حکومت مرکزی در آنجا امارت اسلامی تشکیل دهند و براساس قوانین خود عمل کنند و سهمی از قدرت داشته باشند.
طرح C متعلق به انگلیسی ها است که براساس آن مناطق پشتون نشین به سه منطقه و در کل افغانستان به هشت منطقه تقسیم شوند. هدف انگلیسی ها از این کار جلوگیری از یکپارچه شدن مناطق پشتون نشین است که در کنار آن نظام ریاست کنونی به نظام پارلمانی تبدیل شود و کشور فدرال شود به این صورت که مثلا هزاره ها در قمست خود، تاجیک ها در بخش خود و ازبک ها و ترک ها نیز در بخش خود با سهم خاصی از قدرت تحت نظر حکومت مرکزی عمل کنند.
اما کدام طرح اکنون در اولویت است، ظاهرا طرح سی یعنی طرح انگلیسی ها در دستور کار کرزی و شورای صلح افغانستان است که آن را به پاریس هم بردند. در واقع طرح جدید ادغامی از دو طرح است که در اختیار شورای صلح افغانستان به ریاست پسر برهان الدین ربانی است.
اما باید دید آیا طالبان این طرح ها می پذیرد، البته عوامل دیگری هم در این قضیه دخیل هستند. شما اراده و خواست پاکستان را هم باید مد نظر قرار دهید. بالتبع پاکستانی ها به گونه ای عمل می کنند که بیشترین سهم قدرت در هر طرحی به طالبان برسد. این در حالی است که طالب هم اگر در افغانستان به قدرت برسد دیگر طالب دست نشانده پاکستان نخواهد بود. اینگونه نیست که فکر کنیم طالب افغانستان هرچه پاکستان می گوید گوش بدهد.
ماجرای جنرال احمد و ملا عمر در دهه 90 که طالبان قدرت را در افغانستان به دست گرفت بود نمونه روشنی است. در آن زمان جنرال احمد به ملاعمر گفته بود شما این خط دیورند را بپذیرید و آن را امضا کنید اما ملا عمر به صراحت گفته بود این موضوع طالب نیست موضوع ملت افغانستان است. با این همه پاکستانی ها قدرت گرفتن طالبان را به قدرت گرفتن سایرین ترجیح می دهند. آنها به هیچ وجه از قدرت گرفتن سایرین در افغانستان خشنود نیستند.

همچنین بحث نفوذ هند و چین هم مطرح است. پاکستانی ها به شدت از نفوذ هند در منطقه نگران هستند. خود آمریکایی هم تمایل دارند مساله به گونه ای پیش برود که از نفوذ چین و هند در افغانستان جلوگیری کند. از سوی دیگر خود طالبان چند دسته اند. طالبان برای سیاسی شدن جغرافیا می خواهد و قدرت. به هرحال اکثریت افغانستان با پشتون ها است و آنها به سادگی بر سر میزان سهم خود از قدرت کنار نمی آیند. با این همه به نظر می رسد که در مجموع طالبان به صورت تاکتیکی طرح صلح را می پذیرد. یعنی نه تنها آن را می پذیرد حتی می گوید در انتخابات نیز شرکت خواهد کرد. به هرحال طالبان همانگونه که می تواند انتخابات را بهم بزند یا آن را از رونق بیندازد به همان اندازه به واسطه نفوذی که در قوم پشتون دارد می تواند آنها را پای صندوق های رای بیاورید و نامزد خود را از صندوق ها بیرون بیاورد.
اما نفوذ هند نیز در افغانستان زیاد است، هندی ها بسیار خوب در افغانستان عمل کرده اند. آنها به شدت در طرح های عمرانی و زیرساختی به یاری افغانستان آمده اند و کارهای عام المنفعه خیلی زیادی انجام داده اند و حتی در برخی موارد به صورت رایگان برای افغانستان خدمات انجام داده اند. این سبب شده تا نفوذ معنوی آنها در میان مردم افغانستان خیلی زیاد شود. این در حالی است که پاکستان نه توان مالی و نه بضاعت اجرای اینگونه طرح ها را ندارد. الان بسیاری از جاده هایی که در افغانستان ساخته شده کار هندی ها است.

از طرفی دیگر حضور آمریکا مطرح است و سوالی که پیش می آید این است که اگر پارلمان یا لوی جرگه افغانستان مصونیت قضایی نظامیان آمریکایی را نپذیرد واقعا آمریکایی ها افغانستان را ترک خواهند کرد؟ خیلی بعید به نظر می رسد که این چنین شود باید دید که چرا امریکا به افغانستان آمد؟ آیا اهداف آنها از حضور در این کشور بلند مدت بود یا کوتاه مدت؟ آمریکا برای آسیا یک استراتژی تعریف کرده است. از نظر آمریکایی ها آسیا در قرن بیست و یکم مساله اصلی دنیا است چه از لحاظ اقتصادی و چه از لحاظ نظامی به همین دلیل آمریکایی ها حساب ویژه ای برای افغانستان باز کرده اند و افغانستان از این جهت اهمیت زیادی دارد. این کشور در همسایگی چین، روسیه و ایران است. آمریکایی ها قصد دارند با استفاده از افغانستان مانع از توسعه قدرت و نفوذ این سه کشور شوند. آمریکا از یکسو با روسیه ایی روبرو است که پوتین قصد دارد آن را به قدرت تزارها بازگرداند و با چینی روبروست که رقیب اصلی آنها در چهار دهه آینده است. پیشبینی های دنیا چین را قدرت اول جهان در 40 سال آینده معرفی کرده اند. پس قطعا آمریکا به افغانستان نیامده که آن را رها کند و برود. دلیلی نیست وقتی تهدید می کند می رویم واقعا برود. افغانستان با عراق فرق می کند. عراقی ها این مصونیت را نپذیرفتند و آمریکا آنجا را ترک کرد. برای آمریکا حضور در عراق آنقدر اهمیت نداشت چرا که آنها دور تا دور عراق و منطقه خاورمیانه پایگاه نظامی و حضور تمام قد دارند در اردن، بحرین، ترکیه و حتی در قطر و عربستان. اما در این منطقه از آسیا جایی که افغانستان قرار دارد موضوع خیلی فرق می کند.

اما در مورد اینکه دیگر چرا آمریکایی ها تهدید می کنند که اگر مصوینت قضایی شان پذیرفته نشود افغانستان را ترک می کنند، باید گفت: آنها کرزی را تهدید می کنند زیرا اگر اوهم نپذیرد نفر بعدی که روی کار می آید خواهد پذیرفت چرا که او یا هر کس دیگری که در قدرت باشد می داند که بدون حضور آمریکا قدرت دوام نخواهد داشت و طالبان دوباره باز می گردد. آمریکایی ها فکر می کنند که کرزی مهره سوخته است. آنها حتی ترجیح می دهند موافقتنامه امنیتی را با فرد دیگری که آینده از آن اوست امضا کنند.

به این ترتیب در افغانستان آینده شاهد حضور متحدان آمریکا یعنی همان کسانی که با کمک آنها طالبان را سرنگون کردند و گزینه های خوبی برای آمریکا هستند خواهیم بود. آنها تا زمانیکه طالبان در انتخابات شرکت نمی کند و آن را تحریم می کند شانس بردن انتخابات را هم دارند. تا زمانی که طالب نیست آنها برنده اند. طالبان به صندوق های رای حمله می کند و پشتون ها را از شرکت در انتخابات برحذر می دارد و لذا بقیه غیر پشتون ها می آیند و در انتخابات شرکت می کنند و برنده می شوند. لذا هر نامزدی از سوی جبهه شمال معرفی شود برنده انتخابات خواهد بود. درست به همین دلیل خیلی روشن است که آنها بعد از پیروزی به ناچار باید برای بقای خود به آمریکایی ها پایگاه بدهند، امتیاز بدهند چون اگر ندهند و آمریکایی ها بروند دوباره طالبان می اید روی کار. بقای این جریان بستگی دارد به نوع تعاملشان با آمریکا.
در واقع آمریکایی ها شرط دشواری برای کرزی گذاشته اند که چون او نمی تواند این شرط را اجرا کند باید برود و جا را برای گروه بعدی باز کند.

قاتل آرزو وشیمارضایی کیست ؟

قاتل آرزو وشیمارضایی کیست ؟

آرزو کارمند تلویزیون طلوع در دفتر کارش خود را حلق آویز نموده خود کشی کرد . گفته میشود که او بوسیله جوانی بنام فرهاد پسر همایون دانشیار در دفترش مورد تجاوز قرار گرفته بود و بعداز آنکه فرهاد از ازدواج با او ابا میورزد دست به خود کشی زد.

آرزو، کارمند تلویزیون «طلوع» در دفتر کارش خود را حلق آویز نموده خودکشی کرد. گفته میشود که او بوسیله جوانی به نام فرهاد (پسر همایون دانشیار) در دفترش مورد تجاوز قرار گرفته بود و بعد از آنکه فرهاد از ازدواج با او ابا میورزد دست به خودکشی زد.

تلویزیون طلوع و رسانه های پیوست آن (لمر، راديوی آرمان و اراکوزيا و غیره) بوسیله موبی گروپ سعد محسنی اداره میشوند و عده زیادی از جوانان افغان را به خدمت گرفته ا...
ست. در محیط کار این تلویزیون مناسبات اخلاقی بسیار بدی حکمفرماست و تعدادی از کارکنانش با دیدن این وضعیت از آن روگردان شده به رسانه های دیگر رفته اند.

چند سال قبل شیما رضایی از کارکنان طلوع مورد تجاوز قرار گرفت و به قتل رسید. شکیب ایثار و سلیمان آشنا، دوتنی که از جمله مظنونان این قضیه بودند به خارج فرار کردند و تا امروز، باوجود اعتراضات پیهم فامیل شیما، کسی لای این دوسیه را بالا نکرد.

از آنجاییکه تلویزیون طلوع حمایت مادی و معنوی امریکا و یک مشت جنایتکاران حاکم را داراست، به آسانی روی یکچنین جنایات و رسوایی ها خاک انداخته میشود. درین تازه ترین مورد گفته میشود که سعد محسنی با پیشکش رشوه به فامیل "آرزو" خواهان سکوت آنان گردیده است، تا هم جلو بدنامی طلوع را بگیرد و هم برای فرهاد و همایون دانشیار (پسر خاله محسنی) آبرو کمایی کند.

پُست مقام مدیریت معارف اندخوی لیلام شد !

پُست مقام مدیریت معارف اندخوی لیلام شد !

پُست مقام مدیریت معارف اندخوی لیلام شد !

وزارت معارف سال جاری تعلیمي را به نام تعلیم برای همه در هر مکان و هر زمان نامیده است و تلاش میکند که سطح کیفی تعلیم و تربیه را بلند ببرد که بخاطر مدیریت و اداره خوب در مکاتب یک رقابت آزاد  را به راه انداختند.  

طوریکه تمام اندخوییان عزیز خبر دارند پُست مقام مدیریت معارف اندخوی نیز به رقابت آزاد گذاشته شد، به پُست مقام مدیریت معارف اندخوی سه تن کاندید نمودند : هریک محترم محمد ظاهر مرادی کاندیدناکام ولسی جرگه سال 1390 با اخذ 327 رأی ، محترم سید نادر سادات همچنان کاندید ناکام ولسی جرگه سال 1390 با اخذ 429 رأی و محترم احمدالله خان معلم  لیسۀ دولت گیلدی فدایی.

قابل یاد آوریست که قبل ازین رقابتها ، نیز مقام مدیریت را محترم محمد ظاهر مرادی برعهده داشت چون محمد ظاهر مرادی به وساططت رنگینه جان وکیل منتخب مردم اندخوی، پُست مقام مدیریت معارف اندخوی را ازمحترم  انجینر  روزی سابق مدیر معارف اندخوی تصاحب نموده بود.  

بعداز رقابت آزاد ، یکتن  از ریاست معارف فاریاب از افشای نام خوداری میکند میگوید ، برندۀ اصلی احمدالله خان است ولی محترم سید نادر سادات توانست با پرداخت 7200 دالر آمریکایی به رئیس معارف فاریاب،  پُست مقام مدیریت معارف اندخوی را اشغال کند ، محترم سید نادر سادات با بدست آوردن مقام مدیریت معارف  از استقبال گرم مردم چاپلوس اندخوی  مواجه گردید .  

تمام مدیران لیسه های اندخوی را عرب تباران اندخویی تشکیل میدهد.آنان ازگزینش سید نادر سادات را  به عنوان مدیرمعارف اندخوی سخت نگران میشوند. دربین خود برای محمد ظاهر مرادی مبلغ 10000 دالر جمع آوری نموده وبا ریاست معارف فاریاب تماس میگیرند وسپس با رنگینه جان وکیل خدمتگار مردم اندخوی نیز درتماس میشوند . بالاخره رئیس معارف فاریاب بار دیگر باگذشت یک ماه محمد ظاهر مرادی عرب تبار را برندۀ رقابت آزاد اعلان میکند. هنوز این رقابت ها ادامه دارد ، محترم  سید نادر سادات باردیگر به میمنه رفته یا دوباره برندۀ رقابت آزاد اعلان شود ویا پول خود را مستردنماید.

سایر نقاط افغانستان نتایج رقابت آزاد فقط یکبار اعلان میشد مگر در ولایت فاریاب نتیجه رقابت آزاد چندین مراتبه اعلان میشود ، جای نگرانی اینجاست که سایر نقاط افغانستان واجدین شرایط خود را کاندید میکنند بدبختانه در فاریاب چنین نیست ، شخص محترم محمد ظاهر مرادی مدیرمعارف فعلی فارغ التحصیل صنف دوازدهم است باید در رقابت آزاد به مقام مدیر معارف اندخوی کسانی خودرا کاندید میکرد لاقل صنف چهاردهم را به اتمام رسانیده باشد. 

یلدا یلدرم

حقايق پشت پرده

حقايق پشت پرده


خوانش اين نوشته را به هم ديارانيكه براي بهبود واصلاح جامعه باور مند هستند توصيه مينماييم.


رنگینه جون

فكر جديد يا نيرنك تازه

بافرارسيدن رخصتي تابستاني وكلاي پارلمان راه هاي ولايات شانرا پيش گرفتند يكي از اين وكلا كه نفوذي در اجتماع نداردوبعلت فعاليتهاي غرض آلود و خانواده گي بد نام شدند با استفاده ازفرصت وامكان به هدف باطلي گام گذاشت تا نقشه بنياد يك حزب كهنه را بازسازي نمايد كه جز خرابي وخصومت چيزي ديگري به ادامه نخواهد داشت و خنجر بي اتفاقي بر پيكر زخمي اين ملت ميزند.

ما منحيث شهروندان حق داريم از حقايق باخبر باشيم و نسبت مسوليت وجدانيكه داريم و بعداز مطالعه دو قطعه شعر در فيسبوكrastgo khrdmand وسايت BUGONهرچند از ادرس نا معلومي نشرشده بود اما حكايتكر واقعيت ها بود.انگيزه بيداشد سفر اخير محترمه رنگينه كارگر ازآغاز تا انجام دقت نماييم.

حركات عجيب وغريب رنگينه جان ما را واداشت ملاقات و ديدار هاي اش را با مسولين باهمكاري دوستان دنبال كنيم.

درجريان سفر محدود و عجولانه ايشان مشاهده شد كه برخلاف تصور و توقع مردم مسايل ديگر وضدمردمي وجودداشت و چشم ديدها راخدمت شما تقديم ميكنيم .

رنگينه جان براي عملي شدن يك برنامه كاملا شخصي در نظر دارد باجذب افراد جديد باتشويق و توزيع نمودن يك تعداد تقدير نامه آنهم دور از آگاهي رياست معارف ولايت ومديريت معارف در ولسوالي بشكل يك جانبه وعاجل وحركات نمايشي وبيانيه وبخششهاي نقدي ميخواهد نقشه همكاران اش درحزب (ماويزم) اندخوي و دولت اباد راعملي كند زحمتكشي استادان سابقه دار كه به سليقه رنگينه جان برابر نبود ودعوت حزب شان را قبول نداشتند شنيده نشد كه توسط طاهرسيحون مديرايگمبيردي شهيد واشرف مرادي استاد دارالمعلمين مطرح شد. هدف از اين كارگويا پايه گذاري مجدد حزب غيرفعال ماويست است كه به باور رنگينه جان سبب راه يافتن شان به پارلمان شده است ميباشد در حاليكه رنگينه جان با آراي زنان محلات دهاتي و جوانان بيسواد كه عاشق عكس هاي زيباشان شده بودند پيروز شدند.

با غنيمت ازفرصت با تقدير وتحسين اعضاي جديد از استادان و روشنفكران اندخوي+دولت اباد براي بقاي شان در جوكي طرف داران جديد جذب كند. اماشناختيكه از دريافت كننده گان تقدير نامه ها است همانند قندي جان, گل ببوجان, صفوراخان, كريمه جان و....

تسليم انعامات نمايشي و فاقد ارزش حقوقي نخواهند شد چه رسد به اينكه در قالب يك حزب كهنه حركت كنند و ازطرف ديگردر چند روز اخير براي بخش ديگر يعني ايجاد دفتر جديد كوشش بعمل آمد تا حويلي كرايي موتر و معاش براي اعضاي دفتر وساير ضروريات با سه مرجع عايداتي در اندخوي گمرك اندخوي , شركت سازي وپروزه سركسازي صحبت شد.

نخست فهيم كارگر شوهرش با يكي از مسولين گمرك اندخوي كه خواهش كرد اسمش در اين مقاله گرفته نشود تقاضاي بيست هزار دالركرده براي خريداري يكعراده موتر وكرايه يكساله منزل حاجي نظام در شهرنوكه توسط انجنيرصاحب يارمحمدتنظيم ميشود تدارك ببيند و در بدل ان ازانهاازتوسط وزير ماليه حمايت ميكنند در حاليكه فهيم كارگر يك كارمند عادي در شوراي امنيت كه معاش دالري از يك موسسه خارجي ميگرفته است ميباشد. و درديدار خود رنگينه وكيل با حاجي سميع ريس شركت سركسازي براي رفع ضرورت دفتري حزب از فرش گرفته تا پرده به مبلغ ده هزار دالرضرورت دارند و درمقابل آن رنگينه جان ازعملكرد شركت در مركز دفاع ميكند ويك مبلغ مقدارش را ندانستيم ذريعه تيلفون از طريق انجنيرنعيم هراتي از داكترقديرلطيفي درخواست شد و رنگينه جان اطمينان داد كه هيچگاه شكايت شركت مذكوررااز منبر پارلمان صورت نميگيرد .

با جمع آوري اين امكانات غير قانوني كه از ترس مسولين بدست خواهدآمد بر خيانت هاي آشكاريك وكيل پارلمان مهر تاييد ميگذارد. به تكيه بيك فرد شعر:اگر بيني كه نا بينا و جاه است ... اگر خاموش بنشيني گناه است آنچه روي داده بود جهت اطلاعات شما جمع و عرضه كرديم.

در اخير ازيكي اعضاي دولتي به اساس رسالت ايماني ووطندوستي شان قسمتي ازمعلومات فوق را باماشريك كردند تشكري ميكنيم.

اظهار سپاس و امتنان ازبرادری که اين معلومات را با راستگوی خردمند شريک ساختند، در صورت داشتن نظر واطلاعات ازطريق آدرس فسيبوك ما را در جريان بگذاريد.

تلکس

تلکس

شایعاتی وجود دارد مبنی بر اینکه محمد عالم ساعی والی ولایت جوزجان تصمیم بر این گرفته است که به پاس خدمات شایان و فراموش ناشدنی مقامات ولایت جوزجان قرار است دو مکتب بزرگ شهر شبرغان را بنامهای خود و معاون دانشمندش فقیر جوزجانی نامگذاری کند. هرچند خدماتی که این دو متفکر بزرگ در ولایت جوزجان انجام داده اند ارزش این را دارد که باید در پهلوی پوهنتون جوزجان یک پوهنتون دیگر نیز ایجاد شود و بنام هایشان قید نمایند. زیرا از روزیکه محترم عالم ساعی قدم به شهر شبرغان گذاشته است نهادهای کارگری را به تحویله خانه اسب ها تبدیل کرده و داشته های ادارات و دارایی های دولتی این ولایت را زیر سم اسب های بزکشی کرده و هفته سه بار مشام مردم شبرغان را مملو از خاکباد های بزکشی نموده است. همجنان با تطبیق سرک حلقوی غیر قانونی خانه صدها خانواده را بی سرپناه ساخته و پاداش شانرا تحت نام شهرک بابا مشرب خسر- خسربره- خیاشنه و دوستان دوره تحصیل اش هدیه داده است. همچنان با استفاده از امکانات دولتی سرای های بندر آقچه را خریداری نموده و به بلدینگ های شخصی تبدیل نموده است. معاون دانشمندش نیز از غصب زمین ها شروع حتی اجاره مندوی ها - سرای ها و حتی دست فروشان شهر را به ۱/۴ اصل قیمت گرفته و مردم شهر شبرغان را پست کرده است. آقای ساعی وعده های روز اول خودرا کاملآ فراموش کرد. گفته بود که اولین اقدامش تحکیم سواحل دریای آقچه و آمو بوده و بعداز آن روز بنام سیل چیزی را مردم شاهد نخواهد بود. که فضل خدا این وعده را بجا کرد و مردم جوزجان از آن مشکل کاملآ نجات یافته است. وعده دومش این بود که گویا از گسترش فساد اداری کاملآ آگاه است و فساد را از بیخ ریشه کن خواهد کرد. اما صد افسوس که با گذشت هر روز فساد اداری بیشتر گسترش یافته و آن مامورک های فاسد ادارات دولتی موی به جان مردم نماند. رقابت های که در سطح ولایت به راه انداخته میشود کلآ میان خودش- معاون دانشمندش و غیره کاسه لیسان اطرافش تقسیم میباشد. در هیچ یکی از رقابت ها کسی به حق قانونی خود نرسیده است.

با در نظرداشت این همه خدمات شایان جناب والی و معاون متفکر و دانشمندش ما اهالی ولایت جوزجان به مقامات بلند پایه دولت جمهوری اسلامی افغانستان پیشنهاد مینماییم که در پهلوی پوهنتون جوزجان یک پوهنتون دیگر را ایجاد نموده و بنام این متفکر شرق نامگذاری بکنند. زیرا نامگذاری مکتب - سرک - مسجد - مدرسه - شفاخانه و غیره به شآن این بزرگان مناسب نمی باشد.

به وصف سلطان سنجر ولسوال اندخوی

به وصف سلطان سنجر ولسوال اندخوی

کرده ای برخادم ما افتراح ای چشم کور
گفته ای بی اساس و ناروا ای چشم کور

آن نیکومرد عمل سلطان محمد سنجر است
میکنی برما عیان بی ننگی ات ای چشم کور

آن ولسوال سلف ناموس مردم را فروخت
کن عیا ازمردمان باوقار ای چشم کور

دیده واکن فکرکن و گوش و هوشت گول مزن
لطف یزدان بود سنجر به ما ای چشم کور

اززمانیکه آقای سنجر دراندخوی است
با تبار رشوه خواران نیست همکار ای چشم کور

کرزی ات هرروز طالب را برادر میکند
نیست تقصیر ولسوال محل ای چشم کور

من قریب و یاور و سردار ولسوال نیستم
دیده ات را ازحقایق برمبند ای چشم کور

شاعری و شعرسرایی پیشه ی مردانه گان
کرده ای نام ایشان باخاک برابر ای چشم کور

شب شراب و روز فساد، هرزمان شیطانگریست
میشناسند هوشیاران ترا ای خبیس ای چشم کور

رشوه گیرو فاسق و اهل قمار توستی
برف بامت را مینداز بردیگران ای چشم کور

حیف آن زیبا زبان ازبیکی بدنام شد!
ایسیق مردارینگ اوزینگ اِی ای بی حیا ای چشم کور

ناسزا و غیبت و ناموس فروشی کارتوست
گرچنین نیست واقعیت را بنویس ای چشم کور

ای خدا! خواهم پناه از فتنه این ابلیسان
از شر بدجنسی بی مایه گان ای چشم کور

اندخوی زیبد ترا در دشمنی با ابلهان
حرمت مهمان خادم را بدان ای چشم کور

رنگینه کارگر

رنگینه کارگر 

این مطلب نظم گونه در دل یک هموطن شماست که شاید برخلاف شما به حرف ها و ظاهر خیلی زیبا ودلفریب یک خانم به اسم رنگینه کارگر باور کرده وبازحمت زیاد و اهدای رای امید بسیاری برای او آینده بسته بود. اما بزودی معلوم شد که این خانم مقبول اما باطن زشت و مادی پرست دریکسال کاری چند بار درکنار سایروکیل نما های رای فروش (همچون گذشته) از امانت مردم به نفع شخصی اش استفاده کرده و شعر زیرین به همین دلیل سروده شده است.

دادی از کف آبرویت بی گمان رنگینه جان
چادرت گردیده پاره روی نمایان رنگینه جان

عاشق دالربودی و شوق بلدینگ داشتی
امرمیکردی به ما ماه تابان رنگینه جان

خورد و برد و رای فروشی عادت است اندر شما
مینمودی باز برای خود دکان رنگینه جان

گفته بودند کی وفا باشد زخوبرویان مست
صد کرت گویم به جا فرموده اند گذشتگان رنگینه جان

حال دانستم دادن هرشی برایت ازاول معمول بود
بافروش رای کردی این حقیقت راشایان رنگینه جان

صددریغا سرنوشتم افتاده بردست تان
میخوری باهم قطاران خون مان رنگینه جان

شرم میکردی پری جان زموکلین عامی تو
چون جوان و پیروزن و دختران رنگینه جان

گشته ام بسیارمایوس ازکارک ننگین تو
میکند خنده به تصمیمت جهان رنگینه جان

نوش جانت دل زما بردی زمان انتخاب
دارم اکنون به یک رای صد پشیمان رنگینه جان

ای زمان زودترگذربرمانداشتی الفتی
طالع ام برباد زدستِ بی مایه گان رنگینه جان

ازتوباید من ننالم دست به فرق خود زنم
داده بودم رای خویش بربیگانه گان رنگینه جان

هرچه کردی ای صنم دانی که برخود کردی
شاید یک روزی کنم سنگباران رنگینه جان

چوپ! صدایت رانکش ای خام تاریخ وطن
هرزمان غفلت تراکرده ویران رنگینه جان

(هموطن غافل شما)

تب وتاب سیاسی کشور

 تب وتاب سیاسی کشور

در این روزهای سرد با زارهای سیاسی تب وتاب های گرمی را به خودگرفته است. ازجمله می توان از گفتگوهای صلح با تروریستان ودهشت افگنان بی رحم وبی عاطفه در چندین محور ( داخلی وبین المللی ) و صف آرایی مخالفان سیاسی نظام کنونی با شعارهای تغییر نظام سیاسی به نظام پارلمانی وفدرالی نام برد. این کشاکش های سیاسی گروه های سیاسی وچهره های به اصطلاح تاثیر گذار در معادلات سیاسی گذشته وکنونی را واداشته است که دست به ایجاد ایتلاف های سیاسی وآرایش جدیدقدرت برای تغییروضعیت کنونی بزنند. باگذشت هر روز احتمال می رود که این تقابل ها وتضاد ها فشرده ترشود. گزارش ها حکایت از یک رویارویی جدید سیاسی برمحور تصاحب قدرت در کابل همین حالا آغازشده است، در این گیرودارها دوجبهه ی داخلی ویک جبهه ی بین المللی وارد این کارزار سیاسی گردیده اند، یک؛ اردوگاه سیاسی حکومتیان به رهبری کرزی ومعاونان وحواریون سیاسی اش برای ابقا درقدرت پس ...از سال 2014 (اتمام دوره کاری حکومت کرزی) تلاش های را درمیان هواداران داخلی وبیرونی شان از رده های بالایی وتاپایانی آغاز نموده اند. دو؛ پایگاه مخالفان سیاسی ونظامی کرزی که شعارهای شان برمبنای تعویض تیم کنونی وتغییرنظام سیاسی ریاستی کنونی به نظام نامتمرکز پارلمانی ( حکومت مردم گرا ) واردکارزارسیاسی جهت تحقق برنامه هایشان گردیده اندسعی دارند که بامتقاعدساختن آمریکایی ها وحامیان منطقه ای شان موازنه سیاسی را به سودخودبکشانندوتاجایی که دیده هم می شود این جبهه اگرباقوت باقی بماند احتمال چرخش قدرت به سوی آن ها بیشتر متصوراست . وسومی حلقات بیرونی به ویژه آمریکایی ها هم ظاهرا با سیاست ها مرموزوسردرگم وامادربعضی موارد مشخص به این تب وتاب های سیاسی در افغانستان حضورباالقوه دارند، اما امریکایی ها باوجودتنش های گذشته وکنونی باحکومت کرزی در تلاش اند تاشماری از مشمولین قدرت، وچهره های مخالف سیاسی ونظامی اعم ازطالبان وگروه های درگیردیگر را که با دول غربی خاصتا آمریکایی ها روابط نیک وحسنه دارندوبه گونه ی که گفته می شود چهره های معتدل وسازگار باسیاست های امریکا درمنطقه وافغانستان اند در یک دولت آینده پس از سال 2014 میلادی درترکیب نامتجانس سیاسی وارد قدرت سیاسی پس از اتمام دوره کرزی درکابل بسازند. اما تیم حاکم هم در تقابل باسیاست های آمریکایی ها در صدد چاره سازی برای ماندن درقدرت را دارد. اما این همه کشاکش ها و زدوبند های سیاسی که دربیرون وداخل ازکشور صورت گرفته به دور ازچشم مردم وبه گونه ی پنهانی دنبال می شود. بااین همه بحران های که کشورمارا فراگرفته است، مردم افغانستا نگران آینده وسرنوشت سیاسی، امنیتی، اقتصادی واجتماعی خوداند که تامبادا دریگ گرداب سخت ونفس گیر دیگر بند نمانند.

کتاب صنف دوم سواد آموزی به کی تعلق خواهد گرفت؟

خاینین ملی افغانستان

کتاب صنف دوم سواد آموزی به کی تعلق خواهد گرفت؟

برایم محلی در کابل به نام یک زن همیشه جذاب بود. همیشه پیام های نانوشته ای از این محل می خواندم. مکانی که سالیان سال بخشی اساسی شهروندان کابل در محلی که به نام یک زن است زندگی می کنند و به آن زن و آن مکان احترام ویژه ی قایل هستند.
برداشتن نام این بانو از پشت دروازه ی مکتب و گذاشتن نام شخصی که فقط نامش را دیده ایم و بس، تکان دهنده است! حتا اگر نام مو...لانا جلال الدین محمد بلخی را به جای آن می گذاشتند کار غیر انسانی و احمقانه بود چه رسد به آقای وردک.

در جغرافیای مرد سالار و انسان کش افغانستان نام یک زن در زادگاهش در پشت دروازه ی مکتب اصلاً چیز زیادی نیست. آن هم بدون پاسخ دادن به این پرسش که چرا آقای وردک نام آقای وردک را بر پشت دروازه ی این مکتب گذاشته است؟ برتری این آقا بر آن بانوی بزرگ چیست؟ حتا گیریم بی بی مهرو مانند ملالی نامی تنها در عالم خیال نه در واقعیت! وجود داشته باشد.

جناب وردک امیدوارم اشتباه کریم خرم را دو باره تکرار نکنید! این تمدن همان گونه ای که بر شانه ی مردانی چون خیام، رودکی، مولانان و ناصر خسرو استوار است، زنانی چون رابعه ی بلخی، پروین اعتصامی، فروغ بسطامی، فروغ فرخزاد، محجوبه ی هروی و مخفی بدخشی و سیمین بهبهانی نیز برای رسانیدن آن به دست ما شانه زده اند.

جناب وردک! فراموش نکنید هنوز هم کتاب سواد آموزی در شهر پیدا می شود. از آن ترسم که کتاب صنف دوم سواد آموزی زبان پارسی به شما تعلق گیرد. شاید دور و برتان کسانی باشند که در باره ی الفبای تاریخ چیزی بدانند. اگر کسی نیست لطف کنید یکی را از بلخ، هرات، غزنی و بدخشان بلخ!
از همه درد آور تر این است که شماری از نمایندگان مجلس که تا دیروز خود را سر سپرده ی فرهنگ و زبان پارسی قلمداد می نمودند، امروز خاموش اند!

صرف نظر از مسائل زبانی- تمدنی، برایم این جالب بوده است که چرا زنان و مردانی که خود را مدافع برابری حقوق زن و مرد می دانند، خاموشانه به لوحه ی نگاه می کنند و در برابر کار وقیحانه ی جناب وردک و کرزی نظاره می کنند!!

هنوز هم یک تعداد بیدار هستند و برف خیابان های کابل به زودی آب خواهد شد.
 

سرقت با صلاحیت در اندخوی

سرقت با صلاحیت در اندخوی

تلکس شایعات 

تاریخ انتشار:   ۱۰:۴۵    ۱۳۹۰/۱۱/۱۱

کد خبر: 32146

منبع:

نسخه چاپی

ارسال به شبکه های اجتماعی، وبلاگ ها و دیگر سایت ها ارسال به دیگران

در معرفی شهر اندخوی قابل یادآوری است که بندر آقگینه در ولسوالی های چهارگانه اندخوی از نظر عواید ، موقعیت جغرافیایی و سیاسی به صفت یکی از دروازه های عمده و ستون فقرات اقتصادی و پیوند خارجی کشور است.
سرمایه هنگفت ملی و بین المللی از این شریان حساس عبور میکند. مضاف برآن صنعت قالین ، پوست قره قل ، نباتات طبی و زراعت و مالداری و سایر کسبه کاری و معدن نمکسار چشمه عواید اسعاری کشور نیز می باشد.
از اینکه اندخوی یک شهر روشنفکری است طی 11 سال اخیر در محدوده قانون حرکت کرد. مگر این کم توجهی مرکز و بقایای شر و فساد دوران حاکمیت جناب پوهنیار صاحب خیرالله انوش ولسوال وقت اندخوی فعلا والی ولایت سمنگان بوده که مردم اندخوی را در 11حمل 1390 مجبوربه تظاهرات گسترده ده هزار نفري وادار ساخت.
با وجود مخالفت و انزجار شدید مردم اندخوی بقایای شبکه در حال ظلم و استبداد به مردم خود اند.

همانطوريكه بمطالعه فيسبوك جناب " پوهنيار خيرالله انوش " به حيرت افتادم كه فيسبوك بدون هيچگونه مطلب اجتماعي سياسي پر از تصاوير هنرمندان سينمايي و الفاظ غير اخلاقي است. گويا هنوزهم اخلاق شان اصلاح نشده است.
همچنان به قول مراجعين در بررسی قضاياي وارده به شعبات حقوق و مقام محکمه ابتداییه اندخوی ضبط صوتی و تصویری را مدرک اثباتیه حق نمیشناسند. این عمل در ذات خود انکار علم و تخنیک عصر و زمان منجمله تلیفون و کامپیوتر و اینترنیت است. در حاليكه بر اساس آن بانکهای جهان تبادل پولی خود را انجام میدهد و این محکمه هنوز در عصر حجر باقیست.
مدارک اثباتیه مورد اعتماد شان اسناد کاغذی است که در صورت جعل اوراق، کریمینال تخنیک هم ندارند. شاید از وجود آن بی خبر هم باشند. کوشیده اند که مردم در ارایه دلایل محدود بمانند تا محکمه محترم به لزوم دید خود فیصله صادر کند.

چنانچه اخیرا در محله بیشکینت اندخوی دو موتر شتابزده در حال سبقت به عقب موترسایکل دوپشته سوار تصادم کرده زن سوار موترسایکل به قتل میرسد ولی بنا به حکم محکمه محترم شهراندخوی شوهر مقتول شش ماه زندان و دريور موتر تصادم معاف شناخته میشود.

همچنان کدام یک شهروند اندخویی چهره مشهور جناب محمد نبی پیژند آمر جنایی فعلي شهر اندخوی را در کد خبری 26014 این شبکه محترم به معرفی گذاشته بود. اما مقامات عالی دولت نظر شهروندان اندخوی راچندان مداراعتبار قرار نداد ولی سرقت مافیایی و رشوت در موجودیت این هم رديف سارقین هنوز ادامه یافت.
باند مافيايي دوران جناب خيرالله انوش تحت اداره نبي پيژند پول عازمين حج را در جنگلزار بين اندخوي دولت آباد فارياب به غارت بردند و قتل هاي زنجيره اي كه هنوز اثري از حضور طالبان نبود در موجوديت اين باند صورت گرفته از نظر فرد فرد اندخوي پوشيده نيست.
حتي بعضي از محكومين 20 ساله اين قتل ها در يك سال آزاد شدند. مگر هيچ فرد اندخوي از ترس جان خود جنايات بقاياي اين باند را به تنهايي افشا كرده نميتواند تا اينكه مقامات عالي گلم شانرا جمع كند يا روزي به طوفان مردمي سردچار شوند كه در آنصورت دولت نيز از نظر مردم مقصر شناخته خواهد شد.

حدود شش بجه صبح صادق مورخ جهارم دلو 1390 دکان صرافی محترم محمد علی در قلب شهر اندخوی به سرقت رفت.
آیا شکستاندن قفل دكان سر و صدا ندارد؟ حمل صیف چهل سیره به موتر زمانبر نیست؟ ازدحام کم از کم پنج شش نفر سارق در فرصت خلاء شهر کسی را مشکوک نمیسازد؟ پوسته موظف در فاصله 100 متری چیزی را احساس نمیکند؟
قرار شایعات موتر سراچه حامل صیف با عقب باز در فضای نظارت پوسته عبور میکند کسی شک بر نمیشود؟ قراول محل با دهن پلستر و با دست باز و پای باز تا رسیدن موظفین امنیتی سر و صدا نمیکند چرا؟ درین شب جناب محمد نبی پیژند آمر جنایی شهر اندخوی نوکریوال بوده اما با ترک وظیفه محوله به خانه خود رفته بود چه تضمینی وجوددارد که این جناب در خانه خود استراحت بود یا مصروف کدام کار مهم ؟
اگر درین سرقت بزرگ اشخاص بلد دکان دست هم داشته باشد فضای مساعدو مطمين این سرقت باصلاحیت اندخوی هر شنونده را مشکوک میسازد. تا آخرين دقيقه كه اين مطلب را مرتب دارم ساعت30 : 8بامداد 9 دلو 1390 است هنوز اثري از كشف اين جرم تثبيت نيست و شايد مجرمين در غرق نيشه كيف صفا دارند گويا بگيرش كه نگيردت.

بنابر تجارب قبلي ، هر فرد اندخوي با اطمنان باند دست پرورده جناب نبي پيژند را مسول اين سرقت بزرگ ميدانند.
قرار معلوم مورخ 5 دلو 1390 در حدود 50 نفر دکانداران شهر اندخوی به شمول صرافان شوک زده به رسم اعتراض به حضور جناب سلطان سنجر ولسوال شهر اندخوی رفته این سرقت آشکار در حضور مسولین امنیتی را فضای قانون جنگل دانستند.
مورد سوال قرار دادند که آیا قوماندانی امنیه شهر اندخوی قابلیت تامین امنیت و اداره را دارد یا طور دسته جمعی از حکومت اشخاص کارآمد را تقاضا کنیم ؟ ولسوال اندخوی در برابر خشم بزرگان باشکیبایی کامل به آرامش دعوت کرده اطمنان خاطر داد که امنیت دکان شماو مال شما را دولت تضمین میکند. از اینکه جناب سلطان سنجر ولسوال اندخوی در نزد اکثریت قاطبه ملت های ساکن محل مورد احترام است سخنان شانرا اعتماد کردند.
همچنان از صحبت های دقیق قوماندان امنیه جدیدالتقرر شهراندخوی در خفا ابراز رضاییت کرده تاسف نمودند که افراد ناقابل جنایی چنین یک قوماندان متجرب را هم بد نام میسازد. اما مدیر امنیت شهر اندخوی یک کارمند خود را به جلسه مردمی فرستاده نه تنها در پیشگاه مردم حاضر نبود بلکه در بخش امنیت کارکرد محسوس جامعه را نیز ندارند.
گزارش جریان مجلس اعتراضیه بزرکان به قول یک سرشناس قومی تحریر یافت نواقص و توضیحات بیشتر آنرا خوانندگان عزیز ارایه خواهند کرد.
همانطوریکه در هرگونه شرایط سیاسی هم نمیشود زندگی را متوقف ساخت ، هدف ازین نوشته فارغ از غرض سیاسی و شخصی بلکه صرفا به مرام اصلاح اداری و ترحم به حق بشر نگارش یافت ، عدالت نیست که با تباهی صدها نفر شکم یک فاسد سیر شود. مردم اندخوی در تقاضای حق قانونی خود با مقامها مصلحت نمیکند بلکه مقامها را مزدور خود میشناسد.
چنانچه تظاهرات غافلگیرانه 11حمل 1390 مردم اندخوی شاهد مدعای ماست چون این مبارزه سیاسی نیست که به قانون اساسی محک زده شود یعنی غافلگیرانه قیام و تقاضای حقوق خواهد کرد. آیا این حالت مقامات عالی را انگیزه جدید نمیدهد؟
درست است که جناب محمد علی صراف باصدها نفر داد و گرفت صدها دوست و آشنا و هزارها شناسا دارد و اگر جناب آمرصاحب جنایی شهر اندخوي بخواهد این جنایت حتمی کشف و مجازات میشود" الله اعلم" مگر آینده این شهر را چه تصور کنیم؟ تلاشهاي قوماندان امنيه جديد شهر اندخوي اميدواركننده است اما با چه كسي؟

پیشنهاد میکنم مقامات محترم مافوق رقابت اشغال کرسی های محل را تا ایجاد فضای مصون کنار گذاشته از کادر بلد محل با قلب پاک و دست پاک جهت تسریع کشف و جلوگیری جرایم بیشتر استحصال خدمت فرمایند!
اندخوی از نظر موقعیت جغرافیایی و بندری حایز اهمیت درجه دوم کشور بوده انارشیسم بموجب فساد وقتل هاي زنجيره اي در چنين يك شهر بندري تاحدي تحدید حیات سیاسی کشور است فلهذا رشوتخور و باند مافيا باید بی درنگ مجازات شود!
شرابخوری و فساد اخلاقی جامعه موجبات هرج ومرج و غفلت وطنپرستی است وظیفه ایمانی و وجدانی هر مامور و افراد محل است در جلوگیری آن همیاری فرمایند چون راحت جامعه راحت خودشان نیز است!

امیدوارم تبادل نظر بنده زیر ذره بین خوانندگان محترم قرار گرفته مارا رهنمایی و رهبری سالم فرمایند تا قطره قطره دریا شود !

بااحترام: تاش خواجه فاريابي


نظرات بینندگان:

>>>   آنچه را که نوشته اید تاش خواجه من به صفت یک شهروند اندخوی 100% تائید میکنم .

>>>   آب که از سربند گل الود باشد، از پائین آب چه توقع میکنی. خداوند خودش این مسلمانان تذکره ای را توفق نصیب فرمائید ، چون هیچ کس بیکار نیست ، همه مصروف جیب خود اند و بس.

>>>   تشكر از جناب تاش خواجه ! من هم اشتياق داشتم كه اين جنايت بزرگ را زير تحقيق مردم قرار دهم ولي اين كار ثواب نوش جان شما . مگر قابل يادآوري ميدانم كه صندوق ثقيل بعداز خروج از شهر درفاصله بين اندخوي -شبرغان با قبول زحمت زير يك پل انداخته ميشود مگر جناب آمرصاحب جنايي صندوق خالي رادركوتا ترين زمان از آنجا كشف و به مالكش تسليم نمودند .عجبا به ذكاوت متهم ، گويا حادثه جرمي از ساحه اندخوي بيرون كشيده شد حالا بايد چند ولگرد ازبيرون اين شهر به دم توپ برود يعني دزد نابلد به كاهدان نه درآمده بلكه مستقيما صرافي را زده است . عقل ما قد نميدهد صاحب عقل را پيداكنيم كه غربال و چغل كند . هوشدار به مافيا كه افشا و رسواي تان ميكنيم !
قره باش

>>>   خداوند به هر که بخواهد مقام و منزلت میدهد و از هرکه را بخواهد خوار و حقیر میکند!
تخنیک امروزه آنقدر پیشرفت کرده که میتوان از صدای هرکس تقلید کرد و ضبط نوار صوتی کرد و یا هم میتوان به شکل تصویری از آن تصویر متحرک ساخت چنانجه امروزه همه ما در فلم ها و کلیپ ها شاهد آن استیم که به یک شکل چندین انسان کار میکنند.. ...این بدین معنی است که هیچوقت صوت یا تصویر سند ویا ثبوت قبول نمیشود...
در رابطه به فیسبوک : در فیسبوک میتوان به نام هرکس آدرس فیسبوکی ترتیب کرد و از عکس های مضخرف در پروفایل آن ثبت کرد و در تمام صفحه نمایش داد ...... شما خود جسجتو کنید حتی به نام خدا که آفریدگار دو عالم است آدرس فیسبوکی ترتیب کرده اند آیا این بدین معنی است که توبان اعوذ بالله این آدرس خداوند است؟
اگر سند یا مدرکی دارید که خیرالله ا نوش چنین باندی دارد یا در چنین قضایای جرمی دست دارد چرا به مقامات بالا مراجعه نمیکنید...؟
زمان خود قضاوت میکند ... چرا در زمان ولسوالی خیرالله انوش شما هر وقت شب که میخواستین از خانه میتوانستین برون بیاید اما حالا چرا نمیتوانید از نماز شام به بعد از خانه بیرون برایید ....اگر خیرالله انوش باند دارد ...چرا در آن زمان فعالیت نمیکرد و مردم حتی دروازه های خانه ایشان از طرف شب باز بود.
دوست گرامی چیزیکه تو نوشتی تنها از مفکوره شخصی خودت است شاید از لحاظ حسادت باشد یا اختلافات شخصی اما نظر عمومی اینگونه نیست.
خدواند متعال خودش از همه چیز آگاه و بر همه چیز دانا است....

با احترام ...باور اندخویی

>>>   امیدوارم که جناب وزیر صاحب داخله که فعلا ادم پر تلاش و وزیر با درایت معرفی شده لطف نموده مردم اندخوی را از چنگال این مدیر جنایی رشوت خور شراب خور و ... نجات دهید یقنا اگر جناب وزیر صاحب به این مشکیل رسیدگی نمودید ما اهلی چهارصدهزاری اندخوی طرفدار شما خواهد بود . در غیر ان
عبدل بری از اندخوی

>>>   تخم ازبک و ترکمن را ملخ خورده است . اگر منصبداران وارداتی قومندانی امنیه شهر اندخوی را در روز روشن به یکی از قریه جات رها کنیم دفتر خود را یافته نمیتواند پس چه انتظاری از کار کرد امنیتی شان داشته باشیم به یک گل که باغ نمیشود
خیرالله

>>>   آقای تاش خوجه بای!
این همه صحنه سازی ها بخاطر محو رد پای دزدان ساخته و بافته کره ها و سلطان سنجر قطر ولسوالی بی کفایت اندخوی بخاطر برائت مذکور است از اینکه دزدان در شب سرقت مهمان خسربره اش صادق خان افسر بندر در آقینه بوده همه شاهد استند

>>>   آقای تاش خواجه فاریابی!
این همه صحنه سازی ها بخاطر زدودن رد پای دزدان ساخته و بافته سلطان سنجر قطر و کره ها بخاطر برائت
مذکور است از اینکه دزدان در شب سرقت مهمان خسر بره اش صادق خان افسر بندر آقینه بوده همه میدانند
روزی قل

>>>   ما اسنادی مبنی بر سو استفاده ولسوال بی کفایت اندخوی که بادیگاردش طالب است و برف بام خود را بالای بام دیگران میاندازد در پنج نوار صوتی با خود داریم در موقع مناسب به سمع هموطنان میرسانیم. بشیر تینج نماینده قلابی مردم که با عوام فریبی وکیل مردم شده نوار چهار سال قبل مذکور را که بعد از مصاحبه با فاحشه ای انجام داده بود در اختیار قرار خواهیم داد...رفقای نزدیک بزرگوار از جریان واقف استند
با احترام ...کریم الله

>>>   تاش خواجه جان شو گپ لرینگه پوقینی چتی لب اییب سن
بآحترام: امان دالی اندخوی

>>>   سلام واحترامات خوانندگان افغانپیپر
همشهر عزیز <تاش خواجه> بعضی از بی عدالتی,ظلم,خیانت ...هارا یاد آوری کردند کاملا درست است.فقط این هم یک حقیقت است که بعد از رفتن انوش در ولسوالی اندخوی صدها انوش دیکر پیدا شد .هر روز مردم بد تر از دیروز است.بنام پولیس در شهر هیچ وجود ندارد.ولسوال جدید مصروف خوردن مهمانیها {فرهنک غذای مردم اندخوی از شهرت بر خوردار } است.شرابخوری زیاد است بلی چراکه هر روز{و از طرف شب هم} از بندر آقینه هزاران تن شراب از طریق قاچاق وارد اندخوی میشود.ودر این کار با ابراز تاسف بعضی از اشخاص که در اندخوی قابل احترام اند دست دارند بر علاوه در شهر اندخوی کارخانه شراب هم فعال بوده از انان باج گیری صورت میگیرد.بعضی جوان های رای هر روز اکثراٌ در بعضی محافل میبینم نشه اند,عمر شان بین 15 و 20 میباشد .این هم یک امر واقعی است که اولیا ,والدین و استادان و علمای کرام در این موضوع آنهارا هشدار دهند.در مدیریت محکمه , در شاروالی در قمندانی امنیه هم رشوت خوری و فساد حکمفرما است . جهالت وخوشباوری ,چشم پوشی مردم بر فساد و رشوه ستانی و...سبب رواج وبی قیدی اینچنین اعمال میشود.خداوند مردم افغانستان بخصوص مردم انخوی را در راه راست هدایت کند.
شاگرد لیسۀ {اندخوی}

>>>   سلام به همه!!!!
آقای باور اندخویی یعنی شما شهاب الدین باور اندخویی نام خود را چرا اینطور نوشته نکردید /
یکی شما هم دست دارید با انوش فاسد و به همین خاطر حمایتش میکنی تو بی وجدان تو از کجا کردی این پول ها را زمین ها خانه ها گوسفند ها دکان ها و خانه ها در مزار کابل و در دوبی وغیره وغیره از پدر کلان تو مانده از پدرت مانده توره تقیرچی بابای تو است نان به خوردن نداشت و پردت نظام الدین پول شرابش را نداشت پس تو این پول ها را از گجا کردی مامور هایی در اندخوی هستند که عمر خود را تیر کردند در ماموریت در گمرک در دفبانک در آقینه در ولسوالی در قوماندانی و غیره ادارات کدام شان تو واری پولدار شدند بگو اگر وجدان داری به این سوالم؟؟
تو خودت بیسواد مطلق هستی با دیپلوم تقلبی که من از همان گپ خبر دارم به 10000$ دالر امریکایی خریدی اما در کله ات غیر از رشوت چیز دیگری نیست و غیر از ....خوردن ...بازی کردن و ...ها را....دن دیگر هیچ چیزی را یاد نداری پس از الله پاک میخواهم که جزایت را در این دنیا بدهد از اولاد هایت ببینی انشالله الله اگبر.
سینی سیکسین اندخوی شهریدن

>>>   آنچه راکه تاش خواجه نوشته یک واقعیت است
روئین انوش

>>>   نبی پیژند یک آدم قاتل و خوانخوار است ایشان با شخصیت وی آشنای کامل دارم. شخصی را که در بدل پول کشت آدم بسیار خوب بود. دوست نزدیک من با شخص موصوف آشنای داشت. اگر کرزی صاحب میخواهد که امنیت در شهر اندخوی بیارد باید نبی پیزند را به دار بیآوزد.
کل بچه اندخوی

>>>   دزد دزد ميپالد. در اين دستگاه حكومتي تمامآ دزدان و جود دارد به همين مينوال . در بدخشان قاتل كلان دزدان به حيث شهر دار مقرر گرديده كه هيچ موقعيت حتي بلندترين نقات تپه ها را بفروش رسانيده بود اكنون با استفاده از اين سمت قباله ميدهد
راست است.
خیبر انوش

>>>   درود بر شهروندان اندخوی:
سپاسگذارم از نویسنده محترم که باری به این نکته اشاره نمودید؛ حدودأ از یک سال بدین سو؛ همواره مطالبی که در مورد اندخوی از سوی شهروندان اندخوی از طریق سایت وزین شبکه اطلاع رسانی افغانستان به نشر میرسید؛ از چند سال بدین سو باند های تروریست و گروه های سارق تشکیل یافته و فعالیت دارند و تعدادی از شخصیت ها را به دلایل نامعلوم ترور کردند، یکی از این شخصیت هایی که در این اواخر توسط باند های مخفی به قتل رسید، شهیدچاری خان مدیر مالیه ولسوالی قرمقول بود که در هنگام توضیح معاش معلمان لیسه قرمقول و در روز روشن توسط اقراد ناشناس به شهادت رسید، حتی هنگام ورود تروریست ها به فرماندهان پولیس اطلاع داده میشود ولی افسرهای پولیس بعد از یک ساعت به محل حادثه تشریف میاورند و نکته قابل توجه دیگر اینست که برخلاف روزهای دیگر که نیروهای پولیس در اطراف سرک اندخوی دولت آباد جهت تآمین امنیت حضور میداشتند ولی آن روز هیج نیرویی وجود نداشت، تمامی این اتفاقات نشانگر این که حلقاتی در حکومت با این باندهای تروریستی دست دارد.
حاجی کور

>>>   تشكر از تاش خواجه اندخويي كه موضوع را طور سطحي يادآور شده :
چنانچه موضوع ارتشا محكمه اندخوي چندي قبل در شبكه توركستان جنوبي هم انعكاس يافت و اخبار آن بين مردم نيز پخش شد . اما مقامات عاليه دولتي خودرا به گوش كري زدند .اين چوكيها كه باپيش پرداخت اجاره شده تا حصول اصل سرمايه و مفاد لازم از خود شكيبايي نشان ميدهند و بعد بدون تقاضا هم به مزايده مجدد گذاشته ميشود .
در ارتباط یک قتل در باغبستان بايد گفت كه قاتل نوجواني بوده بعداز اجراي قتل تفنگچه خودرا به زمين انداخته خلع سلاح از حضور يك قوم مسجد صحت وسالم فرار ميكند و به طالبان ميپيوندد . از روي تيلفون شخصي وي كه به جا مانده بود شش نفر ارتباطي اش را دستگير ميكنند كه از جمله يكي از آنها كه سه عراده موتر سايكل سرقتي از منزلش يافت ميشود كه موصوف باديگارد آقاي خيرالله انوش سابق ولسوال اندخوي و فعلا والي ولايت سمنگان بوده كه دوسيه جرمي نمايانگر باند خود جناب نبي پيژند و جناب انوش را نشان ميدهد معلومدار كه موضوع بدون نتيجه پايان مي يابد .
درارتباط سرقت در دهيكچي خانه بايد گفت كه دزدان مسلح داخل خانه محمد قربان ميشوند و مبلغ 300000 افغاني پول نقد از جيب قربان ميگيرند و قربان درفرصت مناسب فرار ميكند تا بادوستان خود آمده سارق را دستگير نمايد اما سارق تا آمدنش بساط وي را برداشته فرار ميكند . صبح هما ن روز قربان همراي ولسوال و قوماندان امنيه به منزل سارق كه شناخته شده بود ميروند و از جيب سارق مبايل صاحب خانه و 270000 افغاني پول نقد را پيداميكند سارق نيز معترف است . جريان بعداز طي مراحل از قومانداني امنيه و سارنوالي به محكمه ميرسد . محكه با وجود تمام اعترافات و مدارك با اخذ رشوه آزاد ميكند .
تعدادي از جوانان اندخوي قصد داشتند در اعتراض به بد امني و فساد در مقابل اداره محكمه و قوماندني امنيه به تضاهرات چند صدنفري محدود دست بزند . اما بعضي ها مخالفت كرد . چون اعتراض قبلي در مورد محكمه استماع نگرديد و تظاهرات 10000 نفري 11 حمل 1390 اندخوي استماع نگرديد پس اين عريضه بازيها معني ندارد . اين وضعيت يك تظاهرات وسيع را ايجاب مي نمايد تا همه رشوتخور را جارو كند .
جوممورد از مسجد اخلاص اندخوي

>>>   در شهرداری اندخوی کسانی استندکه تقریباً 30 درینجا وظیفه دار بودند:
قادر خان ، نور احمد خان ، اسماعیل ، صدیق ، نظر خان وغیره اینها اگر شهردار تبدیل شودهم در پست خود همچنان باقی میمانند، در اطراف اندخوی اینها هرکدام 70- 80 نمره زمین دارند، حکومت هیچ پرسان نمیکند که اینها به حق مردم چه خیانت های را میکنند.
تشکر ی میکنم از سایت زیبای اطلاع رسانی افغان پرده بر داشت از چهره چنین انسانهای خاین مثل شاروال اندخوی .
گدای بای عرب

>>>   هرچند مظاهره در اندخوی به شکل استثنایی و تصادفی به یکباره گی علیه کارکرد های فاروق پوک شاروال اندخوی بوده ولی به نظر بنده که در آن روز شاهد گردهمآیی هزاران نفر بوده ام، و از خیانت های شاروال بد بخت نیز درجریان هستم، حوصله مردم بیحد زیاد بوده باید منزل شاروال را همراه با تمام کارمندان شاروالی در میدادند چه کار عاقلانه یی میشد. به نظر من تظاهرات آنروز که شاهد آن بودم باید درس محکمی به ایشان داده میشد تا کارهایی که در حق مردم بیچاره کرده بودند یکباره به یادشان میآمد، و عبرتی برای آینده.
واحد خان لیسه ابومسلم

>>>   هرچند مظاهره در اندخوی به شکل استثنایی و تصادفی به یکباره گی علیه کارکرد های فاروق پوک شاروال اندخوی بوده ولی به نظر بنده که در آن روز شاهد گردهمآیی هزاران نفر بوده ام، و از خیانت های شاروال بد بخت نیز درجریان هستم، حوصله مردم بیحد زیاد بوده باید منزل شاروال را همراه با تمام کارمندان شاروالی در میدادند چه کار عاقلانه یی میشد. به نظر من تظاهرات آنروز که شاهد آن بودم باید درس محکمی به ایشان داده میشد تا کارهایی که در حق مردم بیچاره کرده بودند یکباره به یادشان میآمد، و عبرتی برای آینده.
واحد خان لیسه ابومسلم

>>>   اندخوی یک شهر بندری ، صنعتی ، زراعتی ، مالداری و دارای معدن نمک بوده مقام دولتی این شهر برای هر کس مزه دار است چنانچه جناب خیرالله انوش که هفت سال دراین شهر ولسوال بودند مالکیت دوشرکت بزرگ شدند یکی شرکت بازرگان و دیگری شرکت مختلط میمنه سرخان که در ازبکستان ثبت است کمایی کردند ، هنوز هم علاقه مند هستند تا مقام ولایت سمنگان را رها کرده ولسوال اندخوی شوند. از جمله دست پرورده های شان نبی پیزند مدیر جنایی اندخوی ، غلام فاروق پوک شاروال اندخوی فعلا منفور جامعه و جناب شهاب الدین باور که روزانه بالغ بر 5000 دالر عواید خالص شخصی دارند چشم بسیاری ها را خیره میکند مگر ذخایر این باند ها تا هفت پشت کفایت میکند .
مردم که از بقایای این باند شناخته شده به مرگ خسته شده اند امکان دارد بخاطر نجات خود به شورش های متعدد دیگری و حتی به مرگ خود راضی شوند تا از اسارت این باند نجات یابند .
انجینر روزی

>>>   قضاوت دست شما است عزیزان خواننده !
زمانیکه مرحوم مدیر چهاری مدیر مالیه ولسوالی خانچهار باغ بود؛ از تمامی کار های غیرقانونی آلتی بای خان ولسوال صاحب خانچهار باغ آگاهی داشت ، بنابرین ولسوال صاحب معزز ما تصمیم تبدیلی مرحوم مدیرچهاری را میگرد و بالاخره مرحوم مدیر چهاری به ولسوالی قرمقول به حیث مدیر مالیه تبدیل میشود؛ مرحوم مغفور در روز روشن در لیسه قرمقول هنگام توزیع معاش توسط افراد ناشناس به شهادت میرسد.
بنظرشما دوستان نهایت عزیز ! درین قضیه مقصر اصلی کی بوده میتواند ؟
به ارتباط قتل قاری عزیز الله هم بدون شک ولسوال صاحب خانچهار باغ دخیل است ، گرچه قاری عزیز الله در بین مردم ولسوالی چهارگانه اندخوی چندان محبوبیت خاصی نداشت .
جمعه سید بای

>>>   ترورهای پیهم دراندخوی توسط باندهای خیرالله جان انوش صورت میگیرد اگر نی شهاب مدیر را چرا کسی غرض ندارد یگانه ... خوار اندخوی محسوب میشود ، چون به باند های خیر الله جان انوش جزیه میپردازد اگر نی در ظرف 24 ساعت ترور میشود وسایر مقامات اندخوی هم ازین کار استثا بوده نمیتواند ، چون باند خیرالله جان انوش بسیار مهارت خاصی درین زمینه دارد 10 سال تجربه ای کاری نیز دارد.
امین عمر

>>>   بدون شک باند هایی در اندخوی وجود دارد ، گاهی ازنام طالب استفاده میکنند وگاهی هم ازنام کسی دیگر، اما درحقیقت پشت این سناریو به گمان اغلب یا خیرالله جان انوش ویاهم شاکر جان کارگر است .
علیم اینان

>>>   آری همه گی راست میگویند نبی پیژند یک شخص ... و بی کفایت است و همچنان تمام مردم اهالی شاهد هستند که تمام پسران وی نیز ... و وظیفه پدر را اختیار نموده و به میراث گرفته اند موجودیت چنین شخص به مردم اهالی اندخوی قابل تحمل نیست بلکه یک لکه ننگ و بدنامی است. باید این پراذیت را هر چه عاجل از این جامعه بدون مکروب محو نمود. چرا مردم خاموش اند مگر نمی دانند پسران او آصف و عاطف که مجلس آرای محافل مبتذل اجتماعی میباشند همچنان ... او که توسط عاطف به دوستان اش به شکل تحفه تقدیم میگردد. و نیز آصف جان در اندخوی نزد شخصی بنام استاد کبیر رابطه نا ...) بود حالا که استاد کبیر به سمنگان مقرر شده نیز نزد وی رفته و فعالیت های اسبق ادامه میدهد. و پدرش با دانستن این موضوع هم به خود میبالد. و خود نبی پیژند از تمام قمار خانه ها و فاحشه خانه ها باج میگیرد و با تمام فروشنده های مواد مخدر و مشروبات الکولی شراکت دارد. و در تمام قتل های ذیدخل میباشد حتی در قتل مولوی صاحب قربان حاتمی که در مرکز شهر در روز روشن صورت گرفت صد فی صد سهیم است. ای مردم برخیزید از خواب خفته و یخن این خاین وطن فروش بگیرید و حساب یکا یک این همه بدبختی ها و بدنامی ها را بگیرید ورنه این ملت بیچاره و مظلوم را به جاده بدبختی سوق خواهد داد که آنگاه هیچ کاری از دست تان ساخته نخواهد بود.
امیر حمزه خلیق

>>>   با عرض سلام خدمت دست اندر کاران افغان کاغذ:
حق دارند مردم اندخوی که در باره وضعیت کنونی هر آنچه بخواهند بنویسند چون سر منشا این همه نا امنی و ترور خود آمر صاحب جنائی نبی پیژند است. اندخوی شهری بود آرام و همه گی بدون ترس و لرز با یک فضا صمیمیت زندگی میکردند و بعد از ارتقا ولسوال صاحب اسبق به مقام والی که خودم به شخصیت اوشان سخت احترام قایل استم وضعیت یک کمی دگرگون شده بود با آنهم آمر صاحب جنائی سابقه "غنی خان" یک کمی خوب بود و اوضاع امنیتی را نسبتاً کنترول میکرد و حال بعد از اینکه آقای نبی پیژند (قاتل، قاچاق بر،باج گیر و کسی که بالای کار های نا مشروع پسران و دخترش به خود میبالد) امروزه هیچ کسی در روز روشن هم حتی در خانه خود آرام و بی تشویش بسر برده نمی تواند. آخر مردم بیچاره اندخوی چی کنند و به کجا بروند. نبی پیژند کسی است که همه مردم اوشان را از طفولیت میشناسند که "...است" و هنوز هم این عادت خود را ترک نکرده و نیز این عادت خود را به پسران و دختر اش به ارث گذاشته است. پس از چنین شخص ما چه توقوع داشته باشیم قرار گفته "پشک پاسبان گوشت مقرر شد" وای به حال ما مردم بیچاره و گوسفندی که یک رهبر و پشتیبان نداریم گریه کردن هم جای نمی گیرد که بگریم که خداوند به داد ما مظلومان برسد که شکار چنین اشخاص شده ایم خدا یا به ما مردم اندخوی ترحم کن و ما را این بلا ها نجات بده به جز خداوند دستگیری نداریم...
تاجی دیوانه

>>>   طالب اندخوي گروپ كوچكيست برون از حريم اندخوي فعاليت دارد ، تاكنون قدرت نفوذ به تركمنستان و ضرورت آنرا ندارد . قتل كينجه معاون صاحب منصب سرحدي اندخوي – تركمنستان همراي چارنفر از يارانش كار باند مافياي ترياك سردمدار خيرالله انوش فعلا والي ولايت سمنگان و شاگرد وفادارش نبي پيژند است . چون با جناب ظاهر خان جور آمد امكان پذير است اما اين كله شخ (كينجه معاون) مهم بود كه به اين ترتيب فعاليت سرحدي خودرا آزاد ساخته دالر كاري ميكنند .
مامور بندر آقينه

>>>   شهید داکتر عبدالرحمان ولسوال قرمقول بود، وی فعالیت های چشمگیری را درین ولسوالی انجام داد مرحوم مذکور باجلب کمک های انسان دوستی جمهوری ترکمنستان یک باب کلینیک صحی درین ولسوالی اعمار نمایدچون در گذشته کلینیکی صحی درین ولسوالی وجود نداشت .
دربین مردم ولسوالی چهار گانه اندخوی شایعاتی پخش میشود که گویا داکتر عبدالرحمان به حیث ولسوال اندخوی تعیین میگردد. دیری نگذشت شهید داکتر عبدالرحمان هنگام سفر به میمنه مرکز ولایت فاریاب در مسیر راه اندخوی - دولت آباد توسط افراد مسلح ناشناس به قتل میرسد . گمانه زنی های وجود دارد که مرحوم مغفور شهید داکتر عبدالرحمان توسط باندهای خیرالله انوش ولسوال وقت اندخوی ترور شده است.
احسان الله یاووز- اندخوی

>>>   سرمنشا جنجالها خود دولت است :
ساکنین ولسوالیهای چارگانه اندخوی مردمان پیشه ور ، صنعت کار و غریبکار صلحپرور بوده اگر ظلم و بی توجهی از حد بگذرد طغیان شیرمردان اندخوی شدیدتر از شیر و پلنگ است . مردمان اندخوی بتایخ 11 حمل 1390با راه اندازی تظاهرات 10000 نفری خود از فساد کاریهای شاروالی شهر اندخوی ، محکمه شهر اندخوی، مدیریت مالیه شهر انخوی و غفلت امنیتی مقامات اندخوی شدیدا اعتراض کردند .
آب از آب تکان نخورد ، این یکی از موجبات عدم همکاری مردم با دولت بوده مقامات شهر اندخوی نیز با اطمینان غرق عیش عشرت خود اند . حتی یک تغیر و تبدیل ظاهری هم شده نتوانست.
محمدعظیم ایرگش

>>>   این مطلب کاملاً دقیق است ، مردم اندخوی ازدست این خائنین بجان آمده است . دزدان مسلح از 7 شام تا صبح اطراف شهر اندخوی را احاطه نموده عابرین را لچ میکنند، کسی نیست پرسان بکند؛ مردم اندخوی از مسؤلین بی کفایت بیزاراند.
معسود احمد معسود

>>>   او بيادر ها همي مدير ماليه رشوت خور از ياد تان رفت لطفا چيزي در مورد اين خاين هم نوشته كنين اگه ني خفه ميشه
كلك راست گوي

>>>   خواننده گان عزیز سلام! بشهامت هموطنان بویژه اندخوییان عزیزافتخارمیکنم.که باجسارت واقعیتهارادرموردجنایات باندانوش فاسدکه ازخیرات سرمردم اندخویی صاحب ثروت ونام ومنصب شده است افشاگری نموده انداماپسراش رویین تره میخواهدمسیراصلی واقعیت ها بسمت دلخوااش سوق دهدمحال است وخیال است وجنون...فحاشی میگساری رشوتخواری استفاده جویی بیحدوحصرخیرالله جان انوش برهیچ اندخویی پوشیده نیست. مکالمه جناب شان بازن جوانیکه بامیدرهایی وطلاق ازشوهرش به دفترایشان مراجعه کرده بودزبانزدهمه وبیانگرپستی وخباثت شیطانی رادرقالب آدمم بازگومی کندکه خودراشخصیت زمان میتراشد. لطفابرف بام خودرا بالای بام دیگران پرتاب نکنیدمن نمیخواهم ازآقای ته ینج وآقای اولسوال اندخوی دفاع کنم انصافاتاحال چیزی ناپسندازآنهانشنیده ام...بچاغچی

>>>   اصلا از روزي كه سلطان جان سنجر ولسوال اندخوي شده اين همه بدبختي ها بالاي مردم امده جون برعلاوه بي كفايتي همدستي با طالبان هم دارد دو شب بيش با طالبان قطه بازي بروكرام داشت روزي اندخوي ارام خواهد شد كه سلطان جان سنجر بر طرف شود
سلطان قطر زاده

>>>   خطر لجام گسیختگی!
خداوند از لطف و کرمش بنده گان خویش را به نعمت های مادی و معنوی بهره مند میسازد تا نمودار شود که چه کسانی شکر گذار و سپاسگوی منعم اند و چه کسانی کفر پیشه و منکر از همه نعمت های الهی, آزمایش و امتحان انسان است.
چه تمدن خیره کننده امروز و چه نعمت های طبیعی مادی و چه رهنمود های اخلاقی و معنوی آسمانی از کتب الهی و پیامبران, اولیا و علمای متعهد دلسوز و چه عقل و فطرتیکه در نهاد انسان او را به خوبی ها دعودت میکند و از بدی ها بر حذر میدارد.
یکی از نعمت های بزرگ الهی در جامعه کنونی ما وجود رهبری آگاه و قاطع و خیرخواه است که آگاهی او چراغی فرا راه جامعه در حال تحول ماست. و قاطعیت او موانع را از جلو تصمیمات بلندش بر میدارد و خیر خواهی او همواره اورا مترصد فرصت قرار داده تا تغیر و تحول لازم را در جامعه از بعد معنوی و مادی پدید آورد ولی اگر ما قدر آن نعمت بزرگ را ندانیم باید منتظر خشم الهی باشیم.
رهنمود ها و قوانین نافذه کشور از بهترین نعمت های این زمان است ولی افراد منحرف و فرصت طلب از ان سواستفاده میکنند و این یک مصیبت درد آورد است. اخیرا مشاهده میشود که جریان منحرف و خطرناک و فرصت طلبی با سواستفاده از قدرت دولتی سعی در گمراهی مردم و کشاندن آنان به مراکز فساد و برپا داشتن محافل مفسده انگیزه دارند و با جسارت و به سرعت مراحل عملی آنرا میپیماید و باید ترسید از آن روزیکه فتنه ای برپا شود . در این اواخر در بخش افغان پیپر نوشته جالبی را خواندم که در مورد اداره قبلی ولسوالی اندخوی به رشته تحریر دراورده بود خیلی ها جالب و حیرت آور به مشاهده رسید چون که از لحاظ امنیتی و ثبات و تحکیم قانونیت قضاوت فاحشی از دیروز تا امروز میتوان در آن ولسوالی دید و به اداره قبلی آن غبطه خورد بر اینکه ولسوال قبلی اندخوی به مردم صلح و امنیت را که یگانه ضرورت انسان به حساب میاید به ارمغان آورده بود ساکنان آن ولسوالی بی دغدغه در رشد و بالندگی خانه و کاشانه خود و در تطبیق پروگرام های عام المنفع دولت سهم فعال داشتند ولسوال سابق اندخوی در آن زمان بنابر پالیسی اداره ارگانهای مستقل محلی و دولت جمهوری اسلامی افغانستان به پست ولایت ارتقاء داده شد که اکنون در یکی از ولایات کشور موفقانه انجام خدمت مینماید جالب اینجاست که آن نگارنده محترم از روزگار امروزین ولسوال اندخوی و در مورد شخص ولسوالی ان که سلطان قطر نام دارد چیزی ننگاشته است آیا چشم بینا ندارد؟ تا ببیند که در اندخوی چه میگذرد ویا این که این نگارنده شخص سلطان قطر است که به ستایش خود و برائتش میپردازد که خود آغوشته به عالمی از فجایع بوده و برف بام خود را به بام دیگران می اندازد تا توانسته باشد ذهن مردم را مغشوش ساخته جرم های خویش را بپوشاند اما واقع بین باید بود تا پلیدی های اورا یعنی سلطان قطر حاکم بی کفایت فعلی را برشمرد تا که حقیقت وضاحت یافته پنهان نبوده باشد.
از آن زمانیکه سلطان قطر به حیث ولسوال اندخوی تقرر یافت به دستبرد ارتشأ و خیانت آغازید از اداره گمرک از مجموع مامورین به جبر و اکرا ماهوار دو هزار دالر امریکائی , مدیریت ترانسپورت یکهزار دالر, مدیریت مالیه پنجصد دالر, شهرداری دو هزار دالر به شمول ادارات مواد نفتی آستراس وغیره در مجموع ماهوار بیست هزار دالر رشوه به دست میاورد.
تلاش دارد تا خسر بره اش عبدالغنی که قبلا آمر جنائی اندخوی بوده نسبت بی کفایتی و سئو استفاده سبکدوش گردیده موصوف که در زمان قدرت طالبان کور دل مدیر جنائی قومندانی امنیه اندخوی بود بر سکوی قدرت نشاند تا در مردار خوری های ان بازهم مثل سابق شریک شود.
خسربره دیگر سلطان قطر صادق افسر سرحدی در بندر آقینه است که دزدان دکان حاجی محمد علی صراف در شام همان روز در بندر آقینه مهمان وی بودند از اینکه حاجی محمد علی صراف مبلغ پنجصد دالر تقاضای سلطان قطر را رد کرده بود چنین صحنه سازی را در روز روشن شش صبح از طریق باند مافیائی اش عملی ساخت تا یکه تازی و قدرت خود را جهت تنبه محمد علی صراف نشان دهد.
بادیگاد فعلی سلطان قطر منیر پسر حاجی صمد طالب که از جمله طالبان مسلح و خود ساخته خودش بود بعد از قتل ناصر قومندان جهت حفاظت موصوف دوباره به آغوش خود کشاند که فعلا بادیگارد مطمئن مذکور است.
سلطان قطر اکنون به تعداد چهارده نمره زمین از غلام فاروق(ق) به زور و اکراه به دست آورده است که اسناد در این زمینه اسناد سخن میگوید.
دو تن از پسران سلطان قطر ولسوال برحال اندخوی اکنون در بندر اقینه به نام تجارت کارو بار قاچاق مواد مخدر را انجام میدهند که پوشیده نیست."آفتاب با دو انگشت پوشیده نمیشود"
اسناد فساد و ارتشاء سلطان قطر در پنج نوار صوتی موجود است اسناد سخن میگوید.
اینک فهرست نمونه وار از کار کرد پستیزا ولسوال فاسد و بی کفایت اندخوی که بر شمرده شد البته این نگاشته ها دور از واقعیت نیست باید که در زمینه تعمق صورت پذیرد و مورد تدقیق قرار گیرد تا واقعیت روشن و به پلیدی های آن مرد زد ملی و ضد قانون خاتمه بخشیده شود.
سلطان قطر منتظر عصیان مردمی باید باشد تا مثل قاضی انور محاکه علنی گردد.
...احترام...
عبدالله "حافظ"

>>>   با ابراز سباس و تشكر از افغان كاغذ
بشير احمد جان ته ينج از خيرات سر مردم اندخوي وكيل شده و تا حال جه خدمتي به مردم كرده به جز يك راديو كه نفع شخصي خودش است وبه جوانان يك ديسكوتيك بشت برده محزن عيش و عشرت و از بي كفايتي جناب سلطان جان سنجر اكر بكوييم اندخوي زيبا را مبدل به يك ماحول ترس و حراس نموده و همجنان خدمات بي شايبه جناب داكتر صاحب رويين انوش را در راستاي تحصيل و ترقي جوانان ارايه دارند و خدمت كذاري ميكنند هيج وقتي و در هيج عصر و زمان فراموش نميشود و همجنان خدمات ٧ ساله انساني را كه جناب خيرالله انوش در ولسوال اندخوي به ارج كذاشته اند و الحال هم در خدمت مردم قرار دارند ما همه جوانان ريش سفيدان به موجوديت شان افتخار ميكنيم ...
حق بين از ولسوالي اندخوي

>>>   سلام واحترامات به دست اندركاران شبكهء شفاف راستگوي اطلاع رساني كه تمامي حقايق ودرد دل مردم را بدون تصرف وكم وكاست بدست نشر ميسپارد
بعداء بجواب آغاي كريم الله نام كه در مورد بشير احمد جان (تينج ) گفته اند كه به اصطلاح (نماينده قلابي مردم )بسيار معذرت ميخواهم گپ هاي تانرا لطفاء به عذر خواهي پس بگيريد چرا كه به همه چون آفتاب روشن وهويدا است كه تينج را نه تنها جوانان بلكه سائر اقشار اين ولايت به زور راي خود نمايندهء شان در پارلمان انتخاب كردند و ديگر وكيل صاحب ها اكثر شان با مصرف پول خود وكيل شدند ولي خود مردم موصوف را تعيين كردند وبشير احمد تينج نظر به وعده كه در خط مشي زمان كانديداتوري خويش به مردم داده بود بخاطر حل مشكلات موكلين خويش هميشه اقدام عملي نموده ومينمايد اگر باور نداريد از خود مردم پرسان كنيد . آمديم در مورد ولسوال اندخوي آغاي سنجر از روزي كه وي ولسوال اندخوي مقرر شده است آيا از كسي شنيده ايد كه به فلان معامله ام مثلا چند دالر وافغاني از من گرفته است وي ميخواهد كه ريشه فساد اداري را از اندخوي بر كند ولي تا الحال موفق نشده است چرا كه اكثر ادارات اندخوي از قبل آلوده به فساد است من به نمايندگي از اكثر شهر وند ان اندخوي اين قدر گفته ميتوانم ولسوال ما زندگي بخور نمير دارد رشوت نمي خورد و قراريكه دوستان من كه در راس ادارات اندخوي قرار دارند ميگويند كه در جلسات اداري هميشه به مسئولين ادارات تاكيد نموده كه از فساد اداري جلوگيري نمايند .
بايمراد اندخوئي

>>>   سلام !ما مردم اندخوی خوبی و بدی را هیچ وقت نمیفهمیم ، اگرمن ولسوال اندخوی شوم باز ببین چیمیکونم ،به مردم اندخوی هیچوقت خدمت مکن بخاطریکه نمک حرام هستند بی عقل مردم هستند ،،،،
با احترام !.رضا ( روسیه) اندخویی

>>>   خلاصه بايد گفت كه اين حكومت شاريده

>>>   با تشكر افغان پيپر
بايد از واقعيت ها نبايد چشم پوشي كرد شرايت فعلي ولسوالي اندخوي را نبايد با شرايت زجر بار كنوني مقايسه كرد كه حمله قاتلانه امروز كه بالاي نبي پيژ ند آمر فعلي جنايي اندخوي از طرف اشخاص مصلح ناشناس صورت گرفت نيز صد در صد از طرف باند تروريستي سلطان قطر ولسوال فعلي اندخوي صورت گرفته چون با نبي پيژند مناسبات خوب ندارد و هميشه سلطان قطور ميخواهد كه اوضاح اندخوي مخطل و شرايت ناگوار باشد و از همين لحاظ هم يك باديگارد خود را از گروه طالبان انتخاب نموده است و در قتل مولوي صاحب قربان حاتمي هم دست دارد و نقشه هاي. ترور ده ها تن ديگر را هم به سر دارد كه نام گير نميشوم چون من بيطرفانه و واقعيت هاي اندخوي را مينويسم دولت بايد از سلطان قطور بازپرس نمايد ورنه جان ده ها تن بيگناه ديگر هم در خطر است خداوند بالايشان ترحم كند و چنگ اين قاتل خونخوار نجات دهد
با احترام
قاري غياث ادين از اندخوي

>>>   برادرهای گرامی ام سلام به همه شما جنابان :
درصورتیکه همه این جنایت راانوش میکند به گفته شما جنابان نوش جان انوش که تمام ولسوالی چهارگانه اندخوی مخفیانه نوشته کرده بنام های مستعارخودرامعرفی میکند اگرشما هم شهامت وغیرت داشته باشید نام اصلی خودرابنگاریدکه غیرت شماراهم ببینم .
نماینده پوهنیارخیرالله انوش ازارگان های محلی

>>>   رضاجان دعامیکنیم تراولسوال اندخوی نکنه بسیارخطرمیشه سلطان قطررادیدی بسیارخطرناک است ..................

>>>   با عرض سلام به هموطنان و دست اندر كاران افغان پيپر
او بيادرا مه خو فكر ميكنم از روي اين گپ ها امي تاش خواجه فاريابي خود سلطان سنجر است و بسياري نبشته ها هم از آن خودش است چون همه يكسان و به يك قلم و به يك انديشه است و اشخاص سرشناس و خدمت گذار هاي واقعي را ميخواهد بدنام بسارد نظر شما چيست?
محمد نظر از ولسوالي خانچارباغ

>>>   او برادرا چرا بنام مردم نظر نوشته میکنید؟ کسی که بنام رضا از روسیه نظرداده من اورا میشناسم...
رضا از روسیه

>>>   اینجایکی از نظردهندگان در مورد شاروالی گپ زندند. پدرم از صدق دل در اندخوی کار میکند و شب وروز در خدمت مردم است حتا درخود اندخوی یک متر زمین شخصی نداریم این همه سخاوت پدرم است عاجت به تعریف زیاد نیست مردم خودشان میدانند که در طول چند سال چقدر به اندخوی خدمت کرده. اگر دیده نتوانید کووور شوید.
اسکندر فرهاد روسیه

>>>   برادران گرامی، هم شهریان محترم همه شما را سلام:
اینجانب فرزندخیرالله انوش میباشم و باید بگویم که پدرم یک آدم مومن، مسلمان خداپرست است . حتا از پول شخصی که از پدر کلانم مانده بود به مردم کمک میکنیم. تک تک مردم اندخوی میفامن کن خیرالله انوش چقدر کمک به مردم کرده در طول خدمتش در مقام ولسوالی. ضرور به بیان نیست این یک حقیقت هویداست. راستی پدرم نماز هم میخوانه.

>>>   سلام بر دوستان عزیز ! چرا ما مردم افغانستان همیشه پوشت یکدیگرمیگردیم ، همیشه غیبت میگویم ،آخر چرا ،ببنید دیگر کشورها روز بروز چقدر ترقی میکنند ، دروقت ولسوالی خیرالله انوش اندخوی چقدر ارامی بود مردم همه شاید اند ، ولی امروز انقدر‌‌چور وچپاول ، بخاطریکی کسی فعلیت نمیکند ، جان شان شیرین است ،اگر یک تک شود پیش از دوزد ها پولیس ها میگریزند ، اگر خیرالله انوش یک باریدیگر در اندخوی ولسوال شوند من غلام شان میشم و از دست و پای شان میبوسم
جان فدا از اندخوی

>>>   فَمَن يُرِدِ اللَّـهُ أَن يَهْدِيَهُ يَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلْإِسْلَامِ ۖ وَمَن يُرِدْ أَن يُضِلَّهُ يَجْعَلْ صَدْرَهُ ضَيِّقًا حَرَجًا كَأَنَّمَا يَصَّعَّدُ فِي السَّمَاءِ ۚ كَذَٰلِكَ يَجْعَلُ اللَّـهُ الرِّجْسَ عَلَى الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُون...َ..."
" پس كسى را كه خدا بخواهد هدايت نمايد، دلش را به پذيرش اسلام مى‌گشايد؛ و هر كه را بخواهد گمراه كند، دلش را سخت تنگ مى‌گرداند؛ چنانكه گويى به زحمت در آسمان بالا مى‌رود. اين گونه، خدا پليدى را بر كسانى كه ايمان نمى‌آورند قرار مى‌دهد....". سورۀ مبارکۀ انعام 6 آیۀ شریفۀ 125
امید وارم چیزی دوستان از این آیه آموخته باشند.....
همه ی حالت اندخوی از دست خود شما اندخویی ها است نه کار حکومت است نه کار کدام باند فقط خود شما این حالت ها را به میان میاروید پس هنوز وقت است خود را اصلاح کنید
...کریم الله

>>>   تلاشهاي مذبوحانه :
بعضي از جناب ها درآرام چوكي پشت ميز كمپيوتر چون شتر مست، مشت و بازوي خودرا نشان ميدهند مگر روز تظاهرات 11 حمل 1390 خانه يك موش هزار تنگه بود باز هم همين سلطان سنجر و ته ينچ بخاطر شما ها به مردم وعده هاي دروغ داده طغيان مردم را در نخستين گام درگاراج شاروال متوقف ساخت بازهم خيريت وگرنه مردم خانه ساير فساد كارهارا هم نابلد نبود .
اين چند حرف راكه حالا ميخوانيد سر آغاذ آن قبل از حضور سنجر و ته ينچ وكيل در كد خبري 5577 ، 5727 وچندين صفحات ديگر در مورد خيانت هاي باند جناب انوش داد و فرياد زده شده است . زمانيكه شكايت در كد خبري 8189 شبكه محترم پيپر درمورد سرقت آشكار جناب خيرالله انوش تحرير يافت ديگر شرمندگي غير قابل پنهان بود و بين مردم ديگر آبرو نداشتند ، آنگاه اززير پل نزديك خانه جناب خيرالله انوش مين انفجار ناشده يافت شد در حاليكه در مجموع ولايت فارياب هنوز طالب نفوذ نداشت حادثه جعلي را به امريكايي ها تيلفون كرده دوروز انتظار كشيدند تا امريكايي ها آمده مين جاسازي شده را خنثي كرد و با اين فريب با يك تير دو فاخته زدند گويا توجه مردم را گمراه و از محكوميت سرقت نجات يافته و هم خودرا به امريكايي ها اصل متاع نشان دادند و آنها هم ساده لوحانه به شيطنت فريبكارهاي ماباور كرده اين جناب نه تنها محاكمه نه شد بلكه با يك مقام ارتقا والي سمنگان مقرر شدند .اما دركد خبري 17522 شبكه محترم پيپر وضعيت بحراني روزهاي اول سلطان سنجر را نشان ميدهد . نبايد فراموش كرد كه اين جريان مبارزه مربوط سلطان سنجر نبود اين مردم اندخوي است كه بر ادامه حيات خود مبارزه داشته و دارد. ازاينكه اكثريت قاطع ملت خواستار عدالت است جناب سلطان سنجر ولسوال اندخوي نير به مردم اطاعت كرده اگر اطاعت نكند مردم پرواي سنجر را هم ندارد . درحاليكه دولت هم مجبور است رضاييت مردم را بخود جلب كند كسيكه تنها مانده و نفسهاي آخر خودرا ميكشد فاسد حرامخورباند جناب انوش و امثال آن است .مطمين باشند كه دولت بخاطر دفاع از قطاع الطريق و فاسد مردم را آزرده نميسازد .
اينك نوشته هاي مستعاري بنام قاري غياث الدين توجه مرا جلب كرد كه امروز 13 حمل 1390 در قلب شهر در پهلوي شفاخانه شهر اندخوي افراد مسلح ناشناس به نبي پيژند حمله كرده است .درحاليكه نبي پيژند با گروپ باديگارد خود سير و حركت ميكند . خودشان يك گروپ پليس جمع پوسته شفاخانه در تير رس آن چه كار كرده اند ؟ مردم ما به اين هنر ها تجربه قبلي دارند . ا حتمال دارد آقاي نبي پيژند هم از تجربه استاد خود كار گرفته اين بار با يك تير سه فاخته زدند گويا هم اتهامات وابستگي به گروپهاي سارقين و رشوتخوري آشكار عام فهم و نجات از محكوميت سرقت دكان محمد علي صراف يعني بعداز گوززدن اشتياق چارزانو ششتن را هم دارند .
بااحترام: مزدورمردم



خاطره :براي بار سوم باعث زحمت شبكه محترم افغان پيپر ميشويم . چون تعدادي از نظريات فوق درد مردم را كمتر انعكاس داده حاشيه رفنه اند . در حاليكه كليد حل تمام موضوعات احترام به خواست مردم است ودرين نظر من چكيده اي از خواستهاي تاريخي مردم نهفته است خواننده گان محترم كم و كاست آنرا اصلاح خواهند كرد .توقعست نشر فرمايند !!

>>>   بد بختي بزرگتر از آن نخواهد بود كه آدم خورد درچوكي بزرگ :
نويسندگان محترم توجه فرمايند ! آنچه راكه ما مينويسيم اول دومليون مشتركين انترنيت در افغانستان مطالعه ميكند همزمان شبكه ها ژورناليست ها و نويسندگان سياسي كشور نتيجه گيري ميكنند و علاوه برآن سياسيون كشورهاي جهان نيز نظريات محل را به صفت مواد خام انعكاس محيطي برداشت لازم خودرا ميكنند .
بنابرين تراوش مطالب غير منطقي گروههاي سياسي –اجتماعي نه تنها مورد تاييد كسي نميشود بلكه عدم موجوديت دلايل مقنع و ضعف سويه جماعه يا شخص را نشان ميدهد . ضمن احترام به ديدگاه فرد فردنويسندگان اين صفحه من هم لازم دانستم تابه صفت يك معلم مكتب درمورد شخصيت هاي محترم مندرج اين مضمون ابراز نظر كنم مگر قضاوت با شماست !
1-درزمان هفت سال حاكميت جناب پوهنيار خيرالله انوش سرقتها به حمايت حاكمه سراسر شهر را به آشوب كشيده بود بخصوص ولسوالي قرغان شهرت يافت همچنان درزماني كه هنوز اثري از طالب به منطقه نرسيده بود مرحوم كامل آغا به علت انتقاد عملكرد محل در حضور هيت مركز بعداز مدت كوتاهي ترور شد ،مرحوم رحمن قل خان شخصيت برجسته معارف به علت امتنا از حقداري ترور شد و ده ها نفر ورزيده و ملي –مردمي ترور شد امادرمورد بسياري شان كسي درارتباط آنهاتعقيب و بازداشت هم نه شد. اگرشد هم بزودي آزاد شد چنانچه فرزند ظاهرفروتن به نسبت ترور دونفر محكوم به 20 سال حبس مگر بعداز يكسال آزاد شد، اكنون صلاحيت ترورهاي ديگري را هم دارد . بدين ملحوظ جناب خيرالله انوش و جناب شاكر كارگر به جنازه مرحومه حاجي بي بي مادر آقاي شاكر كارگر با 200 نفر مسلح مجهز با تانك در اشتراك 150 نفر بدون حضور مردم اندخوي اداشد . وقتيكه جناب پوهنيار صاحب خيرالله انوش و جناب شاكر كارگر به منزل شان تشريف ميآورند كوچه شان در احضارات درجه يك و اجازه ملاقات به همكاسه و هم دسترخوان مجاز است اين هم شد محبوبيت اجتماعي شان در اندخوي . درحاليكه به دروازه جناب بشير احمد ته ينچ كه وكيل منتخب مردم درولسي جرگه و درمقام حاكميت قرار دارند دروازه شان بروي مردم باز ودرپذيرش مردم يك شخص ملكي، ورود همه آزاد است .اين هم شد اعتماد متقابل بامردم . متاسفانه از حيات و ممات ساير وكلاي منتخب اين محل اطلاعي دردست نيست .
2- اما سلطان سنجر ولسوال كنوني راكه در اوايل مردم شناخت نداشت ولي بعدها متوجه شدند كه اين شخص مخالف رشوت و فساد ازروزيكه آمده گرفتار باند مافياي قبلي است مورد حمايت مامورين مردم دوست و درحمايت اكثريت قاطبه ملتهاي محل قرار گرفت چنانچه هرروز به اكثريت مراسم مردمي اشتراك ميكند و از طرف مردم محفوظ و در امان است . درتظاهرات 11حمل 1390 مستقيما داخل ازدحام مردم شده مردم را به حوصله مندي و آرامش دعوت كرد درحاليكه همان روز جناب شاكر كارگر درحال ورود به اندخوي بوده از منطقه خواجه دوكو به عقب برگشته خودرا به منزل ازبكستان رسانيد .
3-اولاد مسلمان هستم خداشاهد تاكنون كسي ازمردم نگفته كه سلطان سنجر ازكسي رشوت گرفته باشد .خدمتگار واقعي مردم را تشويق و حمايت ميكنيم تا دچار آفت و بلا نشويم .
حكيم الله

>>>   سلام بر همه ! رضا جان فرزند صبور جان از شهر اندخوی صبح امروز جان خود را از دست داد ،،،،
بخاطریکه بسیار نیشه کده بود ،،،،،،
ظهور برادر رضا جان !

>>>   سلام به همه مردم متدین اندخوی
من با جکیم الله جان موافق هستم بشیر احمد ته ینچ واقعا مردانه خدمت مردم اندخوی را میکند نه بلکه اندخوی حتی تمام فاریاب زمین را و انوش و کارگر بیرا چصل هستند و چصل گشتند و هروقم ببینی نشه هستند و بچه بازی و دیگر کار ندارند رشوت وق مردم خری را اسو بانید و به زن های مردم همین انوش بی وجدان بسیار تجاوز کرد چه کنیم قدرت داره روزی شود من جوابش را میدهم به او و به اولاد هایش این بی وجدان تاریخ را .
رمضان بشر دوست دوم از سر زمین باستانی اندخوی

>>>   ازچندي بدينسونظريات ارايه شده ازجانب برخي افرادبنام هاي مستعاررا درصفحات افغان پيپرميخوانم دران يك سلسله حرفهادرمورد سلطان سنجر ولسوال اندخوي نوشته شده است وبرايم بعنوان يك شهرونداندخوي خجالت اوراست زيرا بعضي افتراات وتهمت ها درقسمت كسي نوشتندكه بامردم كارميكند وبامردم تصميم ميگيرد كه اين شيوه كاري نه درگذشته اوبود ه ونه هم دراينده خواهدبود
من بعنوان يك شهروند واقعيت بين وبيطرف ميخواهم بربرخي ازين نبشته ها نظريات خود را به رشته تحريربياورم .
1 –اويعني سلطان سنجر درابتداي مقرري اش بدون همراهي اقارب بااعتماد به مردم اندخوي امد اكنون بدون موجوديت هيچ يك ازاقاربش دراطرافش چگونه متهم به داشتن باند ميشود نويسنده محترم به احتمال قوي پاي غرض درميان دارند درغيران چنين خاك خشك را چسب ندارد بروي نميزدند.
2-اورا متهم به اخذ رشوت ازادارات بندراقينه كرده اند اين چگونه ممكن است اداراتيكه تحت امر اونيست به اوامتيازبدهند زيرا همه ميدانند بندراقينه مربوط به ولسوالي خانچارباغ است وهيچگونه رابطه كاري بااوندارندوازجانب ديگر زندگي او درپيش چشمان ذره بيني مردم اندخوي جريان دارد كه به زندگي يك مامور عالي رتبه چي كه به زندگي يك شهروند عادي هم نمي ماند.
3- اورا به نسبت اينكه يكي ازگاردهايش طالب سابق بوده نقد كرده اند اخر چرا نميدانيد كه براي او گارد را قومانداني امنيه تعين ميكند نه خود وي وبازفرض ميكنيم كه او اين سربازرا به صفت گارد خود انتخاب كرده باشد درين چي مشكل وجود دارد زيرا اين سرباز يك شهروند اندخوي است وشايد اقاي سنجر بنابرمصروفيت زيادي كه درسازماندهي كارهاي اجتماعي درميان مردم دارد درمورد نسب اين سربازفكر هم نكرده باشد بهرحال براي يك لحظه فكر ميكنيم كه اين سرباز كه شهروند اندخوي است وكدام قرابت هم با اقاي سنجرندارد ازاعمال قبلي اش ندامت كرده سلاح برزمين گذاشته خودرا به دولت تسليم نموده بعد ازضمانت دوشهروند ديگر اندخوي ،تصديق قريدارو مطالعه ارگانهاي امنيتي بحيث سربازچهره شده باشد وهيچيكسي ازشهروندان الي سپري شدن يكمدت زمان درقطعه عليه اوادعاي نداشته پذيرش اوبحيث گارد ازجانب ولسوال چي عيبي دارد به نظر من اين كاراو مبين اتكابه نفس وجسارت او بوده كه درهركس انرا نمي بينم وازجانب ديگر اوبااين كارش صداقت بي پايان ووفاداري اش را به سياست دولت به نمايش گذاشته است كه مخالفين را به بازگشت به خانه وكاشانه اش دعوت كرده است .
4-شخصيكه باطفل ،جوان ، پير، زن ومرداندخوي لبخندميبخشد وعزت ميدهد ودرحل منازعات ومشكلات همه روزه بدون احساس خستگي بااقشارمختلف بحث ومشوره ميكند وراه حل ها ي طرف قناعت ارايه ميكند شخصيكه قريه به قريه ،مسجد به مسجد بامردم مي نشيند ومشكلات انها را پرسان ميكندودرجهت رفع ان ادارات دولتي را رهنمائي ميكند وباالاخره شخصيكه بامردم يكجا درهمه موارد به بحث پرداخته تصميم ميگيرد وبرنحوه اجراات ادارات دربرابر مردم بطور جدي نظارت دارد وبراصلاح امور ميپردازد شخصيكه سعي ميكند برشادي وغم مردم شريك باشد شرط انصاف نيست كه به تهمت ببنديم وبرايش فساد فرضي بسازيم اخر عمل وي محك قضاوت مابايد باشد .
5-درجائي بر ارتباط وي باطالبان وقطعه بازيش باطالبان اشاره شده مسخره است مسخره ، زيرا اين همان ولسوال است كه باامدنش به اين ولسوالي رفت وامد ازادانه طالبان را به قريجات باشب زنده داري ها دردشت هاي تواچي قطع كرد وبراي مردم فرصت خواب ارام ميسرگردانيد .وحتي اين ولسوال بامديرامنيت وقت محترم حشمت الله خان به حدي فعال كاركردند كه تعدادي ازانها را دستگير وبه پنجه قانون سپردند وتعدادديگر ان كه امكان دريافت پول واذوقه را درقريجات اندخوي ازدست دادند مجبور به ترك محل شدند اينرا همه ميدانند بايد اخلاقا از انها تشكري كرد .تصادفا درجمله نظريات شخصي باسم مستعار برشكرگذاري نعمت هاي ارزاني داشته خداوند وهم بررعايت قانونيت درابتداي نوشته اش اشاراتي داشته من دراغازفكر كردم كه شايد اين شخص تا اخرمتن واقع بينانه بنويسد باتاسف كه درسطور اخر نوشته هاي اين شخص نيز باطرف بودنش را به مدح كسي وهجو كسي ديگر برملا ساخته وبر چرند يات وافتراات ديگر عليه ولسوال اندخوي پرداخته است .
ساختن حالات ذهني گويا دراندخوي وضعيت امنيتي خراب است به درد كي ميخورد درشهريكه همه شهروندان باخاطر ارام به كاروزندگي خود مشغول است مردم قريه با پوليس درتامين امنيت هماهنگ است وجود فزيكي وحضور عملي گروپمان هاي دشمن احساس نمي شود چي تعبيري ازامنيت را ميدهد اين هماهنگي را كي بوجود اورده مسلما كه اين ولسوال انرا درشورومشورت بامردم ايجاد كرده است .اين درحالي است كه هيچگونه صلاحيتي براي تغير وتعين بستي منسوبين ارگانهاي امنيتي نداردناء اوباافراديكه ازبالاتعين ميشود كارميكند وازمنطفق ومهارت يك مديريت قوي انها را واداربه اجراي وظايف وكنترول حالات ميسازد .
6- ازدوپسر وخسربره اش نوشته اندكه گويا پسرانش دربندراقينه مواد مخدرقاچاق ميكند درحاليكه يك پسر اين بيچاره باپوشيدن لباس كار روز تاشام درپي غريبي ويافتن لقمه نان حلال است كه ازچشم هيچكس پنهان نيست ونويسنده محترم بجاي ارگانهاي امنيتي درپي رد يابي گويا قضايااست يعني اين شخص نويسنده هم پوليس وهم قاضي است .متاسفم اشخاصي يافت ميشود كه بدون كدام مدرك واثبات براشخاص ديگر تهمت وافترا ميبندد وخسربره اش را كه اصلا افسر تحصيل كرده ومسلكي است همه ميشناسند كه اهل فسادنيست چي رسد ميزباني سارقين كه باعقل نمي گنجد .وازجانب ديگر بايد بدانيم كه قطعه عسكري مهمانخانه نيست اوگويا سارقين را درانجا مهمان كرده باشد مسلما ارگانهاي امنيتي قضه را پيگيري كرده باشند درصورت واقعيت اين موضوع حتمابران اشاره ميكردند .چنانچه به گفته وگزارش ولسوال اندخوي امرجنائي قومانداني امنيه اندخوي سارقين را تثبيت وبراي گرفتاري ان همكاري ارگانهاي ولايت جوزجان را تقاضا كرده اند.
برايم جالب مينمايد اين ولسوال درصحبت هايش ازتلاش ارگانهاي امنيتي به شمول امرجنائي توصيف ميكند ولي درسايت وي را متهم به سازماندهي فير بالاي موتروي ميسازند هرشخص عاقل وداري قضاوت ازاد اين داوري هاي نادرست را درمورد شخصيت ولسوال اندخوي نمي پذيرد.
7- غني خان امرجنائي سابق را خسربره وي گفته اند كه نيست و چطور ميشود انرا قبول كرد كه اقاي سنجر درصدد بازگشتاندن غني خان به چوكي امريت جنائي قومانداني امنيه اندخوي است درحاليكه او خود ازامرجنائي اسبق شاكي بود وبرتصميم تعدادي ازمردميكه ميخواستند به مقامات رفته غني خان را مجددا پيشنهاد كند مخالفت كرد ، فكر ميكنم اين يك تصورمنفي ذهني نسبت به موقف ولسوال اندخوي درين قضيه است.
اين مطالب را بنده نه بعنوان حامي اقاي سنجر بل بعنوان يك شهروند عادي اندخوي بپاس سپاسگذاري ازمديريت شفاف وعادلانه اش برشته تحرير دراوردم وطوريكه ميبييد من اينرا خوب وياكسي ديگري را بد نه گفتم علتش اينست كه اين نوشته بيطرفانه باشد وازتمام انانيكه درين شبكه به ابرازنظر پرداخته اند نيزميخواهم خدا را برقضاوت خود شاهد دانسته درمورد هركسي كه مينوسند واقعيت بنويسند نه دروغ وياافترا زيرا اين چرند وپرند هاشايد نوشته يك شخص درچند نام مستعارباشداما مردم نسبت به اين شخص قضاوت خودرا دارد وازين خاطر درمحافل وگردهمائي ها همه مردم ازوي نه بعنوان ولسوال بلكه بصفت دوست نزديك پذيرائي واستقبال گرم بعمل مياورند شايد همين رويه مردم حسادت بعضي افراد منفي باف را برانگيخته باشد درغيران اين ولسوال با بكارگيري شيوه هاي مديريت مشاركتي مردم را مالك وصاحب اداره ساخته كه تاكنون نظير انرا نديده بوديم .ازينرو ازنويسنده محترم كه بنام هاي مستعار عليه ولسوال اندخوي مينويسد دعوت ميكنم كه با توجه باينكه خداوند براي تو نعمت سواد ودسترسي به انترنيت را به خاطري نه بخشيده كه ازان استفاده سو بكني .
بنا ء بسيارخوب است كه باشكرگذاري ازين نعممت ارزاني شده خدا انر حاضر وناظربراعمال بندگانش دانسته به واقعيت نگاري بپرداري .
بااحترام
واقعيت نگار بيطرف

>>>   مزدورمردم!!!
همه گپت راست است 100% جانم قربانت شوم .جانم از رویت ماچ میکنم خوب شد که در باره دیگران از شاروالی دهن باز نکردی.
فرهاد

>>>   سایره بنت عبد الاحد دختر پنج ساله در روز جمعه در روز روشن در زمان ولسوال انوش ناپدید شد .این حادثه بلکه در تاریخ اندخوی نخستین باشد. ارگانهای محلی هیچ اجراات مثبت در این باره انجام داده نتوانستند.و کسی هم نمیداند که او زنده است ویا مرده. شش سال شده حالا فراموش شدهاست اما مادر او بعد از این حادثه دچار تکلیف روانی شده. آیا کسی هست در عوض مادر سایره یکروز این را تحمل کند.این هم یک ضعف ارگانهای محلی بوده و هست.
خداوند هیچ مسلمانرا با فرزند امتحان نکند.
برادر

>>>   به توجه محترم كريم الله !!
جاي مسرت است كه جناب مولوي صاحب مارا مورد خطاب قرار داده در مبحث قلمي ما قدم رنجه كرده اند . همانطوريكه صفحه انترنيت مال همه جهانيان است و درآن از سايت ها و وبلاك ها ... به شمول صفحات مربوط امارت اسلامي يا ساير احزاب ا سلامي ، مجاهدين قلمي ، تكنوكرات تا روشنفكر فاسد حضوردارد .مگر ما همه را مطالعه ميكنيم ، آنچه راكه درين صفحه مطالعه ميفرمايند تجمع افكارجستجوي منافع خود درمنافع اجتماع ، دفاع از منافع شخصي خود ، دفاع از منافع سياسي –گروهي و نظر تصادفي است . در هچو مباحث من تقصير اورا و او تقصير من را ميگويد هم من قصور خودرا ميآموزم هم او ميآموزد .اين شيوه بهترين وسيله تكامل عقل انسان است . در حاليكه مولوي صاحب اندخويي هارا درايجاد شرايط ناگوار گنهكار دانسته اند .اگر هدف از اندخويي ها نويسنده هاي اين صفحه باشد مشابه آنست كه بعضي از مجاهدين سابق ميگفت هركي مكتب رفت كافر ميشود در حاليكه اولاد بيسواد خودش هنوز از دستر خوان پدر نان ميخورد .چند ماه است كه بعضي از مولوي صاحبان اندخوي ركعات سنت نماز را شامل نماز ندانسته اداي آنرا اختياري فتوي دادند . مردم تعجب دارد آيا اسلاميت 15 قرن هجري قمري اجداد گذشته ما درست بود يا تجديد اسلام است ؟ عدم تجليل ميلاد النبي فراموشي رسول خداست يا بي اطاعتي به اولي الامر ؟ انصراف فاتحه گيري در جنازه پدر فراموشي پدر است يا بي پدري ؟ انصراف اززيارت اموات و قبور بي زرياديست يا بي فرهنگي ؟اين فتوي انگليس است يا مسلمان ؟ چرا بجاي مجاهدت استقلال تفرقه و درز بين مولوي صاحبان ايجاد شده ؟ كاش مولوي صاحبان اندخوي در چنين صفحات با ما داخل مباحثه شوند تا جواب صدها سوالات خودرا دريابيم .

من الله توفيق :متعلم مكتب

>>>   به توچه جناب باور صاحب !
ازاينگه اسناد صوتي و تصويري قابل جعل است محكمه اندخوي آنرا مدرك اثباتيه حق نميشناسد . پس اسناد كاغذي نيز قابل جغل است چرا اين اسناد قبول است . پول افغاني و دالر هم قابل جعل است چرا آنرا محكمه به جان و دل ميپذيرد حتي شما . وقتيكه اينقدر علم و تخنيك پيشرفت كرده ما خودرا عيار كنيم يا به عصر حجر برگرديم ؟ عقلل شان كم است يا نيت شان خراب ؟ اين محكمه شريعتمدار پيشواي اسلامي است يامطلق العنان جابر ؟پس دفاع از همكاسه مدلل نباشد كسر شان است .
گرز اندخويي

>>>   با عرض سلام خدمت مسلمين جهان و كارگران و كاربران افغان پيپر
هيچ كسي با نام هاي مستعار دروغين حقيقت ها را پرده پوشي كرده نميتواند يك نقل قول است ميگويند چيزي كه عيان است چه حاجت به بيان است خدمات ارزنده قبله گاه بزرگوارم را همه گي به خاطر دارند و و كسانيكه با نام هاي مستعار به شخصيت شان اهانت ميكنيد بجاي اينكه مينويسيد اگر كدام مشكل و يا شكايت داشته باشيد چرا با خودشان مستقيما به تماس نميشويد ويا با كدام مدرك به ارگان هاي دولتي مراجعه نميكنيد به گفته شما اگر كدام خيانتي را پدرم مرتكب شده با ثبوت نقد نماييدt با نبشته هاي دروغين چيزي حاصل نيست صرف نشان دادن تفرقه بين مردم و نشان دادن حماقت خودت بين جهانيان متوجه كسيكه با نام هاي مستعار به رسوايي شخص ديگر نه بلكه يك انگيزه خجل به وجدان خود ميپردازد. خوب كسيكه نوشته كردي من با اولاد هايش كار دارم لطفا ملاحظه فرما كه به تو پدرم چه مشكلي ايجاد كرده مه همه روزه در اندخوي در معاينه خانه خود و و بعد از نماز ديگر همه روزه در انستيتوت موجود هستم. اين كار خوب و از انسانيت نيست كه با نام هاي مستعار حتي به نا خودم روئين انوش نبشته كرده ايي تو هم اگر واقعا كدام درد داري با ثبوت و با نام اصلي خودت بنويس من تا حال فقط دروغ هايت را مطالعه ميكردم و حال مجبور ساختي تا به دفاع از حقوق خود و فاميلم بنويسم من اصلا به نوشتن وقت كافي هم ندارم به همگي معلوم است با كار هاي شخصي خود مصروف هستم حتي به مشكل رسيدگي ميكنم قضاوت از آن مردم است نه از من و تو همه مردم از تمام حالات كنوني و قبلي واقف اند ضرورت به نوشتن حرف هاي بيجا نيست شاروال به سمت خود مدير به سمت خود ولسوال به جاي خود والي به جاي خود و وكيل به جاي خود همه گي خدمت گار مردم هستند لطفأ به شخصيت هيچ كدام شان صدمه وارد نكنيد به حال خودشان بگذاريد تا به مشكلات مردم رسيدگي كنند.
با عرض حرمت
داكتر روئين انوش
از ولسوالي اندخوي

دل ما خوش است که

دل ما خوش است که

دل ما خوش است که وزیر داخله داریم، دل ما خوش است که معاون اول رئیس جمهور داریم، دل ما خوش است که والی بلخ داریم. دل ما خوش است که در بلخ لوحه دانشگاه را بالآخره نصب کردیم.

اما از این بیخبر که تمام کشور توسط باند مافیا قبیله پرست کرزی جور شد. تا نفت و گاز شمال را آزادانه فروختند، زبان فارسی را از تمام سیستم دولتی خارج کردند، نکاح خط ها، تذکره ها، پاسپورت ها تمام اسناد های دولتی به زبان پشتو تبدیل شد، در پشت خانه هر دهقان جنوب موتر سراچه و کرولا ایستاده است.

 اما دهقان شمال از گرسنگی زمین خود ره فروخت، تمام 12 پاسهای جلال آباد در کابل صاحب کار شد، تمام رئیس ها، مدیر های رتبه اول از وردگ، کندهار، و لغمان، هلمند تعیین شد، اما ملت بیچاره من که 30 سال خون داد امروز نه صاحب بورس دولتی به هندوستان شد و نا صاحب کار و وظیفه در داخل ، دزد ها و راه گیرهای جنوبی در وزارت ها قوماندان شدن، اما برادران مبارز من دست به گدایی زدند، دوکاندار های پشاور سفیر و معاون سفیر شد، برادران با سواد من در سر سرک های کابل و مزار عریضه نویسی میکند، هنوز هم میگی چرا شب خوابم نمیبرد؟؟ هنوز میگی چرا افسرده هستم؟؟

جنرال دوستم:
طالبان در مذاکرات صادق نیستند

این گفتگوها هرگز نتیجه مثبت به دنبال نخواهد داشت چرا که طالبان می کوشند تا پس از بیرون شدن تمامی نیروهای خارجی تا پایان سال 2014 از کشور دوباره منسجم شوند؛ آنان هیچ گاه صادق نخواهند بود 

تاریخ انتشار:   ۱۱:۳۷    ۱۳۹۰/۱۰/۲۰

کد خبر: 31411

منبع:

نسخه چاپی

ارسال به شبکه های اجتماعی، وبلاگ ها و دیگر سایت ها ارسال به دیگران

به گزارش شبکه اطلاع رسانی افغانستان (afghanpaper)، جنرال عبدالرشید دوستم گفتگوهای صلح با طالبان را اثرگذار نمی داند.

جنرال عبدالرشید دوستم ، یکی از رهبران سیاسی مخالف حکومت با انتقاد از احتمال آغاز گفتگوهای صلح با طالبان می گوید که این گفتگوها هرگز نتیجه مثبت به دنبال نخواهد داشت و طالبان در این گفتگوها صادق نخواهند بود.

آقای دوستم که به آلمان رفته است می افزاید طالبان می کوشند تا پس از بیرون شدن تمامی نیروهای خارجی تا پایان سال 2014 از کشور دوباره منسجم شوند.

گفتنی است که شماری از اعضای مجلس نمایندگان کانگرس ایالات متحده در چوکات یک هیأت در اجلاس دو روزه ای با رهبران افغانستان که اپوزیسیون مخالف دولت را تشکیل می دهند در شهر برلین آلمان ملاقات کردند.

در این اجلاس که تحت نام فرصت ها و آزمون ها برگزار شده است، احمد ضیا مسعود رئیس جبهه ملی، عبدالرشید دوستم رهبر حزب جنبش اسلامی افغانستان، حاجی محمد محقق رهبر حزب وحدت مردم افغانستان و امرالله صالح رئیس سابق امنیت ملی افغانستان اشتراک ورزیده بودند.

در این اجلاس مسایل مهم و حساس کشور به بحث و بررسی گرفته شد و در نهایت نظریات مشترک میان اشتراک کنندگان در قالب اعلامیه مشترکی بیان شده است.

در این اعلامیه به موضوع مذاکره با طالبان اشاره شده و تأکید گردیده که این مذاکرات فقط زمانی مؤثر و قابل قبول خواهد بود که همه جناح های درگیر شامل برنامه باشند.در این اعلامیه برنامۀ جاری مذاکره ناقص خوانده شده و گفته شده است که افغانستانیهای مخالف بینش طالبانی در آن حضور ندارند.

اشتراک کنندگان در اجلاس همچنین تاکید داشته اند که سیستم سیاسی و اداری افغانستان به علت تمرکز بیش از حد قدرت کارایی لازم را از دست داده است. سیستم متمرکز قدرت در افغانستان باعث بروز فساد گسترده، فاصله گرفتن کتله های وسیع مردم از حکومت، کندی در روند انکشاف اقتصادی، سوء استفاده از قدرت، بی ثباتی روز افزون سیاسی شده و حاکمیت قانون را وسیعاٌ تحت الشعاع قرار داده است.


نظرات بینندگان:

>>>   زنده باد رهبری عزیز پدر بزگوار ما به وجود شما افتخار میکنیم شما رهبر نه پدر معنوی ما تمام ازبک های افغانستان هستید به امید سر بلندی شما رهبر بزرگوار عزیز
فرهاد بدخشی

>>>   زنده باد رهبر جنبش اسلامی افغانستان
ما مردم سمنگان همیشه از شما حمایت کردیم وخواهم کرد تا خون در تن ماست جنرال دوستم رهبر ماست
حمید الله از سمنکان

>>>   زنده باد زنده باد زنده باد گم جمه گم جمه گم جمه
ما از رهبری خود حمایت میکنم زنده باد دوستم پادشاه
فرهاد کابلی

>>>   زنده باد سطح رهبری و تمام اعضاه جنبش اسلامی افغانستان
واقعت حرف های رهبر صاحب قابل قبول است
شفیق.سحر.

>>>   سلام صد سلام خدمت عبدالرشید دوستم رهبر بزرگوار مردم شریف ازبک های افغانستان امید است که در ساعت نیک صحت کامل داشته باشید رهبری عزیز مردم سمت شمال تمام از شما بزرگوار حمایت میکنند . وسلام
تاج الدین .ازبدخشان

>>>   بسم الله الرحمان الرحیم
برادران عزیز من از شما یک خواهش دارم این که لطفا لطفا درباره رهبر ما جنرال دوستم چیزی چتی نوشته نکنید بر شخصیت بزگوار توهین نکنید چون خوب است یابد رهبر ما است نماینده یک ملت است . این خواهش منحیث یک هم وطن کردیم امید است قبول کنید
وسلام
فرهاد بدخشی

>>>   زنده باد جنرال صاحب، راه تو راه ماست. تا دم مرگ همرایت هستیم تا ازین طالبان حیوان صفت نجات پیدا کنیم. واقعاٌ ابر مرد تاریخ هستی.
نور محمد از پنجشیر

>>>   همین جنرال دوستم، استادعطا و چند تن از مبارزین حقیقی دربرابر طالبان انتحاری مانده اند که بر ما افتخار میبشخند و مانند کوه استوار درمقابل همه بی عدالتی ها ایستاده هستند. زندگی سرتان باشد جنرال صاحب دوستم
نوید بیک از اندخوی

>>>   جـــــــنرال دوســـــتم را دوست دارم

من خودم ازبک یا ترکمن نیستم بلکه یک فارسی زبان استم و شخصی خودم جنرال صاحب دوستم را نسبت به اشخاص که خودرا سیاسیون و متخصصین معرفی میکنند با دلایل ذیل ترجیع میدهم.
1. شخصیت پرتلاش و وطن دوست بدون کدام تعصب قومی، مذهبی، لسانی و منطقوی.
2. خود خواه نیست و از خود کامگی ها سخت نفرت دارد.
3. دلباخته انکشاف افغانستان و عاشق علم و فرهنگ. اگر دهه هفتاد را با دهه های گذشته و حال مقایسه نماید شمال رشد صد در صدی را تجربه میکرد در نقاط مختلیف افغانستان به شمول کابل درهای مکاتب و دانشگاه ها بروی همه دانش آموزان مسدود بود ولی برعکس ما شاهد رشد معارف و تحصیلات عالی در شمال بودیم. طبابت در سایر نقاط در حال از بین رفتن بود خوشبختانه در شمال رو به بهبودی. آزادی زنان در سایر نقاط و حتی کابل کاملا از بین رفته بود ولی در شمال روز به روز افزایش چشم گیری داشت. سرمایه های دولت در اگثریت ولایات به یغما رفته بود ولی در شمال از آن محافظت صورت میگرفت و فابریکه های تولیدی آن به تولیدات خود مشغول بود که هزاران هموطن ما به کار مشغول بودند.
فعلا یک افسر عادی دولت به تنهایی خود از خانه بیرون رفته نمیتواند ، اما در آنزمان والی ها و قوماندان های امینه بدون بادی گارد به محل کار میرفتند.
با دلایل فوق من شخص جنرال صاحب دوستم را الگوی خود قرار داده و افتخار مینمایم.
فرهای از بغلان

>>>   برو کله خام تو کجا با پدرت وفا کردی که طالبان کند عامل تمام بدبختی ها در افغانستان تو استی

شغنانی
کابل

>>>   این جنرال غیور ٫ باشهامت ووفادار به آرمان ها و اهداف مردم و كشور كه از بطن جامعه ومردم خود برخواسته است با حمایت شخصیت های مقتدر وآرمان خواه سیاسی ٫ نظامی ٫ فرهنگی و اجتماعی در تحولات مختلف در كشور در هر مقطع زمانی رول اساسی و عمده را بازی نموده اند .
محترم جنرال دوستم با بنا نهادن پایه های استوار سیاسی ٫ نظامی و اجتماعی در كشور در یك مدت كوتاه منحیث شخصیت سیاسی و اجتماعی در كشور و جهان مطرح گردیدند و این جنرال متین و كار فهم توانسته است با صداقت ٫ وفاداری و فداكاری های خود قلب میلیون ها انسان را در سرتاسر كشور ازآن خود نماید .
محبوبیت وحمایت اجتماعی جنرال دوستم نه اینكه دركشور بلكه در كشور های همجوار همسایه و اكثریت كشور های جهان بی نظیر میباشد . بدین ملحوظ افراد ٫ گروه ها و حلقات سیاسی ظرفیت تحمل همچو افراد وشخصیت های مانند جنرال عبدالرشید دوستم را ندارند وخیلی ها ناراحت می شوند .
شگوفه ضیایی

>>>   بخدا قسم که بسیار زیاد خوش شدم ازاینکه عکس رهبر صاحب را دیدم در روی سایت

>>>   زنده باد رهبر انقلابی

>>>   الحاج رهبر دوستم است جان جگر دوستم رهبری سمت شمال نام یاور دوستم است رهبرم زحمت کشید به گرمی های سوزان .
فریدون احمدی

>>>   من فکر میکنم که بعد از سال 2014 پادشاهی ما ازبک ها رسمن اغازمیشود تشکر دوستم پادشاه
عتیق الله

>>>   این امریکا میکوشد ترا هم بکشد دوستم ...طبقه رهبرهای شهید و فقید مثل برهان الدین ربانی,احمد شاه مسعود , حاجی عبد القدیر,مطلب بیک وغیره وغیره هر یک شان از تو کم نبودند.خدا نکه دارت باشه
کابلی

>>>   اصل موضوع کنفرانس شان در برلین فدرالی شدن افغانستان بود.
این آقایان میخواهند به کمک آلمان در ولایات مربوط شان قدرت و خودمختاری بیشتری کسب کنند.اینها نمیخواهند، دیگر به کسی جوابگو باشند و همه دارائی های عامه ولایات را که در رأس آن فقط خود شان قرار داشته باشند، به یغمأ ببرند. اینها به ثروت یکه تا حال دزدی کرده اند، قناعت ندارند.
نادر

>>>   طالبان به دنبال قبضه کردن قدرت هستند

>>>   زنده باد رهبر تمام تركان افغانستان
زنده باد رهبر ازبك هزاره و تركمن
زنده باد جنرال دوستم

>>>   رستم عزیز بیا به تخار ما ... ما تخاری ها همه در خدمت هستیم کر زی به خوشی حق داری نمیکند بیا وطن کی با میل تفنگ با این شاشجاع گپ میزنیم...
شاگردان لیسه ابو عثمان طالقانی.

>>>   يكانه راه برون رفت و ازادي و ابادب وحدت تاجك و ازبك در سمت شمال است جنرال دوستم تمام قمندانان سابقش را بايد اماده سازد و جمعيت اسلامي هم و يك جنبش مشترك را در شمال راه اندازي كنند كه فيدرالي را داعيه اولي سازد

>>>   جنرال دوستم زنده باد، واقعاٌ با دل پاک خدمت میکنید.
ظاهر جان

>>>   جنرال صاحب گرامی، تو تنها رهبرترک تباران نیستی بلکه رهبر تاجک ها هم هستی ما تو را بجای مسعود شعید احترام میگذاریم. رهبر ما هم استی زندگی در سرت باشد. دشمن تو و دشمن ما یکی است.
رشاد پنجشیری مسکو

>>>   جنرال صاحب دوستم ما با شما استیم تا آخرین نفش
نفیسه از بدخشان

>>>   کسایکه در بالا چرندیات در باره دوستم گفته اند. خیلی اشتباه گفته اند...این را فراموش نکنید چرا کرزی بر دوستم قدرت نداده...این حقیقت است اگر دوستم به قدرت برسد نه خاریجی هارا میماند ونه طالبان را همه اش را محو میکند و تمام ملت افغانستان هم این را میخواهد... به این خاطر کرزی تصمیم گرفته که "نه سیخ بسوزد نه کباب" و کرزی بتواند از هر طرف استفاده کند...زنده باد افغانستان....
طرفدار آزادی ازهرات...

>>>   درود بر جنرال دوستم

>>>   جنرال دوستم با تا آخرین نفس با شما هستیم مطمین باش

>>>   جنرال صاحب ما با شما هستیم!
آدینه از جاغوری

>>>   زنده باد عبدالرشيد دوستم قهرمان باز هم تغيرات حكومت به دست شما قهرمان است.
عبدالقدير سيدني

>>>   ه جواب کس هایکه پاهایش را بیرون از لیاف می کشند.جنرال دوستم هرچه که است بوده است وخواهد بودهمیش به نفع ملت بوده است وخواهد بود.وکسانیکه درپست های کلیدی است چه خدمتی به نفع این ملت مزلوم بیچاره کردند .همگی شان درغم جیب خود هستند.

>>>   کرزی بداند که اگر سمت شمال شروع به شورش کند فاتحه حکومتش خوانده است..دوستم بداند ما تا پای جان پا به پایت هستیم
باقر

>>>   زنده باد رهبر عزیزم، ما همه در کنارت هستیم! موفق باشی خدا نگهدارت
نوری از روسیه

>>>   به همه سلام!!!
رهبر صاحب معظم جنبش ملی اسلامی افغانستان !!!
شما یک انسان راست گو وطن پرست به همه برابر مدافع ملت افغانستان و قهرمان ملی این سرزمین هستید احمد شاه مسعود هم شما واری یک قهرمان بود و اما شما خدمت زیادی به همه اقوام افغانستان کردید شما را الله پاک در حفظ خود نگهدارد شما با چند موتر از شبرغان به کابل میآیید من چند بار دیدم شما رستم زمان هستید که آقای کرزی خودش در دوره انتقالی به شما گفته بود اینطور"به شما مقام ضرور نیست شما جنرال صاحب قهرمان ملی افغانستان هستید و شما میفهمید شما را در جنوب بنام رستم مینامند و شما یک رهبر عالی و در حزب پر طرف دارید همه ملت طذفدار شماست" این گفته های آقای کرزی بود و باز هم به وعده های خود وفاع نکرد و به این رهبر عالیقدر مردم افغانستان خیانت کرد.
جواد "نوری" از روسیه

>>>   أظهــارات محتــرم ( ســتر جنــرال عبدالرشید دوستم ) رهبــر جنبش ملی اســلامی افغانســــتــان واقعاً قابل تأیید و حقیقت بـوده طالبــان اجــــیران و غلامان اند مذاکره و گفتگو هــا نتیجـــه مثبت نخــواهـــد گذاشت . همــه دستور ها از طرف امریکا به همکاری I.S.I داده می شود آنــان صدها رهبر ها دارند هزاران گروه هــا اند دوزدان مسلح طالب قطاع الطریقان طالب 100 نفر مسلح یک جا شده یک گروپ طالبــان را تشکیل می دهند همــه شـان اشخاص جاهل و نادان اند مذاکره با اشخاص دلسوز دانا نتیجه مثبت میدهد بر عکس همه گروه هـای طالبان به خشونت قتل و انتحاری جنگ وبر بادی مهارت بیشتر دارند این اشخاص جاهل ودرنده از قتل و کشتن انسان ها لذت میبرند با این گونه وحشی ها نباید وقت را ضایع نموده مذاکره و صلح نمود ( تـــا نبــاشــد چــوب تـــر ___ فـرمــان نیــآرد گاو و خـر ) خــداوند (ج) به فرزندان قهــرمان کشــور به رهبــــر عالیــقدر جنرال صاحب محترم قــوت و همت عالی بدهد تا در برابر این جاهلان از خاک و ملت قهرمانانه و پیروزمندانه دفاع نمایند دشمنــان دین و ملت را با خاک یک سان بسازند . احمـــد جــان

>>>   یقینا که طالبان فقط به فکر گرفتن قدرت است و در گفتارشان صداقت ندارد . اگر شما فرزندان وطن وامثال تان مثل عطا نور و....سیل بین باشید باز همان اش و همان کاسه زنگی خواهد بود . میمنه

>>>   اقای دوستم و محقق که حامی کرزی بودند و در انتخابات دور دوم موجب به قدرت رسیدن ان شدند و حا لا در مغایرت اعمال
خود قرار ګرفته اند سوال بر انګیز است و محقق عضو شورای صلح میباشد مطما طالبان شریک قدرت میشوند که موجب
نګرانی ایشان ګردیده است
دوراندیش

>>>   زنده باد مردي دليري تركستان جنرال دوستم .

>>>   شما را به خدا این را از افغانستان بیرون کنید این مایع شرم برای تمام افغانستان است . خیلی ناروا است

>>>   جنرال دوستم راست میگه
یک چیز واقعیت است طالبان افراد هستند که هیچ وقت صادق نبوده اند و نخواهند بود.

>>>   زنده باد دوستم قهرمان..وزارت خارجه حرکتی هم میخواهد دوستم را ترور کند به دوستم اخطار میدهد که بیا در افغانستان این گپها رابزن ..خبر ندارد که دوستم اگر هم بیاید یا جای حرکتی و طالب در کابل است یا جای ضد حرکتی و ضد طالب..زنده باد دوستم قهرمان
باقر کابل

>>>   ما طرفدار سیستم فدرالی در کشور هستیم! ا.ت.ه.

>>>   ماهم سخناني رهبرجنبش ملي اسلامي راقبول نموده درادامه تشكيل حكومت ايتلافي راميخاهيم رهبر جنبش هميشه به ارمانهاي ملت مبارزه نموده است هيج وقت به ملت خودوعده اي دروغين نداده وبه ارمانهاي شهداي ملت افغانستان استواربوده است زنده باد رهبر فر افتخار ملت افغانستان ماهميشه ازجناب عاليتان همايت مي تمائم زنده بادجنرال دوستم عسقلاني دور ازوطن

>>>   برادران کسی است که هرچه نوشته میکند انرا بنام من یاد میکند من خیلی متاسفم که این شخص همت گفتن نام خودرا ندارد و به عوض ازاسم و تخلص من فرهاد کابلی استفاده کرده و هرچی دلش میشود مینوسید. از اینکه قبلا هم من ازاو خواهش کردم که دراینده ازنوشتن نام من خود داری کند ولی شخص بسیار....... بهرحال من مجبورا منبعد با تخیر اسمم از فرهاد کابلی به فرید کابلی نظریاتم را خواهم داد
فریدکابلی

>>>   برادران کسی است که هرچه نوشته میکند انرا بنام من یاد میکند من خیلی متاسفم که این شخص همت گفتن نام خودرا ندارد و به عوض ازاسم و تخلص من فرهاد کابلی استفاده کرده و هرچی دلش میشود مینوسید. از اینکه قبلا هم من ازاو خواهش کردم که دراینده ازنوشتن نام من خود داری کند ولی شخص بسیار....... بهرحال من مجبورا منبعد با تخیر اسمم از فرهاد کابلی به فرید کابلی نظریاتم را خواهم داد
فریدکابلی

>>>   با عرض سلام خدمت شما تمامی که نظریات را در این باره نوشته کرده استید .
ولی یک چیز را همیشه به یاد داشته باشد که تمامی واقعات یا بدبختی که در افغانستان وجود دارد از طرف همین رهبران سیاسی افغانستان میباشد زمانیکه طالبان افغانستان را گرفت به خصوص مناطق شمالی افغانستان را باز آقای جنرال دوستم کجا پا به فرار کذاشت تمامی که شما از آقای جنرال دوستم پیشتبانی میکند چرا
قوم های ازبک هزاره تمامی آنها بودن که آقای حامد کزری را انتخاب کرده آن را به قدرت رسانیدن هدف به قدرت رسانیده آنها که این بود در یک قسمت دولت از افراد آنها کماشته شود ولی آقای کزری به وعده هایش عمل نکرده باز آقای جنرال دوستم و دیگران رهبر سیاسی باز می خواهد که ناامنی در افغانستان وجود داشته باشد ولی یک چیز را به یاد داشته باشید که همه ما فروخته شده استیم
یک چیز دیگر را هم به یاد داشته باشد همی آنها صرف بخاطر منافع شخصی خود می کوشد
سوال دارم که در طول همین جنک ها که سپریشد چقدر جوان ها ما کشته و زخمی شدن جواب آنها را کی می کویند
جنرال دوستم
محققق
ضیا مسعود
من کدام مشکل از طرف داری شما ندارم ولی منحیث یک جوان خواست من همین است که دیگر طرف هیچ یک از رهبران سیاسی را نکنیم که فایده ندارد اگر کدام مشکل که برای شما پید ا میشود که آنها را حل میکند

>>>   درود به جنرال دوستم عزیز

>>>   زنده باد جنبش ملی اسلامی افغانستان

>>>   دوستم دوستم دوستم دوستم دوستم دوستم دوستم
دوستت داااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااریم
زنده باد زنده باد زنده باد زنده باد زنده باد زنده باد

>>>   هر چه باشد باز هم گپ راست را میگه۰ محترم جنرال صاحب دوستم محترم جنرال صاحب عطا ومحترم حاجی صاحب محقق و دیگران هوشیار باشید و نگذارید دسیسه طالبان ریش دار و طالبان نکتاهی پوش کامیاب شود۰ تا دیر نشده دست بکار شوید و متحد باشید۰ زنده باد جنرال صاحب دوستم۰
وکیل احمد

>>>   حرف های جنرال صاحب دوستم و دیگر رهبران مخالف حکومت کرزی واقعیت است زیرا کرزی و همکارانش همیشه به وعده های خود در مقابل مردم افغانستان و به خصوص در قبال مردمان شمال افغانستان وفا نکرده است. سیستم ریاستی را هم از همین رو خواستند تا مانند پادشاهان سابق حکمروایی کنند و با صدور فرمان هایشان بالای مردم بیچاره افکار خود را تحمیل کنند. بیایید در مقابل این همه بی عدالتی ها در کنار رهبران واقعی ملت که از سینه ملت برخواسته اند قرار بگیریم و نگذاریم بیش از این بی عدالتی و ظلم ستم در مقابل مردم مظلوم ما صورت گیرد. هیچ حکومتی با استبداد و زورگویی نمی تواند عمر دراز داشته باشد، مردم دیگر به تنگ رسیده و نمی خواهند با نظام پادشاهی اداره شوند. خداوند برای رهبران واقعی ما همت عالی نصیب کند تا بتوانند به آرمان های شان که به تحقیق آرمان مردم افغانستان است، در اسرع وقت برسند. به امید کامیابی مردم افغانستان
عارف از کابل

>>>   "همین دیگ و همین سرپوش"!
کسانیکه از جنگ های کابل پند نگرفتند، کسانیکه آزموده ها را بار چندم؟ باز می آزمایند، بعد در آینده داد و فغان سر ندهند، که فلان جنگسالار به حق ما ظلم میکند، یا فلان.......
نادر


 

آدرس ايميل:

لطفا فارسی تایپ کنید. نوشتن آدرس ایمیل الزامی نیست

میتوانید نام و مکان سکونت خود را در انتهای نظرتان بنویسید, تا همراه با آن چاپ شود

 

کدام یک از این دو شخص رهرو شهید احمد شأه مسعود می‌‌باشد .احمد ضیا مسعود و یأ احمد ولی مسعود ؟!

 دوستان نظر بدهید !

کدام یک از این دو شخص رهرو شهید احمد شأه مسعود می‌‌باشد .احمد ضیا مسعود و یأ احمد ولی مسعود ؟!

چرا این هردو برادر مسعود فقید در دو جبهه قرار گرفتند ؟!
...

آیا کس یا کسانی وجود دارند تا موقف پیروان واقعی احمد شأه مسعود شهید را تضعیف نموده باعث ایجاد تفرقه در میان هر دو برادر شهید مسعود گردد؟!

چرا یکی در جبهه ملی و دیگری در ائتلاف ملی سنگر گرفته است ؟!

آیا در افغانستان آزاد اندیشی‌ تا این اندازه نهادینه گردیده است که دو برادر با دو اندیشه مختلف در دو جبهه مختلف رهرو یک استقامت باشند ؟!

احمد ضیا مسعود در جبهه ملی احمد ولی مسعود و دیگران در ائتلاف ملی ،مارشال فهیم در ائتلاف غیر ملی و عطا محمد نور در یک جبهه موقف پیروان شهید مسعود را در ساحات سیاسی ،اجتماعی و نظامی کشور ضعیف نمیسازد ؟!

آمار وحشتناک تجاوز به سربازان زن آمریکایی

آمار وحشتناک تجاوز به سربازان زن آمریکایی

گزارش اداره امور کهنه سربازان آمریکایی در خصوص آمار تجاوز به سربازان زن، از وضعیت وخیم ارتش آمریکا پرده برداشت.

از هر 3 سرباز زن آمریکایی یک نفر در دوران خدمت در ارتش مورد آزار و اذیت جنسی قرار گرفته است و بیشتر این افراد اجازه شکایت در این خصوص را نداشته اند.

خطر مورد تجاوز قرار گرفتن سربازان زن آمریکایی حاضر در جنگ عراق بیش از کشته شدن در حوادث تروریستی در این کشور بود.

"کیت وبر" یکی از سربازان زن آمریکایی است که در زمان خدمت در ارتش آمریکا مورد آزار و اذیت جنسی قرار گرفته بود.

وی می گوید: خاطرات آن سالها همچنان مرا آزار می دهد و با وجود گذشت چندین سال از آن ماجرا نمی توانم بدون قرص آرامبخش بخوابم.

"مارسلا گازمن" یکی دیگر از سربازان زن آمریکایی حاضر در جنگ عراق تأکید می کند: با گذشت حدود 8 سال تازه اکنون می توانم در خصوص این مسئله صحبت کنم. در آن زمان من بسیار جوان بودم و شکایت من نه تنها جدی گرفته نشد، بلکه وادار به سکوت شدم.

در حال حاضر بیش از 200 هزار سرباز زن در ارتش آمریکا خدمت می کنند.

داماد والی سرپل به اتهام تجاوز جنسی دستگیر شد

داماد والی سرپل به اتهام تجاوز جنسی دستگیر شد

شماري از باشندگان قريه خرابه از مركز سرپل با مراجعه به دفاتر رسانه ها در مزارشريف، شخص بنام سيد سجاد را كه گفته مي شود دستیار و محافظ ارشد والي سرپل مي باشد، متهم بر تجاوز جنسي بر يك زن جوان مي نمايند.

عين الدين از قریه خرابه كه خودش را شوهر این زن معرفی می کند، امروز به رسانه ها گفت: سیدسجاد محافظ سیدانور رحمتی والی سرپل، چهارشنبه شب بر منزلش داخل شده و با زور بر زنش تجاوز كرده است.

عین الدین در گفتگوی با رسانه ها از ریيس جمهور كرزي خواهان رسيدگي جدي بر اين قضيه گردید.

از سوي هم سيد عیسي نظري قريه دار قريه خرابه در سرپل گفت: شخصی كه اين عمل را انجام داده برعلاوه اينكه محافظ ارشد والي است برادرزاده و داماد آقاي رحمتي نيز مي باشد.

آقای نظری گفت:  يكي از مخافظين ديگر والي نيز در هفته گذشته يك دختر را از ولسوالي گرزي وان ولايت فارياب ربوده به سرپل اورده و بعد از تجاوز بالايش اين دختر معصوم را به خانه امن در اين ولايت تحويل كرده است.

در همين حال خانم نسيمه آرزو ريس امورزنان ولايت سرپل تاكيد مي نمايد زنی كه ادعا مي شود بالايش تجاوز صورت گرفته از اينكه در معرض خطر قرار داشت فعلا در خانه امن به سر مي برد.

اما ريس امور زنان سرپل در باره عمل تجاوز جنسي بر اين خانم چيزي نگفت مگر تاكيد كرد كه محافظ والي سرپل به خانه اين زن جوان داخل شده بود.

در پي اين همه اتهامات سيد انور رحمتي والي سرپل گفت: اين جوان يك اشتباه را مرتكب شده است که فعلا در بند نيروهاي امنيتي به سر می برد ولی هر آنچه از سوی مراجع عدلی و قضایی تصمیم گرفته می شود، باید اقدام صورت گیرد.

به گفته ی آقای رحمتی، این واقعه از پیش طرح شده است و با سید سجاد هیچگونه رابطه ی فامیلی ندارد.

اما مردم خشمگين در سرپل هشدار داده اند در صورتی  كه اين شخص با وساطت والي اين ولايت آزاد گردد، مجازات نگردد و همچنان والی به سارنوالی معرفی نشود، آنان به جاده ها خواهند ريخت و ب رعليه والي اين ولايت تظاهرات هاي گسترده اي را راه اندازي خواهند كرد.

مردم سرپل در حالی هشدار می دهند که پیش از این نیز چندین بار با راه پیمایی خواهان برکناری والی سرپل شده بودند.

آمریکایی ها خارجی نیستند، این کشور خودشان است!

آمریکایی ها خارجی نیستند، این کشور خودشان است!

۱۳۹۰/۰۹/۰۸

روز گذشته دوتن از کارمندان آمریکایی سفارت آمریکا در کابل ، به مجلس سنای افغانستان رفتند و با تعدادی از سناتوران دیدار مسقتیم داشتند.

هرچند این دیدار از قبل تنظیم نشده بود ، اما سناتوران از ذوق دیدن دو آمریکایی که از سفارت آن کشور آمدند ، دست از پا نشناخته برای ملاقات با آنان ، همه کارهای شان رها ساخته بدیدار شان شتافتند.

سناتوران که مشخص بود برای گرفتن امتیاز از دو کارمند عادی سفارت امریکا ذوق زده اند ، درخواست داشتند تا آنان هم بطریقی در لیست اشتراک کنندگان کنفرانس بن دوم باشند.
جالب است که تا هنوز علت حضور دو کارمند سفارت امریکا در مجلس سنا مشخص نشده است.

در حالیکه هیچ خارجی حق ندارد بدون هماهنگی قبلی وارد مجلسین افغانستان شود ، اما ظاهرا این قانون مانند دیگر قوانین افغانستان ، در باره آمریکایی ها صدق نمی کند و بقول بعضی این کشور خودشان است!

این روزها تلاش های بی وقفه ای جریان دارد تا برخی افراد از لیست حضور در کنفرانس بن دوم حذف و تعدادی دیگر اضافه شوند.


هرچند جزئیات این لیست هنوز افشا نشده است اما معین سیاسی وزارت امور خارجه اعلام داشته که لیست اشتراک کنندگان در کنفرانس بن دوم نهایی شده است.

كشته‌شدن يك دانشجودختر در كابل و تجاوز به يك آموزگاردختر در بغلان

كشته‌شدن يك دانشجودختر در كابل و تجاوز به يك آموزگاردختر در بغلان

معصومه حیدری دانشجوی رشته حقوق دانشگاه کابل، چهارشنبه شب هفته‌ی گذشته در منطقه‌ي دشت‌برچي شهر كابل از سوي افراد ناشناس كشته شد.

نزديكان معصومه می‌گویند که او هنگامي كه از دانشگاه به سوي خانه بر مي‌گشت، به ضرب چاقو به گونه‌ي بي‌رحمانه از پا در آمده است.

تاكنون علت و انگیزه اين قتل مشخص نشده است و تحقيقات پوليس ولايت كابل در اين زمينه جريان دارد. به گفته‌ي نزديكان اين دانشجو، او كدام دشمني شخصي باكسي نداشته است.

كشته شدن بانو حيدري، نگراني شديد دانشجويان دختر دانشگاه‌هاي كابل را به بار آورده است. بانوان دانشجو مي‌گويند كه اگر دولت در اين زمينه توجه جدي نكند، فاميل‌هاي شان ديگر اجازه‌ي رفتن به دانشگاه‎ها را براي آنها نخواهد داد.

اين درحالي است كه در هفته‌ي گذشته يك دادستان دادستاني مبارزه با مسكرات و مواد مخدر در كابل از سوي «مافياي مواد مخدر» ترور شد.

تجاوز بر يك دختر در بغلان روز پنجشنبه هفته گذشته يك دختر 22 ساله در ولسوالي بغلان مركزي ولايت بغلان، از سوي «افراد مسلح غيرمسوول» مورد تجاوز جنسي قرار گرفته است.

اين دختر كه «فهميه» نام دارد در مكتبي در منطقه پوزه‌ي‌ايشان ولايت بغلان آموزگار است. به گفته‌ي نزديكان فهميه، او هنگامي كه مي‌خواست از مكتب به سوي خانه‌اش برود، از سوي افراد «مسلح غيرمسوول» ربوده شده و مورد تجاوز جنسي قرار گرفته است.

هارون يكي از نزديكان بانو فهميه به روزنامه‌ي ماندگار گفت كه اين افراد پس از تجاوز بر اين معلم، تمامي پول و زيورات او را با خود بردند و از بدن برهنه‎ي او تصوير هم گرفته‌اند.

اقارب فهميه مي‌گويند كه در حال حاضر وضعيت صحي او خوب است و در طب عدلي پلخمري بسر مي‌برد. هارون مي‌گويد كه افراد متجاوز در حال حاضر به گونه‌ي آزاد در ولسوالي بغلان مركزي ولايت بغلان گشت‌وگذار مي‌كنند.

به گفته‌ي آقاي هارون، آنها به پوليس محلي ولايت بغلان و فرماندهي پوليس اين ولايت مراجعه كرده‌اند، اما آن‌ها تاكنون در اين زمينه هيچ اقدامي نكرده‌اند.

محمد یونس آرین

ســــیاستمـــــداران افغـــــان پرهــــیزگارترین مـــــردان روی عـــــالم اند !

ســــیاستمـــــداران افغـــــان پرهــــیزگارترین مـــــردان روی عـــــالم اند !

کمیته ضوابط اخلاق اجتماعی سازمان ملل در یک ارزیابی عمومی محترم حامد کرزی و معاونین محترم شان را منحیث پرهیزگارترین مردان روی عالم معرفی کرده و به ایشان تقدیر نامه های اعطا فرمودند.


در تقدیر نامه ذکر شده که محترم حامد کرزی با و جود دسترسی به امکانات فراوان مالی از مدت ده سال بدینسو با یک چپن سبز و کلاه قره قلی بسنده کرده و از تمام مال دنیا فقط مبلغ ده هزار دالر در یک بانک فرانکفورت برای آینده میرویس جان پس انداز دارد .


در حالیکه برادران تنی کرزی درین ده سالیکه از آسمان افغانستان بجای برف و باران دالر و ایرو می بارید چنان به تاراج و یغمای این سرمایه های بباد آمده دست زدند که مافیای برادران کرزی از شهرت جهانی بر خوردار گشت .

از پرهیزگاری محترم استاد خلیلی به عنوان معاون رئیس جمهوریکه پول معاش او کفایت اعاشه یکماهش را نمیکند و در روز های آخر ماه بیچاره با نان قاق و آب نل خود را زنده نگهمیدارد یاد شده ، شاید در همین روز های آخر ماه بوده که ایشان در اثنای خانه پری فورمه ثبت دارایی های اراکین دولتی در جواب سوال که چقدر پول نقد دارید ایشان نوشته بودند پول نقد ندارم ، بیچاره در همان روز حتی یک افغانی هم در جیب نداشته این را میگویند نهایت پاک نفسی و پرهیزگاری.


تصادفاً که برادر ایشان حاجی نبی نیز از جمله همان چپاولگرانیست که تا دیروز با نان قاق و آب نل زندگی میکرد ولی باد شد و باران و خدا مراد خوشه چین را داد و امروز نان و آب ایشان هر روزه تر و تازه از دوبی به غرب کابل میرسد.

معاون اول کرزی مارشال فهیم که فقط یک پکول از دوران جهاد برایش به میراث مانده و اگر آنرا نمیداشت بیچاره توان خریدن یک کلاه را هم نداشت چون قسمت زیاد معاش او صرف تهیه خوراک برای سگهای جنگی اش می گردد که در آخر ماه او هم بقدری مفلس و کم خرج می شود که استخوان و جیفه از قصابان محل برای سگ هایش گدایی میکند.


تصادفاً او هم برادری بنام حسین فهیم دارد که در تاراج سرمایه های کابل بانک نقش به سزا داشته و نیم تعمیر های بلند منزل کابل و مزارشریف به او تعلق دارد.

لعنت به این سنت غیر انسانی جامعه افغانی که پسر را به جرم پدر و برادر را به جرم برادر مجازات میکنند و این سه فرد قهرمان که مدال پاک نفسی را از کمیته ضوابط اخلاق اجتماعی سازمان ملل بدست آورده اند سایه شوم برادرها بر ایشان افتاده و نام نیک شان را خدشه دار کرده که حتی بعض مردم گمان می برند که خدای نخواسته ایشان در خفا و در زیر کاسه با برادر هایشان ساخت و بافت نداشته باشند که ندارند و اگر میداشتند آنها اینقدر در فقر و تنگدستی و بی پولی زندگی نمیکردند .

با تقـــــــــديم حــــــــــــرمت
حقــــ(شـــمس الحــق)ــــانی

ناتو ناقض حقوق بشر در افغانستان

ناتو ناقض حقوق بشر در افغانستان
 
چندی قبل که در کابل به دیدار یکی از مقامات بلند پایه افغانستان رفته بودیم،وی در حالی که نمی توانست تاثر خود را پنهان کند،گفت نظاميان ارتش آمريکا پس از قتل مردم غیر نظامی و بخصوص کودکان،انگشتان قربانیان خود را می برند و با آنها بازی می کنند.

روز جمعه سوم میزان 1390 هم دادگاه نظامي واشنگتن ،شاهد اعترافات تکان
دهنده يکي از پنج عضو تيم کشتار غير نظاميان ارتش آمريکا در افغانستان بود.آنان به
جمع آوري مجموعه اي از انگشتان بريده شده غير نظاميان افغان و کشتار وحشيانه
کودکان با استفاده از نارنجک در ولایت قندهار اعتراف کرده بودند. در این جنایت ، جرمي
مورلاک، سر دسته سربازان آمريکايي با یک سرباز دیگر بر سر چگونگی کشتن يک پسر بچه
افغان مسابقه می دهند.آنها این پسربچه را صدا می کنند و در فاصله پنج متري وی،همزمان
مورلاک نارنجکي را به سوي وي پرتاب کرده و هولمز با اسلحه اتوماتيک خود شش گلوله به
سوی پسربچه شليک می کند.در این مسابقه هولمز برنده می شود چون گلوله‌هاي شليک شده
توسط اسلحه او ،موجب مرگ پسر بچه افغان شده بود.

این حوادث انسان را به یاد علاقه یکی از روسای جمهور آمريكا به بريدن
گوش و بيني سرخ پوستان می اندازد.اندور جاكسون رئيس جمهوري که عکس وی بر روی اسكناس
های 20 دلاري قرار دارد، به مثله كردن پيكر سرخ پوستان و بريدن سر آنان عشق مي‌ورزيد.جاكسون
براي شمارش تعداد كشته شدگان سرخ پوست دستور داده بود بيني و گوش بريده آنان را
بشمارند. او به گونه‌اي به كشتار سرخ پوستان اظهار علاقه مي‌كرد كه روزي به دستور
او مراسم جشن مثله كردن پيكر 800 سرخ پوست را بر پا كردند. دايويد ستانارد يكي از
تاريخ نگاران آمريكا در اين باره نوشته است كه اندرو جاكسون به مناسبت پيروزي بر
قوم سرخ پوست ساندكريك روز 27 مارس سال 1814 مراسم جشن و شادي برگزار كرد و
سربازان او ماموريت بريدن بيني و گوش كودكان و زنان و مردان سرخ پوست را به عهده
گرفتند.سربازان سفيد پوست تا آنجا كه مي‌توانستند پوست بدن سرخ پوستان را نيز كنده
تا آن را پس از دباغي براي اسب‌ها ريسمان ببافند.آری بهره گيري ارتش آمريکا از
جنايتکاران و تبهکاران حرفه اي در افغانستان و مثله کردن و بریدن انگشتان قربانیان
افغانی ،ریشه در تاریخ آمریکا دارد.

امروز ناتو متشکل از 26 کشور اروپائی در کنار آمریکا،یعنی غربی هائی
که مدعی حمایت از حقوق بشر هستند و کشورهائی مثل ایران را به نقض حقوق متهم می
کنند،خود به ناقضان اصلی حقوق انسانها در افغانستان تبدیل شده اند. چندي پيش، تعدادي از
افراد وابسته به گروه هاي ضد جنگ در آمريكا كه همگي از كاركنان عالي رتبه سياسي، حقوقي و نظامي بودند، سفري به افغانستان داشتند اين گروه با انتشار نتایج تحقیقات خود نوشتند که به دلیل جنگ افروزی های ناتو، 56 درصد مردم افغانستان، بيمار هستند، 50 درصد آنها به آب سالم دسترسي
ندارند، 42درصد زيرخطر فقر به سر مي برند و تنها در سال 2010، دو هزار و سه‏صد نفر
خودكشي كرده اند.

در نتیجه حضور ده ساله نظامي آمريكا در افغانستان، غيرنظاميان بارها و بارها در بمباران های کور قرباني شده اند و وضعيت معتادين در سطح پايتخت، نشان دهنده اين است كه آمار اعتياد، در ميان شهروندان افغانستاني به دليل كشت وافر مواد مخدر، رو به افزايش است و کماکان آمريكا و ناتو به دلايل رونق بخشیدن به بازار فروشات تسليحاتي ، استفاده از منابع و معادن افغانستان و دفن زباله های هسته اي به نقض حقوق بشر در افغانستان ادامه می دهند. اروپائیان سفید پوستی که عضو ناتو
هستند و به اجراي تعهدات خود در افغانستان پای بند نمی باشند، موجب ظلم مضاعف شده است.
آمار نيروهاي نظامي افغانستان به رقمي نزديك به دوبرابر، افزايش يافته؛ اما سياست
هاي سلطه طلبانه و عدم مسئوليت پذيري آنان ،آینده مردم مسلمان افغانستان را در
هاله ای از ابهام فرو برده است.

با توجه به شواهد موجود، ارمغان حضور ناتو و نیروهای
ایساف به فرماندهی آمریکا در افغانستان چیزی جز ویرانی و کشتار نبوده و اخبار
مربوط به بازداشت و شکنجه ی افراد غیر نظامی و آزارو اذیت مردم توسط سربازان ناتو
و بمب باران مناطق مسکونی به بهانه ی تخریب ادوات طالبان و القاعده همه مشکلاتی
است که حقوق اولیه و طبیعی انسانی را به شدت نقض می کند.اغلب
نهادهای بین المللی همانند سازمان ديده بان حقوق بشر علیرغم وابستگی به غرب،تعداد
زياد تلفات غيرنظاميان افغان را تائید کرده وخواستار حفاظت از جان غيرنظاميان در
عمليات نظامي شده اند. آنان از وضعیت حقوق بشر در افغانستان ابراز نگراني كرده و ناتو
را به عدم رعایت موازین بین المللی و بخصوص
بد رفتاری و شکنجه زندانيان متهم کرده اند.

پس از جنگ جهانی دوم، اندیشه جهانی حمایت از حقوق بشر به نقطه اوج خود رسید و با تصویب منشور ملل متحد در سال ۱۹۴۵، بستر مناسبی برای دفاع از حقوق بشر فراهم شد.اما متاسفانه در بعد عملی، سازمان های عهده دار برای بسط حقوق بشر در جوامع و سازمان های نظارتی به شدت سیاسی عمل نموده و واژه حقوق بشر به یک اهرم سیاسی برای اعمال فشار به کشورهای هدف شد. در عصر جنگ های جهانی اول و دوم ،از حربه حقوق بشر بر علیه آلمان نازی بهره برداری شد و مظلوم نمائی یهود و صهیونیسم را هدف قرار داد.در دوره جنگ سرد آمریکا و غرب از اهرم حقوق بشر بر علیه اتحاد جماهیر شوروی و اقطاب آنها مثل ویتنام،کره شمالی،کوبا و لیبی استفاده کردند.بعد از پیروزی انقلاب اسلامی نیز،غرب از ابزار حقوق بشر،به عنوان یک حربه تبلیغاتی بر علیه جمهوری اسلامی ایران بهره جست.امروز آنچه در عرصه حقوق بشر انجام می گیرد، استفاده ابزاری از این منشور بین المللی است به این گونه که با پوشش شعارهای حقوق بشری و قانون مداری در حاکمیت داخلی کشورهای مستقل مداخله کرده و استعمار را در لباسی جدید سامان دهد.

در این زمان که مردم مسلمان ایران نگران وضعیت حقوق‌بشر در افغانستان بوده و آمریکا و اروپا را مسبب این امر می دانند،ضرورت دارد مقامات رسمی و نهادهای غیر دولتی ذیربط، با اقامه دعوی در نهادهای قضائی بین المللی و در نشست های ویژه ای که برای افغانستان برپا می گردد،به افشای جنایات ناتو در افغانستان پرداخته و جامعه جهانی را برای تحت فشار قراردادن آمریکا و
اروپا برای ترک افغانستان بسیج نمایند. 

نویسنده: محسن پاک آیین

بازهم عدالت قربانی مصلحت اندیشی های سیاسی دستگاه حاکم درافغانستان شد

باز هم عدالت قرباني مصلحت انديشي هاي سياسي دستگاه حاكم درافغانستان شد

شوهر زهرا موسوی

باز هم عدالت قرباني مصلحت انديشي هاي سياسي دستگاه حاكم درافغانستان شد. حادثه تيزاب پاشي بر رزاق مامون نويسنده نام دار افغاني، يك بار ديگر بازگوي نوعي از تبعيض قائل شدن و پايمال شدن حقوق انساني اتباع جامعه توسط سردمداران قدرت است. هر چند بسياري از مطبوعات و رسانه ها از پرداختن به جزئيات اين حادثه سر باز زدند و از افشاي حقايق پشت پرده چشم پوشي كردند؛ اما غافل از اين كه ماه هيچگاه پشت ابرها، پنهان نمي ماند.

بسياري از مردم، همكاران، نزديكان،دوستان و آشنايان آقاي رزاق مامون به خوبي از نوع روابط ميان او و زهرا موسوي گوينده اخبار و مسئول برنامه هاي سياسي طلوع، آگاهي دارند؛ سابقه كاري اين دو، روابط نزديك، همراهي زهرا موسوي با رزاق مامون در تمامي برنامه ها، گشت و گذار، خريدهاي مشترك و مهماني هاي مشترك، همه حاكي از نزديكي اين دو فرد است، روابطي كه با آمدن زهرا موسوي از ايران به افغانستان از سال2001 تا  قبل از حادثه تيزاب پاشي، جريان داشته است.

بحث بر سر روابط و دوستي زهرا موسوي و رزاق مامون از اين جهت حائز اهميت است كه خانم موسوي با وجود اين كه ازدواج كرده است، تن به رابطه اي نامشروع داد كه نتيجه اين رابطه، در يك جامعه اسلامي با مشخصه هاي فرهنگي اسلامي و ارزش هاي فرهنگي خاص، سبب چنين رخدادي شد؛ البته چنين مسائلي تنها مختص به افغانستان نيست؛ بلكه فساد اخلاقي افراد متاهل در همه جاي جهان، هميشه دردسر ساز بوده است و بر اين اساس در كشوري مانند افغانستان طبيعي است كه تخطي هاي اخلاقي، عواقبي بس بدتر و خطرناك تر از آن چه ما شاهد بوديم، داشته باشد.

اعترافات اوليه رفيع نام، همسر زهرا موسوي نشانگر دفاع از غيرت مردانه و پاسخي به هرزه بيني هاي اخلاقي رزاق مامون بود و در نهايت اين كار سبب رسوايي اخلاقي نويسنده نام دار كشور و  زهرا موسوي كارمند تلويزيون طلوع شد؛ اما آن چه كه جاي نگراني است، برخورد نابخردانه جناب آقاي كرزي در واكنش نشان دادن به اين قضيه بود.

اول اين كه جناب رئيس جمهور با واكنش نشان دادن نادرست در برابر قضيه، يك بار ديگر قانون و عدالت را زير پا كرد؛ زيرا از نظر همگان در كشوري كه قانون هيچگاه اجرا نشده و اشخاص خود مجبور به دفاع از حقوق انساني خود با استفاده از گرينه هاي ديگري مي شوند؛ مشخص شده است كه بي گناه، هميشه متهم خوانده مي شود، بي گناه مجازات مي شود و مجرم با خيال خوش و آسوده از بند رهايي مي يابد، تقديس مي شود، حرمت گذاري مي شود و نامش ورد زبان ها؛ اما بي گناه پشت ميز بازجويي، شكنجه، اعتراف گرفتن ها، پشت ميله هاي زندان و آخرش هم دچار مرگ ناشي از افسردگي مي شود.

جناب كرزي مخارج تداوي نويسنده نام دار كشور را به عهده مي گيرد؛ نويسنده اي كه با بي بند و باري هاي اخلاقي خود، چند خانواده را از هم پاشاند و اما همان فردي كه سال ها تحت شكنجه رواني و رفتاري جناب رزاق مامون قرار گرفته باز هم قرباني شد نه از يك سو كه هم از سوي آن نويسنده نام دار و هم از سوي حكومت كشورش؛ بر روي هر دو فرد تيزاب پاشيده اند؛ اما گناهكار براي تداوي راهي هندوستان شد و بي گناه و مظلوم با همان چهره تخريش شده و آسيب ديده چون جنازه اي در بازداشتگاه.

مساله بعدي اعترافاتي است كه از رفيع گرفته شده؛ اما اين اعترافات بيان گر عملكرد دستگاه قضايي كشور در قبال رخ داد است.

رفيع در آغازين لحظه اعتراف به انگيزه دفاع از مسائل ناموسي اشاره كرده؛ سي دي هاي پخش شده از مكالمات تلفني خصوصي عاطفي از رزاق مامون و زهرا موسوي كه توسط خانواده رفيع به بيرون درز كرده، نشان آشكاري از رسوايي اخلاقي اين دو فرد است و سند محكم و قاطعي براي نهادهاي قضايي؛ اما تا هنوز حكمي براي دستگيري زهرا موسوي و رزاق مامون صادر نشده است.

اگر بي بند و باري اخلاقي براي دختران ازدواج نكرده و يا زنان بيوه، كار را به زندان بادام باغ مي كشد، پس چرا براي اين دو فرد گناهكار و متاهل چنين نيست؛ آيا ارزش شهروندان افغانستان در مقابل قانون چنين است؟ آيا هر كس صاحب نام و رسمي بود؛ اما خائن و گناهكار بايد از نگاه قانون به دور باشد؟ آيا فقط قانون بايد تنها و تنها براي شهروندان درجه پايين كشور تطبيق شود؟ و هزاران سوال ديگر!

مساله بعدي متوجه نقش رسانه ها در بازتاب اين رويداد است. رسانه هاي افغانستان بسيار محافظه كارانه، غير اخلاقي و نامنصفانه با اين قضيه برخورد كردند. يكي از دلايل اين ادعا، عدم پوشش خبري درست از اين قضيه بود. حقايق ناگفته باقي ماندند.

آن هم از سوي رسانه هايي كه از بدو تاسيس، همگي ادعاي خبر رساني صريح، شفاف، بدون غرض ورزي  و صادقانه را دارند. خانواده رفيع در حاليكه از قضاوت نهادهاي قضايي نگران و در عين حال دچار نوعي نااميدي هستند؛ اسناد در دست داشته را افشا و يك كاپي از آن را در اختيار تمام رسانه ها مي گذارند؛ اما هيچ رسانه اي حاضر به نشر سندي گويا و حقيقي نشد.

روابط كاري مامون با رسانه ها، مصلحت نگري هاي رسانه اي ، مافياي رسانه اي و رسانه هاي سياسي  و غير مستقل داخلي؛ البته منظور از جرايد و رسانه هاي سمعي – بصري در داخل كشور است، باعث شد تا اين قضيه مسكوت و سرپوشيده باقي بماند؛ همان طور كه قضيه قتل مشكوك حامد نوري، خبرنگار تلويزيون ملي چنين شد. حتي بعد از قتل حامد نوري با اين كه سرنخي از روابط نامشروع اين خبرنگار و انتقام گيري خانواده زني كه با او رابطه داشته، برملا گشت؛ اما رسانه ها از بازگويي و انتشار اين خبر سر باز زدند.  حال به چنين رسانه هايي چه نوع رسانه اي را مي شود، اطلاق كرد؟ و اين كه اگر قرار باشد بر سر اين مسائل به ظاهر كوچك، رسانه ها، اعتبار خود را زير سوال ببرند، پس مردم حق دارند كه فكر كنند در افغانستان هيچ رسانه مستقلي وجود ندارد و صاحبان رسانه ها به جاي اطلاع رساني دقيق در پي استفاده هاي سياسي- اقتصادي خود از مجراي ابزارهايي چون ابزارهاي رسانه اي هستند.

حادثه تيزاب پاشي بر رزاق مامون كار رفيع همسر زهرا موسوي است كه پس از ده سال ازدواج، تازه متوجه روابط نه ساله همسرش و رزاق مامون شده است؛ اما تيزاب پاشي بر رفيع جاي سوال بزرگي است؛ هر چند رفيع در اعترافات گفته است كه براي نجات جان خانواده و همسرش اين كار را تحت فشار دولت ايران، انجام داده است؛ اما اين اعترافات، زواياي ناپنهان ديگري داشته است.

زهرا موسوي تحت حفاظت هاي شديد امنيتي كه از سوي دوست جديد اش، نحيب الله كابلي برايش اتخاذ شده، راهي مي يابد و همسرش رفيع را تهديد به اين مي كند كه اگر پاي مسائل ناموسي را به ميان بكشد و از روابط نامشروع او و مامون صحبت كند، جان خانواده اش؛ يعني پدر، مادر، خواهران و برادرانش در خطر است؛ از همين رو، رفيع به جاي اين كه اين بار خانواده اش را قرباني اين بلا، كند، تيزاب پاشي بر روي خود را بر عهده مي گيرد؛ در حاليكه تيزاب پاشي بر رفيع، كار همسرش و دوستانش بوده كه در انتقام به تيزاب پاشي بر مامون صورت گرفته است و حضور نجيب الله كابلي در اين قضيه و بردن نام ايران به عنوان عامل دخيل در قضيه، جاي بحث ديگري را مي طلبد.

صحبت هاي رفيع نشان مي داده كه رابطه خوبي ميان او و همسرش برقرار نيست، يك شبانه روز، زهرا موسوي در خانه نجيب الله كابلي مهمان بوده است، ميهماني يك زن شوهردار بدون اطلاع همسرش؛ چه چيزي را بازگو مي كند؟ و چه حالي به همسري دست مي دهد كه در خطرناك ترين مناطق به خاطر تامين و امرار معاش خانواده كار مي كند؛ اما با خيانت همسرش، مواجه مي شود؛ اما اكنون اين مرد بيمار با سرنوشتي نامعلوم، پشت ميله هاي زندان است. خانواده اش  از هم پاشيده، پدر و مادرش در معرض تهديد به خاطر افشاي اسناد روابط عاطفي عروس شان به همراه نويسنده نام دار كشور، همسرش غرق در لذت شهوت و جسمي بيمار و رواني خسته از اين همه دروغ و ريا در پشت ميله هاي زندان.

گناهكار اصلي كيست؟ نويسنده اي كه با رسوايي اخلاقي اش، بنياد چند خانواده را از هم مي پاشد؟ زني كه تن به فساد اخلاقي مي دهد؟ رسانه هايي كه بر اين قضيه، سرپوش مي گذارند، حكومتي غير عادل؟ يا مردي رنجور كه به خاطر آبروي بر باد رفته اش، اقدام به انتقام گيري مي كند؟

نویسنده: جهانشاه جاوید

دوستان عدالت خواه

 هر نوع اسناد و مدارک و مقالات  که مربوط به این قضیه میشود و شما خواهان نشر آن هستید لطف کنید به ادرس  ایمیل من ارسال کنید تا  در پرده گشای از حقیقت این حادثه عبرت انگیز شما نیز سهم گرفته باشید.

تشکر

حسین زاهدی

Hussain_zahedi@yahoo.com

قتل پيهم افراد سرشناس اندخوي

 
قتل پيهم افراد سرشناس اندخوي

تلکس شایعات 

تاریخ انتشار:   ۱۰:۰۰    ۱۳۹۰/۶/۲۹

کد خبر: 27121

منبع:

نسخه چاپی

ارسال به شبکه های اجتماعی، وبلاگ ها و دیگر سایت ها ارسال به دیگران

قرار اطلاعات بين مردم بتاريخ 21 برج سنبله قاري عزيزاله نزديك پوسته قرمقول در شاهراه اندخوي- فارياب و بتاريخ 23 برج سنبله 1390 يعني دوروز بعد مولوي ملا قربان (حاتمي) حين طهارت عصر در منزلش گويا ازجانب مجاهدين اندخوي به قتل رسيد . قتلهاي مشابه قبلا هم صورت گرفته است.

قرار معلوم قاري عزيزاله سابق قوماندان محلي مجاهد درحضور قواي خارجي فعلي ، خلع سلاح در امور زراعت پيشگي، در رديف شخص عادي به صفت سرشناس قوم وسيله بين حكومت و مردم بوده در انتخابات به جانب اين و آن كانديد قرار گرفته سمت گيري ضعيف محلي و زندگي فقيرانه را داشته است.

همچنان مولوي ملاقربان در زمان حكومت قبلي طالبان شخصيت فعال طالبان و در زمان حضور قواي خارجي به صفت ريش سفيد قوم وسيله بين مردم و دولت ضمنا معلم در مكاتب بوده زندگي فقيرانه داشت.

اكنون اكثريت مردم اندخوي علل چنين حوادث را قبل ازمخالفت اراكين دولت- مجاهد ، به خوبي درك كرده نتوانسته است.
چون اكثريت همين ريش سفيدان اندخوي در زمان حزبي ها وسيله بين دولت و مردم در زمان مجاهدين – طالبان وسيله بين دولت و مردم بلاخره هر رژيمي هم كه آينده بوجود آيد بازهم همين ريش سفيدان نقش وسيله بين دولت و مردم را بازي خواهند كرد چنانچه وكيل مجاهد در پارلمان حضور دارد يا نمايندگي سياسي مجاهدين در قطر گشايش ميابد، موجوديت چنين اشخاص اداره امور هر دولت را سهل ميسازد ولي در عدم موجوديت آن هرج و مرج بي سرشناسي مشكل آفرين در اداره هر رژيم و هرجريان سياسي- نظامي خواهد بود.

اگر مجاهدين مخالف دولت فعلي و خواستار خروج قواي خارجي و استقلال كشور و ايجاد حكومت اسلامي است در آنصورت سر وكار شان بايد بادولت ميبود در حاليكه قاري عزيزاله نزديك پوسته قرمقول به قتل ميرسد ولي پوسته به مجاهد و مجاهد به پوسته غرضدار نميباشد به راحتي به منزل گاه خود برميگردند. اگر عاملين قضيه مجاهد نبوده خصومت شخصي باشد پس دولت شريك جرم است چون در روز روشن در تيررس و زير نظر همديگر به قضيه دخالت نميكند . اگر مجاهد باشند نوبت اول بايد با پوسته مخالفت ميداشت ، اصلاح سرشناس غير مسلح بعداز حصول قدرت ميسر است عجله كار ندارد.

قضيه بخاطري اهميت پيدا كرد كه در جنگهاي قومي و قبيلوي دوران مجاهدين سابق بخاطر اسارت يك ملت اول سرشناس آنرا به قتل ميرسانيدند بعد مانند جنگهاي افشار و كابل به قتل عام ملت و چور و چپاول و تجاوز آن ميپرداختند.
در صورت درك همچو سياست مردم اندخوي شتابان به طرف جنبش ملي خواهند رفت كه به صفت حزب ملت ازبك و تركمن حضور دارد. اگر به هدف جهاد مقدس برويت دلايل موجهه اقدام صورت گرفته ، مردم متدين اندخوي مشتاق آرمان مقدس اند. من نميتوانم از فاصله دور به قضاوت دقيق آن بپردازم بنابرين اهالي ولسواليهاي چهارگانه اندخوي و مجاهدين اندخوي به مطالعه متن هذا توضيحات و روشني خواهند انداخت تا مردم در آگاهي كامل در جريان حوادث قرار گرفته آگاهانه جانبدار حقيقت قرار گيرند.

ازبك بيطرف از كابل


نظرات بینندگان:

>>>   سلام به دست اندرکاران سایت افغان پیپر...
قبل ازهمه ازنشربه موفع حوادث ورخدادهای مربوط به کشورمان که از طریق شما عملی میگردد ابرازسپاس مینمایم من به شهادت رسیدن قاری عزیزاله ومولوی محمدقربان (حاتمی) راتاهیدمیکنم وضعیت فعلا دراندخوی نورمال نیست شمامضمون ارسالی این برادررا درصفحه تلکس شایعات نشرنموده ایددرحالیکه این موضوع شایعه نبوده بلکه واقعیت است همین لحظه شهراندخوی حالت نظامی به خود گرفته است کارمندان امنیت ملی فاریاب بسیاری ازاشخاص وبه خصوص کارمندان دولتی را به ظن کمک مالی به طالبان بازداشت نموده اندوعده ای ازبازداشت شدگان به وساطت ریش سفیدان قوم آزادگردیده اند همچنان 5 تن ازپرسونل سرحدی که سواربرموتررنجربودندعصردوشنبه 28 سنبله ازاثرانفجارماین کنارجاده به شهادت رسیدند...اگرمسوولین دولتی به طورجدی ودوامدارعمل نکنندامکان ترورشخصیت های سرشناس اندخوی دورازتصورنخواهدبود
(اندخویی)

>>>   درحقیقت ملا قربان حاتمی قربانی یک دسیسه شوم یک دختر بیقعل باشنده شهر اندخوی شد ، قاری عزیز الله برای همه ای مردم اندخوی معلوم بود، شخص قاری عزیز الله چندان شخصیت نداشت ، او در خانه خود قمار باز ها را جمع میکرد ، از تمام فسق وفجور اندخوی باخبر بود ، مرگ او باعث خشنودی مردم شد، قاری عزیز الله وجوره چولاغ بدون مجوز سلاح حمل میکرد ، ولسوال صاحب خانچهار باغ هم از ترس جان به قاری عزیز الله وجوره چولاغ چیزی گفته نمیتوانست ،هر دو اینها مایه فساد در اندخوی و اطراف آن بودند، ای کاش جوره چولاغ هم کشته میشد ساحه اندخوی از شر منافقین وفاسدین تصفیه میشد.
امیر حمزه خلیق

>>>   خوب شد که قاری عزیز الله کشته شد.
داکتر قادری

>>>   بلی ازبک جان خوب بیطرفیت را حفظ کردی، اولاً این چاپلوسی ها که تروریستها و جنایت کاران را مجاهد خطاب میکنی راه بجای نمیبرد، هرقدر که چاپلوسی کنی باز هم طالبان قتل عام افراد شان را در دشت لیلی فراموش نمیکنند حتماً به فکر انتقام از شما هستند، خاطرجمع باش همین کسانیکه تو امروز آنهارا بیگانه واشغالگر میگوئی اگر بداد شما نمیرسیدند شاید امروز نام اندخوی هم تغییر میکرد ویک نام پشتو گذاشته میشد و به احتمال بسیارقوی حتی تو و خویشاوندانت هم امروز به ازبکستان یا کدام کشور دیگر منتقل میشدید، واگر تو امثالت همین طور ناآگاهانه حرکت کنید این حوادث در آینده نزدیک اتفاق خواهد افتاد.

دوراندیش وآینده نگر از کابل

>>>   آنهایکه مردم بیگناه را به قتل میرسانند مجاهدین نه بلکه یک گروه منافقین هستند.
نقوی

>>>   قضاوت دست شما است عزیزان خواننده !
زمانیکه مرحوم مدیر چهاری مدیر مالیه ولسوالی خانچهار باغ بود؛ از تمامی کار های غیرقانونی آلتی بای خان ولسوال صاحب خانچهار باغ آگاهی داشت ، بنابرین ولسوال صاحب معزز ما تصمیم تبدیلی مرحوم مدیرچهاری را میگرد و بالاخره مرحوم مدیر چهاری به ولسوالی قرمقول به حیث مدیر مالیه تبدیل میشود؛ مرحوم مغفور در روز روشن در لیسه قرمقول هنگام توزیع معاش توسط افراد ناشناس به شهادت میرسد.
بنظرشما دوستان نهایت عزیز ! درین قضیه مقصر اصلی کی بوده میتواند ؟
به ارتباط قتل قاری عزیز الله هم بدون شک ولسوال صاحب خانچهار باغ دخیل است ، گرچه قاری عزیز الله در بین مردم ولسوالی چهارگانه اندخوی چندان محبوبیت خاصی نداشت .

یکی از دوستان شهید مدیرچهاری

>>>   راجع به این قتل های زنجیره ای باید گفت ولسوال خانچهار باغ صد درصد ملامت است .
قل محمد پهلوان

>>>   اقای ازبک بیطرف از کابل!
لطف نموده بگویید که گرفتن نام مجاهد دراین مقاله به چی کسانی اطلاق میگردد ایا منظور شما مجاهدین راه ازادی به مقابل روسها و باکستانیها است و یا کدام گروه جدید بیدا شده است.
بنده از نوشته شما چیزی نفهمیدم.

موفق باشید.
نورالدین

>>>   ترورهای پیهم دراندخوی توسط باندهای خیرالله جان انوش صورت میگیرد اگر نی شهاب مدیر را چرا کسی غرض ندارد یگانه ... خوار اندخوی محسوب میشود ، چون به باند های خیر الله جان انوش جزیه میپردازد اگر نی در ظرف 24 ساعت ترور میشود وسایر مقامات اندخوی هم ازین کار استثا بوده نمیتواند ، چون باند خیرالله جان انوش بسیار مهارت خاصی درین زمینه دارد 10 سال تجربه ای کاری نیز دارد.
دوست شهید محمد کامل صحبت

>>>   اینهارا طالبا کشته، مه میفهمم هتمن طالبا کشته
گدای بای از الهندی خانه اندخوی

>>>   بدون شک باند هایی در اندخوی وجود دارد ، گاهی ازنام طالب استفاده میکنند وگاهی هم ازنام کسی دیگر، اما درحقیقت پشت این سناریو به گمان اغلب یا خیرالله جان انوش ویاهم شاکر جان کارگر است .
جبار قل مرادی

>>>   بدون شک باند هایی در اندخوی وجود دارد ، گاهی ازنام طالب استفاده میکنند وگاهی هم ازنام کسی دیگر، اما درحقیقت پشت این سناریو به گمان اغلب یا خیرالله جان انوش ویاهم شاکر جان کارگر است .
جبار قل مرادی

>>>   آری همه گی راست میگویند نبی پیژند یک شخص ... و بی کفایت است و همچنان تمام مردم اهالی شاهد هستند که تمام پسران وی نیز ...و وظیفه پدر را اختیار نموده و به میراث گرفته اند موجودیت چنین شخص به مردم اهالی اندخوی قابل تحمل نیست بلکه یک لکه ننگ و بدنامی است. باید این پراذیت را هر چه عاجل از این جامعه بدون مکروب محو نمود. چرا مردم خاموش اند مگر نمی دانند پسران او آصف و عاطف که مجلس آرای محافل مبتذل اجتماعی میباشند همچنان دختر او که توسط عاطف به دوستان اش به شکل تحفه تقدیم میگردد. و نیز آصف جان در اندخوی نزد شخصی بنام استاد کبیر رابطه نا ...) بود حالا که استاد کبیر به سمنگان مقرر شده نیز نزد وی رفته و فعالیت های اسبق ادامه میدهد. و پدرش با دانستن این موضوع هم به خود میبالد. و خود نبی پیژند از تمام قمار خانه ها و فاحشه خانه ها باج میگیرد و با تمام فروشنده های مواد مخدر و مشروبات الکولی شراکت دارد. و در تمام قتل های ذیدخل میباشد حتی در قتل مولوی صاحب قربان حاتمی که در مرکز شهر در روز روشن صورت گرفت صد فی صد سهیم است. ای مردم برخیزید از خواب خفته و یخن این خاین وطن فروش بگیرید و حساب یکا یک این همه بدبختی ها و بدنامی ها را بگیرید ورنه این ملت بیچاره و مظلوم را به جاده بدبختی سوق خواهد داد که آنگاه هیچ کاری از دست تان ساخته نخواهد بود.
شهروند اندخوی

>>>   با عرض سلام خدمت دست اندر کاران افغان کاغذ:
حق دارند مردم اندخوی که در باره وضعیت کنونی هر آنچه بخواهند بنویسند چون سر منشا این همه نا امنی و ترور خود آمر صاحب جنائی نبی پیژند و قوماندان امنیه صوفی نعیم بی کفایت است. اندخوی شهری بود آرام و همه گی بدون ترس و لرز با یک فضا صمیمیت زندگی میکردند و بعد از ارتقا ولسوال صاحب اسبق به مقام والی که خودم به شخصیت اوشان سخت احترام قایل استم وضعیت یک کمی دگرگون شده بود با آنهم آمر صاحب جنائی سابقه "غنی خان" یک کمی خوب بود و اوضاع امنیتی را نسبتاً کنترول میکرد و حال بعد از اینکه آقای نبی پیژند (قاتل، قاچاق بر،باج گیر و کسی که بالای کار های نا مشروع پسران و دخترش به خود میبالد) امروزه هیچ کسی در روز روشن هم حتی در خانه خود آرام و بی تشویش بسر برده نمی تواند. آخر مردم بیچاره اندخوی چی کنند و به کجا بروند. و به جواب یک دوست عزیز که گفته بود ازبک ها باید از افغانستان میرفتند چنین تصور غلط است چون در افغانستان اقوام ارجل به لسان های گوناگون زندگی دارند و همه افغان و با هم برادر هستند و نفاق انداز ها همه مزدوران خارجی استند که خود نبی پیژند نیز از جمله همین اجنت های خارجی است که به آرامی افغانستان و اندخوی خوش نیست نبی پیژند کسی است که همه مردم اوشان را از طفولیت میشناسند که "مفعول است" و هنوز هم این عادت خود را ترک نکرده و نیز این عادت خود را به پسران و دختر اش به ارث گذاشته است. پس از چنین شخص ما چه توقوع داشته باشیم قرار گفته "پشک پاسبان گوشت مقرر شد" وای به حال ما مردم بیچاره و گوسفندی که یک رهبر و پشتیبان نداریم گریه کردن هم جای نمی گیرد که بگریم که خداوند به داد ما مظلومان برسد که شکار چنین اشخاص شده ایم خدا یا به ما مردم اندخوی ترحم کن و ما را این بلا ها نجات بده به جز خداوند دستگیری نداریم...

>>>   طالب اندخوي گروپ كوچكيست برون از حريم اندخوي فعاليت دارد ، تاكنون قدرت نفوذ به تركمنستان و ضرورت آنرا ندارد . قتل كينجه معاون صاحب منصب سرحدي اندخوي – تركمنستان همراي چارنفر از يارانش كار باند مافياي ترياك سردمدار خيرالله انوش فعلا والي ولايت سمنگان و شاگرد وفادارش نبي پيژند است . چون با جناب ظاهر خان جور آمد امكان پذير است اما اين كله شخ (كينجه معاون) مهم بود كه به اين ترتيب فعاليت سرحدي خودرا آزاد ساخته دالر كاري ميكنند .
مامور بندر آقينه

>>>   با عرض سلام به خدمت همه دوستان و دست اندرکاران افغان پیپر:
من با نظریات هر دو دوست (شهروند اندخوی و بی نام) موافق هستم و این را علاوه میکنم، چون در تقرر نبی پیژند والی صاحب سمنگان همکاری نموده است فکر میکنم که اشباهی بزرگی را مرتکب شده اند ما از انوش صاحب امید واری های زیادی داشتیم که برآورده نشد. امید واریم در عزل این شخص توجه جدی شان را مبذول بدارند.
آتیلا حیران
ولسوالی اندخوی

>>>   شهید داکتر عبدالرحمان ولسوال قرمقول بود، وی فعالیت های چشمگیری را درین ولسوالی انجام داد مرحوم مذکور باجلب کمک های انسان دوستی جمهوری ترکمنستان یک باب کلینیک صحی درین ولسوالی اعمار نمایدچون در گذشته کلینیکی صحی درین ولسوالی وجود نداشت .
دربین مردم ولسوالی چهار گانه اندخوی شایعاتی پخش میشود که گویا داکتر عبدالرحمان به حیث ولسوال اندخوی تعیین میگردد. دیری نگذشت شهید داکتر عبدالرحمان هنگام سفر به میمنه مرکز ولایت فاریاب در مسیر راه اندخوی - دولت آباد توسط افراد مسلح ناشناس به قتل میرسد . گمانه زنی های وجود دارد که مرحوم مغفور شهید داکتر عبدالرحمان توسط باندهای خیرالله انوش ولسوال وقت اندخوی ترور شده است.
احسان الله یاووز- اندخوی

>>>   قاتل ملا قربان مدیر شهاب الد ین باور مدیر گمرک اندخوی است من نیزدر محبس شخصی اش یک هفته سپری کردم.

>>>   هموطنان عزيز آقايان دور انديش و جناب نورالدين !
درقدم نخست من به صفت بيطرف همه ملت ها و اقوام افغانستان را يك خانواده دانسته تلاش دارم تا الويت ها و كاستي هاي طرفين را يكسان قضاوت كنم ، اگر اين كردار را چاپلوس عنوان ميكنيد هم شكوه ندارم . با ابراز سپاس از حساسيت فكري شما ها كه طالب را مجاهد نام گذاشته ام ذيلا استدلال مينمايم :
1 – رهبري طالبان برادران پشتون ما در آغاذين كار جنگ خودرا دربين خانه خود و قوم خود سازمان دادند كه موجب بربادي و تلفات ويرانگر خانواده خودشان نيز گرديد . آيا اين عمل از بابت بيسوادي سياسي بود يا هدف اصلي بربادي مردم ما بوده درهر حالت عمل شان به ضرر مردم ما انجاميد .
درحاليكه گروه هاي مسلح محيط ما نخست به عنوان اعلام موجوديت در محلات حاضر شدند بعد هرگونه عكس العمل خودرا در ساحه غير مسكوني نشان دادند تا مردمان ما از خانه تلاشي و بمبارد خارجي ها در امان بماند . چنانچه اگرمجازات قاري عزيزالله ازطرف گروپهاي مسلح اقدام شده باشد نشاني از عملكرد ساحه غيرمسكوني است . موجوديت اين عقل سياسي شان مجاهد نام گرفت .
2 – جمع آوري اعانه ها با ابلاغ مختاريت افراد صورت گرفته تا مردم طور اختياري همكاري نمايد .اينكه دزدان حرفوي با جبر و تحديد ازين فرصت استفاده سو مينمايند . در انصورت مردم به امنيت دولتي اطلاع دهند هم به آبروي گروپهاي مسلح هم به نفع مردم هم ضرري به شما عايد نيست . اين عمل گروپهاي مسلح ناشي از تجارب قبلي است اگر ذكاوت شان ادامه يابد ميتوان مجاهد نام گذاشت .
3 – اگر طالبان درفكر حاكميت بالاي ساير ملل باشند مثل سابق به بربادي هردو ملت برادر خواهد انجاميد چنين برادر كشي پيروز ندارد . در حاليكه رهبري گروپهاي مسلح تاكنون دراختيارهموطنان خودما قرار دارد . در صورت تغير عملكرد برنده ميدان چه اكنون چه درآينده جنبش ملي بوده كه توحيد برادران مشكلترازگذشته خواهدبودو درايجاد وحدت ملي ظهور افغانستان واحد است . اينكه برادران خودما اشتياق رهبري مردم مارا داشته باشد عملكرد بعدي شان رهنماي مردم ما است . عجله كارندارد هنوز مردم فرصت انتخاب را دارند . فعلا گروپهاي مسلح نوزاد ما بي گناه است ميتوان مجاهد نام گذاشت .
4- از سال 2001 تاكنون تلاش پيهم وجوددارد رهبران قبلي افغانستان زير عنوان تفنگسالار ، آغشته به فساد وساير عناوين همه را بدنام ساخته خود خارجي ها رهبر ما و با ايجاد پايگاه نظامي دايمي كوچ خودرا هم به افغانستان انتقال دهند . اگر نيت شان حكومت دست نشانده ميبود اردوي ملي را تقويت كرده جانشين خود ميساختند . درحاليكه انتقال كوچ خودرا عجله دارند پس درتعقيب آن نسل كشي مشابه افريقاي جنوبي نيز درانتظار ماخواهد بود .
دوستان عزيز! من به صفت يك فرد عادي پشت كمپيوتر خود بدون طمع و تعدي كسي با استفاده از امكانات اين شبكه محترم مخاطبم اما نظر يك بخش جامعه از استنتاج نظريات خواننده گان عزيزبرملاخواهد شد . مردمان ما از رهبري اولاد خود حمايت ميكند هرگاه باهر كسي هم متحد شويم يكدست متحد ميشويم اگر روگردان هم شويم يكدست برميگرديم .
وطنفرستان افغانستان متحد شوند !

خاطره :
با تقدیم سلام و احترام به کارکنان محترم شبکه افغان پیپر – به اساس برداشت من سرگروپ طالبان اندخوی نیمچه ملا ها و اعضای آن جنگاوران بیسواد سابق اند. اما رهبری شان را در اندخوی ملا های تعلیم یافته پاکستانی عهده دارند ، از روی بیانات شان تصور میشود که سواد سیاسی چندانی ندارند .
من با استعمال کلمه مجاهد توقع داشتم که در مناظره این صفحه طرفداران طالبان سهم گیرند تا نتیجه به مطالعه مردم برسد . اما در صفحه کسی از طالب شرکت ندارد .
من در متن هذا در خیال خود باچند کلمه راست و کج خواستم فعالیت نظامی شانرا در دشت ها و صحرا ها مناسب دانسته و جمع آوری پول را به کنترول دولت درآورم ، در صورتی طالب نوشته مرا اهمیت ندهد انگیزه مردم تا حدی بازدارنده خواهد بود .
برای بار سوم باعث زحمت شبکه محترم شدم اگر خیالات خام بنده مضریت بیشتری نداشته باشد نشر خواهند کرد .
بااحترام مجدد

>>>   سرمنشا جنجالها خود دولت است :
ساکنین ولسوالیهای چارگانه اندخوی مردمان پیشه ور ، صنعت کار و غریبکار صلحپرور بوده اگر ظلم و بی توجهی از حد بگذرد طغیان شیرمردان اندخوی شدیدتر از شیر و پلنگ است . مردمان اندخوی بتایخ 11 حمل 1390با راه اندازی تظاهرات 10000 نفری خود از فساد کاریهای شاروالی شهر اندخوی ، محکمه شهر اندخوی، مدیریت مالیه شهر انخوی و غفلت امنیتی مقامات اندخوی شدیدا اعتراض کردند .
آب از آب تکان نخورد ، این یکی از موجبات عدم همکاری مردم با دولت بوده مقامات شهر اندخوی نیز با اطمینان غرق عیش عشرت خود اند . حتی یک تغیر و تبدیل ظاهری هم شده نتوانست ، تنها موجودیت سلطان سنجر ولسوال بامسولیت بی صلاحیت بادوش یکه تازی یک گل باغ شده نتوانست .اگر این هم به فساد دست زند پوره یک قشلاق حکومت انارشیست جدااز حکومت تشکیل خواهد شد .
غلام

از شبکه خبر ایران بعید بود !

از شبکه خبر ایران بعید بود !

آقای فضل الرحن ارویا یکی از اعضای فعال حزب خلق و مسوؤل بخش خاد ولایت خوست و گاهی هم ولایت پکتیا بوده و یکی از متعصب ترین چهری های ضد زبان فارسی میباشد او مخالفت خود را هیچ گاه پنهان نکرده است.


او مدت زیادی را در پاکستان بوده و با مولانا فضل الرحمن پدر معنوی طالبان و دیگر افراطگرایان قبایلی تماس نزدیک داشته و با سازمان استخبارات پاکستان همکار بوده است.

گفته میشود او اصلآ شهروند افغانستان نبوده و از افغانهای های آنطرف مرز میباشد و در زمان رژیم طالبان پاسپورت افغانی گرفته ، همکاری او چنان با سارمان آی اس ای محکم میباشد که در این رابطه دو بار به لندن مسافرت نموده و همکاری اش فعلآ نیز ادامه دارد.

او از اخیر سال 1995که طالبان به افغانستان آمدند رسمآ در خدمت سازمان ای اس ای پاکستان بوده و معاش معینی دریافت میکند.


او یکی از ایدیولوژی سازان طالبان و دوستان نزیک به فاروق وردک و کریم خرم بوده همیشه به آنان مشوره میدهد.


آقای ارویا تحت عنوان کار شناس سیاسی تمام جنایات طالبان از مکتب سوزاندن ، سربریدن ، سنگسار جوانان پسر و دختر را بگردن کشورهای همسایه می اندازد و طالبان و پاکستان را بنام حامیان مردم افغانستان معرفی مینماید.

آقای ارویا در هر وقت و زمان ضدیت خود را با فرهنگ و زبان فارسی ظاهر ساخته و برغیر پشتون ها می تازد و گاهی هم آنان را بیگانه میخواند.


او سخت با مراسم نو روز باستانی مخالفت داشته و آنرا غیر افغانی میداند.

یکی از آشنایانش میگوید او هیچ وقت به تاریخ ، تمدن نزدیک به 5 هزار ساله این خطه باستانی عقیده نداشته و همیشه گفته است که تاریخ افغانستان فقط 300 سال و از زمان احمد شاه ابدالی ( ملتانی ) آغاز شده و تاریخ و افتخارات 5 هزار ساله گذشته به بقول او مربوط به افغانستان نبوده بلکه به کشور همسایه ایران تعلق دارد.


او با این نظرخود به تمام افغانستانی ها اهانت نموده و اوغان ها را وارث اصلی این سر زمین میداند.

سر و کله این مرد در چند هفته اخیر در بعضی از رسانه ها ظاهر شده و بدفاع از طالبان ... پرداخته پاکستان را دوستان حقیقی مردم افغانستان معرفی میکند.

او با عمر داوؤد زی سفیر پاکستان برای شرک طالبان در کنفرانس دوم بن تلاش نموده و خود را نماینده طالبان معرفی میکند.


او در زمان حزب خلق یک بار حفظ الله امین به شوروی سابق سفر نموده و چند مرتبه دیگر نیز با شماری از اعضای حزب خلق برای کورسهای آموزش حزبی به روسیه مسافرت نموده است.

آقای ارویا مدتی مسؤلیت نشریه افغان ملت را بر عهده داشته و همکاری های با جراید و سایت پاکستانی و دیگر جراید و سایت های ضد فرهنگ و زبان فارسی داشته و همیشه علیه واژه های فارسی ناب مانند دانشگاه ، دانشکده ، آموزگار و... بوده است.

بگفته یکی از نزدیکانش آقای ارویا با تبلیغاتی که در حال حاضر به منافع طالبان و پاکستان انجام میدهد به احتمال به عنوان نماینده طالبان در کنفرانس بن دوم شرکت می کند.

با این اوصاف ، شبکه خبر تلویزیون ایران بدون توجه به اوضاع جاری و شناخت این جاسوس پاکستانی ، قرار مصاحبه 20 دقیقه ای با وی گذاشته و چند دقیقه ای از این مصاحبه را بصورت زنده پخش کرده است، که این خود نوعی خیانت به جامعه فارسی زبانان محسوب می شود و بیشتر اینجا تعجب آور است که مجری برنامه زنده شبکه خبر ایران از این فرد به عنوان کارشناس مسایل سیاسی افغانستان نام می برد.


در اینجا باید به جامعه خبری ایران تذکر بدهیم که بادرنظرداشت اصول و قوانین خبرنگاری ، حق ندارند از جاسوسان پاکستانی به عنوان کاشناسان سیاسی افغانستان نام ببرند در حالیکه این چنین افراد نه تنها در میان جامعه فارسی زبان و شبکه های تلویزیونی افغانستان جایی ندارند ، که مردود ملت افغانستان نیز هستند.


بسیار جای تاسف است که پس از نشر مصاحبه این فرد از شبکه خبر ایران ، سایت های ایرانی نیز بدین موضوع پرداخته بازهم اشتباه مجری شبکه خبر ایران را تکرار کردند و از او بنام کارشناس مسایل سیاسی افغانستان نام بردند.


این اشتباه شبکه خبر ایران باعث خواهد شد تا این فرد بیشتر مورد توجه شبکه های غربی قرار گرفته از این ببعد به یک تریبون دیگر برای مبارزه با فارسی زبان ها بدل شود.


اجمل از کابل

برادر فوزیه کوفی، به 12 سال زندان محکوم شد

برادر فوزیه کوفی، به 12 سال زندان محکوم شد

فوزیه جان کوفی

با وجود تلاش های غیر قانونی فوزیه کوفی نماینده مردم بدخشان، هدایت الله برادر قاچاقبرش که دو ماه پیش به جرم قاچاق ده ها کیلو هیروئین و تریاک توسط پولیس بدخشان باز داشت شده بود، سر انجام دادگاه مبارزه با جرایم مواد مخدر با مجرم شناختن او، وی را به 12 سال زندان محکوم نمود.


خبر فیصله دادگاه مبارزه با جرایم مواد مخدر بالای برادر فوزیه کوفی در حالی صورت می گیرد که فوزیه کوفی و مریم کوفی دو خواهر هدایت الله، با تمام تلاش و سوء استفاده از مقام نمایندگی خواستند وی را بیگناه عنوان نموده و رها سازند؛ اما موفق به این کار نشدند.

هنگامی که هدایت الله با ده ها کیلوگرام مواد مخدر باز داشت شد، فوزیه کوفی که در کاناد به سر می برد با تماس های مکرر با اسحاق الکو دادستانی کل و بسم الله محمدی وزیر داخله، تلاش نمود که وی را از بند رها سازد؛ اما با رسانه ای شدن این خبر و آگاه شدن نیروهای خارجی موظف در امر مبارزه با مواد مخدر، تلاش های فوزیه برای رهایی برادرش بی نتیجه ماند.

همچنان مریم کوفی نماینده مردم تخار دیگر خواهر هدایت الله کوفی با فشار ها به مقامات امنیتی بدخشان و اظهار نظر این که برادرم بی گناه است و دست داشتن او در قاچاق مواد مخدر توطئه مخالفان سیاسی ما در بدخشان است می خواستند روی جرم برادرشان پرده پوشی نمایند و مدعی بودند که دادگاه سر انجام با تحقیق در این راستا برادرشان را بی گناه ثابت کرده و رها می سازد؛ اما از آن جایی که دادگاه مبارزه با جرایم مواد مخدر در کنترول نهاد های بین المللی مبارزه با مواد مخدر قرار دارد، سر انجام با فیصله ی منصفانه، هدایت الله برادر این دو نماینده مجلس را به سزای اعمالش رساند.

با مجرم ثابت شدن هدایت الله کوفی برادر فوزیه کوفی، گفته های مردم بدخشان در مورد فساد خانواده ی کوفی برملا شد.
نادر شاه کوفی برادر بزرگ فوزیه کوفی که مدت 7 سال است به عنوان فرماندار کوف آب هر ظلم و جنایتی را از مردم فقیر و زجر دیده ی این منطقه ی محروم بدخشان دریغ نمی کند و در ولسوالی مرزی کوف آب بندر ترانزیتی قاچاق مواد مخدر را مهیا ساخته است که مجیب کوفی و عنایت الله کوفی دو برادرش که فعالیت گسترده ی قاچاق مواد مخدر را کشورهای روسیه، تاجیکستان، ازبکیستان و... پیش می برند با تعیین نمودن زلمی شاه برادر دیگر کوفی به عنوان فرماندار خواهان دیگر فرمانداری هم مرز با تاجیکستان، زمینه ی گسترده را برای قچاق مواد مخدر فراهم ساخته اند.

فوزیه کوفی خود با استفاده از موقف نمایندگی مردم و رابطه های چند سویه با افراد مانند اسدالله خالد سرپرست وزارت سرحدات و قبایل، گل آغا شیرزی والی ننگرهار که هردو از مافیای بزرگ مواد مخدر شناخته می شوند، زمینه ی انتقال محموله های کلان مواد مخدر را به کوف آب و خواهان فراهم نموده تا برادرانش نادرشاه و زلمی شاه با استفاده از موقف حکومتی این محموله هارا به دو برادر دیگرش که در تاجیکستانرسانده و از مسیر روسیه به اروپا قاچاق نمایند که پول کلانی از این بابت به دست تمام اعضای خانواده و شخص فوزیه کوفی به دست می آید.


در این میان هدایت الله کوفی، مسئولیت قاچاق مواد مخدر را از ولسوالی هایی دیگر بدخشان که تریاک در آن کشت می شود مانند درایم و ارگو و خاش بود که باز داشت شد.

فوزیه کوفی با داشتن چنین تیم مسلط بر قاچاق مواد مخدر، شریک مهمی بر مافیای مواد مخدر افغانستان به شمار می رود.
فوزیه و نادر شاه هردو رابطه نزدیک با مارشال فهیم ایجاد نموده اند. نادر شاه کوفی که سواد خواندن و نوشتن را ندارد، با آوردن اسپ های بزکشی گران بها و دیگر تحایف رابطه گرمی را با مارشال ایجاد نموده است.
کوفی هم با استفاده این رابطه در هرسفرش به بدخشان فرمان پرواز چرخ بال های حکومتی را از مارشال دریافت می کند که در این چرخ بال ها محموله های مواد مخدر به کوف آب منتقل می شوند.

یکی از دستیاران کوفی، روزی در یک محفل دوستانه گفته بود که در هرسفر خانم کوفی ما بکس هایی کلان قفل شده را از منزل او موتر شخصی کوفی بار می کنیم که موتر بدون تلاشی مقامات امنیتی در کنار چرخ بال ها قرار گرفته و بکس ها به چرخبال بارزده و مستقیم به منزل نادرشاه در کوف آب برده می شوند.

فوزیه کوفی، با مدعی شدن دفاع از حق و هویت فارسی زبان ها در افغانستان و همینطور، تظاهر به مدافع حقوق زن و حقوق بشر, سوال بر انگیز ترین رابطه هارا با فاشیست ترین افراد حکومت داشته و دشمنان هویت زبان فارسی، مانند اسدالله خالد، حنیف اتمر، گل آغا شیرزی، اسحاق زی و... همواره مهمانان خاص او در منزلش می باشند.

وی در سفرهای اروپای خود با سخنان شیرین و استفاده از خود به عنوان یک زن، ساده انگاران را به حمایت وا می دارد که من تنها زن و فرد سیاسی حامی فارسی زبان هاهستم، در حالی که وی اندک تعهدی به مردم و ملت فارسی زبان ندارد.


او همواره در عمل در کنار دشمنان هویت زبان فارسی قرار می گیرد اما با تردستی و چالاکی، در موقف های ظاهری اش برای خاک پاشیدن به چشم مردم، مدافع هویت فارسی زبان ها ظاهر می شود.

هنگامی که علی احمد جلالی از لابی های بزرگ فاشیزم پشتون به افغانستان آمد و آوازه ی نامزد شدن انتخابات ریاست جمهوری را داشت، فوزیه کوفی پاچه بر زد تا معاون جلالی شود و برای گره زدن رابطه اش با جلالی حتی خواهر زاده خود را به زنی داوود جلالی برادر زاده ی علی احمد جلالی داد که تفاوت سنی این دو بیش از 15 سال است.

نگاشتن این خبر و اطلاعات برای این است که فارسی زبانان چهره هایی را که به آن ها اقتدا می کنند بشناسند. چون درد مردم ما همیشه از خودی ها بوده، خودی هایی که با نشان دادن غمخواری از مردم در عمل دشمن مردم بوده و زمینه ساز سلطه ی فاشیستان و دشمنان هویت فارسی زبان ها بوده اند.
کوفی هم از همان چهره های ... است که از هر ترفندی برای کسب پول و قدرت استفاده می کند.

اندیشه بدخش، خبرنگار آزاد

شفاخانۀ خصوصى ايکه از نام مولا على استفاده مى کند

شفاخانۀ خصوصى ايکه از نام مولا على استفاده مى کند

مى خواهيم نامۀ ما را که نمايانگر درد دل شمار زيادى از مردم ماست به نشر برسانيد تا باشد با مطالعۀ آن مقامات در وزارت صحت عامه در رفع اين مشکل اقدام عاجل نمايند. با تأسف شفاخانه اى که از نام بزرگ مرد و خلیفه چهارم اسلام مولا علی(ع) استفاده سوءکرده و به این نام مردم بیچاره و نیازمندی که از روی نا چاری و ضرورت برای تداوی به شفاخانه مذکور مراجعه می نمایند بی خبر از اینکه اینجا درمانگاه نی، بلکه تجارتخانه ایست که برای جمع آوری و زر اندوزی پول و ثروت ایجاد شده است و نام اش را به نام مولا علی(ع) مسمی کرده است و شاید هموطنان ساده دل ما با ارادت خاصی که به حضرت علی دارند زیاد تر از همه جا به این شفاخانه مراجعه می کنند. ما همچنان که از جمله مریضداران و نیازمندان به درمان و دارو بودیم روزی ضرورت احساس شد تا به اصطلاح به اين درمانگاه مراجعه کنیم، هرچند از کسانى که مریض دار بودند شنیده بودیم که برخورد نادرست، اخذ پول گزاف و فروش ادویه جات شان از دو چند هم بالاتر است و خوشبختانه یا بد بختانه خود ما به چشم دیدیم و حرف های زشت و نادرست پرسونل بخصوص بخش اداری و مالی شفاخانه را شاهد هستیم. نظافت شفاخانه به کلی خراب است، هر گاه جناب وزیر صاحب یا یکی از مسؤولان بلند پایه وزارت صحت عامه به این شفاخانه بدون اطلاع قبلی مراجعه کنند شاهد تمام نابسامانی های آن خواهند شد.

در حالى که بررسی و نظارت از شفاخانه ها ارتباط مستقیم به ریاست قوانین و بررسی وزارت صحت عامه دارد. ولی به گفتۀ مردم و اهل خبره جناب رئیس صاحب قوانین خود صاحب امتیاز و مالک اين شفاخانه میباشد. مقام وزارت و مسؤولان ذیربط باید در جریان فعالیت همه درمانگاه ها بخصوص شفاخانه های خصوصی باشند در مقابل وظایف محوله مسؤولیت احساس نمایند و نگذارند بالای هموطنان مستضعف و نیازمند ظلم و بی عدالتی که خواسته باشند روا داشته و تجارت نمایند.

از جناب وزیر صاحب می طلبیم مانند شفاخانه عاجل ابن سينا به مشکلات مردم توجه نموده و از اين شفاخانه هم وارسى نمايند و اگر خود شان شخصاً وقت ندارند یکي از نماینده های با صلاحیت و با احساس شانرا جهت کنترول و بررسی به تجارخانه (شفاخانه مولاعلی) لطف نموده قدم رنجه نمایند.

جناب وزير!

چيز هايى را که ما به صفت يک شهروند و مريضدار در اين شفاخانه مشاهده کرديم اگر براى شما بازگو نماييم، شايد براى جناب شما پذيرفتنى نباشد، اما تقاضا داريم اشخاص نا شناس را براى بررسى آن توظيف کنيد تا سيه روى شود هر که در او غش باشد.

شفاخانه مولاعلى که در يک مارکيت قالين فروشى فعاليت مى کند دور از تمام نورم هاى صحى است، دهليز اين مارکيت توسط تخته هاى نازک (کاک) به اتاق هاى يک و نيم متره تقسيم بندى شده و به اصطلاح به خاطر زر اندوزى، پارتيشن ساخته اند که از هر اتاقى که فاقد هوا کش هاى صحى است و هواى آن نه تنها براى مريضدار آزار دهنده است ، بلکه مريض را در حالت بد ديگر قرار مى دهد، مبلغ يک هزار افغانى در يک شب کرايه مى گيرند، در حالى که در برابر کرايه يک اتاق به هزار افغانى بايد عرضه خدمات صحى آن طورى باشد که ضرورت به وجود پايواز در شفاخانه محسوس نباشد، از سوى ديگر بيشتر نوکريوالان و مؤظفين شفاخانه از طرف شب براى بيدار ماندن و گذراندن نوبت نوکريوالى، همه شب را با قطعه بازى سپرى مى کنند و در صورت ضرورت مريض اخطار مى دهند که مى توانند مريض را در جاى ديگر ببريد.

مشکل ديگر اين شفاخانۀ خصوصى موجوديت دواخانه ايست که خلاف همه نورم هاى قبول شدۀ دولتى دواى مريضان را سه چند و حتى پنج چند بلند تر از نرخ تعيين شده دولتى به فروش مى رساند.

معاینات خون و لابراتوار با قیمت هاي دوچند و سه چند از سایر لابراتوار ها و کلینیک های تشخیصیه و حتی شنیده ایم که مسؤولان شفاخانه برای دکتوران مؤظف توصیه کرده اند. "باید برای مریضان دوا های زیاد توصيه کنید زیرا ما در اینجا مصرف کردیم باید پولش حاصل شود." وقتی در قیمت دوا و معاینات حرف زده شود، مسؤول مالى شفاخانه می گوید، "واره نمى کند و پوره نمی شود" خلاصه مریضداران را پوست می کنند، هر لحظه و هر ساعت پول باشد که مصرف شود. باید یاد آور شویم، وسیله طبى ديگر که برای تست، فشار، نبض و غیره مریض بعد از عملیات نصب میشود فرسوده و غیر فعـال و آنهم در تمام شفا خانه صرف یک دانه از بالای یک مریض عملیاتی بالای مریض دیگر می برند و می گویند دوباره می آورم.

بناءً از جناب وزیر صاحب خواهشمندیم تا مشکلات مردم نیازمند و بی بضاعت ما را در نظر گرفته و از حال شان با خبر شوند و نگذارند با استفاده از نام طبیب سوء استفاده کنند و بالای هموطن ما تجارت صورت گیرد. اگر مسؤولان و شخص وزیر به داد مردم نرسند، مشکل خویش را به شورای ملی خواهیم رسانید چون وزارت صحت عامه برای خدمات صحی و حل مشکل بهداشتی هموطنان است و پرسونل آن که در رأس جناب وزیر صاحب قرار دارند باید شخصاً مشاهده نمايند که بالاي مريض و مريضداران در اين شفاخانه چه مي گذرد.

قابل یاد آوری می دانیم که اگر مشکل ما حل نشود مقصر اصلی ما ارگانی را می دانیم که بدون بررسی و مشاهده تعمیر و و سایل طبی شفاخانه برای هر کس جواز فعالیت میدهد.

باعرض حرمت

محمد نبى به نماينده گى از همه مريضداران شفاخانه مولاعلى

کرزی، مارشال فهیم، بسم الله خان و شاروال کابل نخوانند

کرزی، مارشال فهیم، بسم الله خان و شاروال کابل نخوانند


حکومت دکتاتوری مافیای زمین در شمالغرب میدان هوایی کابل با استفاده از نام مارشال فهیم، بسم الله خان و نیروی نظامی فروخته شدۀ وزارت امور داخله

نویسنده: اهالی شهرک ملی (شهرک احمدشاه مسعود) واقع شمالغرب میدان هوایی کابل

گروه های مافیای زمین در حدود پنج سال قبل شمالغرب میدان هوایی کابل را بنام های (شهرک احمدشاه مسعود، شهرک قسیم، شهرک توحید، شهرک آزادی و شهرک ملی)، هر کدام به سلیقۀ خود نامگذاری نموده به نمرات رهایشی تبدیل کردند و بالای مردم عام به قیمت های گزاف و با امتیاز مکتب، کلینک، کودکستان، ساحات سبز و یک سرک چهل متره که از میان شهرک مذکور عبور کرده و به سرک هشتاد مترۀ میدان هوایی وصل میگردد بفروش رسانیدند.

الحال در شهرک مذکور حدود بیش از یکهزار فامیل زنده گی مینمایند که اکثراً مردم غریبکار و اهل کسبه میباشند، ولی فروشندگان منطقۀ مذکور بنام های قوماندان قسیم جنگلباغ، آقای خوستی و حاجی محمد نیاز پنجشیری، بعد از غصب و فروش زمین های مذکور چهره ای مافیایی شان را برملا ساخته و همراه با شرکای جدید شان بنام های حاجی محمد علم، عبدالله پنجشیری، حاجی جلیل و حاجی فضل الرحیم هنوز هم بالای مردم غریب و بیچارۀ این منطقه با استفاده از نام مارشال فهیم و نیروی نظامی حوزۀ پانزدهم امنیتی شهر کابل حکومت استبدادی ای را بنا نهاده و در پایتخت کشور بالای مردم ظلم و تجارت نامشروع مینمایند.

شواهد ظاهری شهرک به اثبات میرساند که بدون آگاهی دولت افغانستان، مافیای مذکور بعضی نمرات را بار بار بالای اشخاص متفاوت فروخته و ساحات کلینک، کودکستان و پارک ها را نیز بفروش رسانیده اند و الحال میخواهند سرک چهل مترۀ عام را که از میان این شهرک عبور نموده و نقش کلیدی ای را در وصل مناطق قصبه، ده سبز، خواجه بغرا، شهرک های معلولین و معیوبین، گلوبل و ملی به سرک هشتاد مترۀ میدان هوایی دارد، نیز به زور تفنگ غصب و بفروش برسانند.

هرچند این گروه چندین بار با برخورد شدید مردم منطقه روبرو شدند و نتوانستند سرک چهل مترۀ مذکور را که یگانه راه رهایی از ازدحام ترافیک در شمالشرق کابل است غصب نمایند. اما بدبختانه به مجرد تبدیل شدن آمر حوزۀ پانزدهم پولیس، این زورمندان هریک: قوماندان قسیم جنگلباغ، حاجی جلیل، حاجی محمد نیاز پنجشیری و عبدالله پنجشیری که خود را پسران خالۀ مارشال فهیم و خویشاوندان بسم الله خان میدانند و از نام مارشال صاحب و وزیر امور داخله استفاده سوء میکنند، مردم را به از بین بردن، اختطاف کردن و تخریب منازل شان تهدید نموده و حوزۀ امنیتی را پول میدهند تا باشندگان بیچارۀ منطقه را به جرم دفاع از غصب سرک عام و خانه هایشان، جداگانه به حوزه جلب کرده و ایشان را با زندانی ساختن و معرفی به څارنوالی مورد تهدید قرار دهند.

رئیس صاحب جمهور! آیا مردم افغانستان یکبار دیگر به شما رأی اعتماد دادند تا در چند کیلومتری ارگ ریاست جمهوری، حکومت مافیا را بالای خود تجربه کنند و یا امیدوار باشند که دولت جمهوری اسلامی افغانستان زمانی در شمالغرب میدان هوایی کابل حاکم خواهد شد که یا مردم نباشند و یا هم دولت؟

مارشال صاحب فهیم! مردم افغانستان به شما اعتماد و احترام دارند براینکه منحیث بزرگ و معاون ریاست جمهوری از تمام ملت مظلوم افغانستان نمایندگی کنید، نه اینکه بگذارید غاصبان، مافیا و سودخوران در زیر سایۀ نام شما و نام پنجشیر بالای مردم تجارت ظلم و ستم کنند، سرک ها را غصب کنند، بلند منزل و تانک تیل و سرای ها بسازند و شخصیت جناب تان را در سطح ملی و بین المللی زیر سوال برند.

جنرال صاحب بسم الله خان! سوال مردم اینست که آیا حوزه های پولیس بخاطر تأمین امنیت و ثبات جامعه بکار گماشته شده اند و یا اینکه امنیت دزدان مافیایی را گیرند تا خانه های مردم و سرک عام چور شود، بخصوص کارمندان جنایی تان که بدون از پول گرفتن، جلب کردن بی مورد مردم به حوزه و اجراآت به نفع مجرمین وظیفۀ دیگر را نمیشناسند.

و بالاخره شاروال صاحب کابل! جناب تان اگر بودیجۀ کافی در دسترس ندارید تا سرک های پایتخت کشور را بازسازی و نوسازی کنید، ماستر پلان شهری را پیاده سازید و یا توانایی کنترول کثافات شهر را داشته باشید، حد اقل یک ساعت از خواب بعد از ظهر تان را صرف دیدار و آگاهی از چهار اطراف شهر کابل نموده، همچو مناطق تحت تسلط مافیای زمین را بررسی و شامل ماستر پلان تخیلی تان کرده به ناحیه های تان هشدارگونه گوشزد کنید تا دست چورگران و استفاده جویان از تخریب شهر و بدنام سازی دولت کوتاه گردد.

هم اکنون لحظه ایست آغازگر پیاده نمودن شعار در عمل و کامیابی دولت و مردم در مبارزه علیه فساد و برآورده شدن اهداف اصیل و سازندۀ افغانستان، که اهالی منطقۀ مذکور از مقامات عالی و ذیصلاح جداً خواهش مینمایند تا هرچه زودتر دست حاکمیت دکتاتوری مافیای زمین از سر شان کوتاه و آیندۀ شان روشن گردد.

و من الله توفیق

پشك پاسبان گوشت مقرر شد

پشك پاسبان گوشت مقرر شد

تلکس شایعات 

تاریخ انتشار:   ۲۲:۱۰    ۱۳۹۰/۵/۳۰

کد خبر: 26014

منبع:

نسخه چاپی

ارسال به شبکه های اجتماعی، وبلاگ ها و دیگر سایت ها ارسال به دیگران

از مدت مديدي به اينطرف مردم در شهر اندخوي فارغ از هرگونه تشويش امنيتي بوده ، صرفا ساخت و ساز هاي تاسيسات نظامي نقاط سرحدي يككه حاجي و چاه جلاجين بندر آقگينه در سرحدات تركمنستان موجبات تشويش اين مردمان شده بود.
اما درين شهر نه جنگ طالبان نه بد امني سارقين و نه تشويش راه و ساير عوامل بد امني وجود داشت.

اخيرا جناب نبي پيژند كه چندي قبل بنابر اتهام بر ايجاد گروپهاي سارقين و كار اندازي دعوي جلابان در افزايش فساد اداري متهم شناخته شده به ولسوالي قرمقول اندخوي تبديل شده بود، اكنون به نسبت نارضايتي مردمان ان محل به يك درجه ارتقا منحيث سر پرست امريت جنايي مركز شهر اندخوي موظف گرديده است.

بنابر تجارب قبلي شان گروپ قماربازان همدست اين جناب ، سارقين پارتي حرفه اي شهر ، يكدم به سان مورچه فعال شده طي چند روز اخير از سر شام دزدان مسلح راه باغبستان و ساير نواحي اطراف شهر را مسدود و مردم را لوچ ميكند.
برعلاوه تهديدهاي تلیفوني در تقاضاي 1000-5000 دالر از مرز اهالي كذشته به خود مامورين بانكها ، كارمندان بندري و ساير مردمان كه شبانه بالغ بر 100 نفر تحديد به مرگ و حتي ديروز در باغبستان كسي از پرداخت 5000 دالري تقاضاي تلیفوني امتناع ورزيده از روي شناخت خود صبحگاهان با چند ريش سفيد جهت نصيحت و صبحت رفته بود در حضور ريش سفيدان به ضرب تفنگچه به قتل رسيد.

يك گروپ دزدان مسلح كه از بابت سرقت در دهيكچي خانه از طرف صاحب خانه شناسايي شده بود در مقابل 1500 دالر رشوت از جانب قاضي شهر اندخوي رها گرديد.

اكنون به نسبت سرپرستي نبي پيژند در پست امريت جنايي شهر اندخوي، در شهري كه طالبان وجود ندارد ولی بد امني و فساد اداري به اوج خود رسيده فرداي روز بدترين حالت را هم به خود خواهد گرفت. انگاه بجاي واگذاري مسوليت به جنگهاي طولاني نياز مند خواهيم شد.

اميدوارم قبل از خروج نارضايتي مردم و ايجاد بد امني به زودترين فرصت اين سرپرست كهنه كار شريك دزد را به جاي ديگري تبديل و به عوض ان شخص مناسب را تعيین فرمايند تا هرگونه تشويش مردم رفع گردد.

شهروند اندخويي


نظرات بینندگان:

>>>   نبی پیژند یک آدم قاتل و خوانخوار است ایشان با شخصیت وی آشنای کامل دارم. شخصی را که در بدل پول کشت آدم بسیار خوب بود. دوست نزدیک من با شخص موصوف آشنای داشت. اگر کرزی صاحب میخواهد که امنیت در شهر اندخوی بیارد باید نبی پیزند را به دار بیآوزد.
سید عصمت الله .

>>>   دزد دزد ميپالد. در اين دستگاه حكومتي تمامآ دزدان و جود دارد به همين مينوال . در بدخشان قاتل كلان دزدان به حيث شهر دار مقرر گرديده كه هيچ موقعيت حتي بلندترين نقات تپه ها را بفروش رسانيده بود اكنون با استفاده از اين سمت قباله ميدهد
راست است

>>>   ای خدای بزرگ این رقم انسانهاچرا درافغانستان رشد داده میشود.
نقوی

>>>   این مطلب کاملاً دقیق است ، مردم اندخوی ازدست این خائنین بجان آمده است . دزدان مسلح از 7 شام تا صبح اطراف شهر اندخوی را احاطه نموده عابرین را لچ میکنند، کسی نیست پرسان بکند؛ مردم اندخوی از مسؤلین بی کفایت بیزاراند.
جبار قل مرادی

>>>   يكي از پاليسي هاي دراز مدت دولت در قبال مردم ناامن ساختن ولايات شمالي است .عقاب

>>>   درود بر شهروندان اندخوی:
سپاسگذارم از نویسنده محترم که باری به این نکته اشاره نمودید؛ حدودأ از یک سال بدین سو؛ همواره مطالبی که در مورد اندخوی از سوی شهروندان اندخوی از طریق سایت وزین شبکه اطلاع رسانی افغانستان به نشر میرسید؛ همه و همه در راستای تخریب کاندیداها و وکلای مردم بود؛بهرحال این بار در مورد نبی پیژند چیزهایی نوشتید ، از چند سال بدین سو باند های تروریست و گروه های سارق تشکیل یافته و فعالیت دارند و تعدادی از شخصیت ها را به دلایل نامعلوم ترور کردند، یکی از این شخصیت هایی که در این اواخر توسط باند های مخفی به قتل رسید، شهیدچاری خان مدیر مالیه ولسوالی قرمقول بود که در هنگام توضیح معاش معلمان لیسه قرمقول و در روز روشن توسط اقراد ناشناس به شهادت رسید، حتی هنگام ورود تروریست ها به فرماندهان پولیس اطلاع داده میشود ولی افسرهای پولیس بعد از یک ساعت به محل حادثه تشریف میاورند و نکته قابل توجه دیگر اینست که برخلاف روزهای دیگر که نیروهای پولیس در اطراف سرک اندخوی دولت آباد جهت تآمین امنیت حضور میداشتند ولی آن روز هیج نیرویی وجود نداشت، تمامی این اتفاقات نشانگر این که حلقاتی در حکومت با این باندهای تروریستی دست دارد؛ اگر به گفته شما آقای نبی پیژند با چنین باندهای ارتباط دارد؛ برای اثبات آن نیاز به پرونده است که نشان دهد که او با چنین باند ها ارتباط دارد و بدین گونه او خود به خود به میز محاکمه کشانده خواهد شد.
خالد از اندخوی

>>>   تشكر از شهروند اندخويي كه موضوع را طور سطحي يادآور شده :
چنانچه موضوع ارتشا محكمه اندخوي چندي قبل در شبكه توركستان جنوبي هم انعكاس يافت و اخبار آن بين مردم نيز پخش شد . اما مقامات عاليه دولتي خودرا به گوش كري زدند .اين چوكيها كه باپيش پرداخت اجاره شده تا حصول اصل سرمايه و مفاد لازم از خود شكيبايي نشان ميدهند و بعد بدون تقاضا هم به مزايده مجدد گذاشته ميشود .
در ارتباط قتل در باغبستان بايد گفت كه قاتل نوجواني بوده بعداز اجراي قتل تفنگچه خودرا به زمين انداخته خلع سلاح از حضور يك قوم مسجد صحت وسالم فرار ميكند و به طالبان ميپيوندد . از روي تيلفون شخصي وي كه به جا مانده بود شش نفر ارتباطي اش را دستگير ميكنند كه از جمله يكي از آنها كه سه عراده موتر سايكل سرقتي از منزلش يافت ميشود كه موصوف باديگارد آقاي خيرالله انوش سابق ولسوال اندخوي و فعلا والي ولايت سمنگان بوده كه دوسيه جرمي نمايانگر باند خود جناب نبي پيژند و جناب انوش را نشان ميدهد معلومدار كه موضوع بدون نتيجه پايان مي يابد .
درارتباط سرقت در دهيكچي خانه بايد گفت كه دزدان مسلح داخل خانه محمد قربان ميشوند و مبلغ 300000 افغاني پول نقد از جيب قربان ميگيرند و قربان درفرصت مناسب فرار ميكند تا بادوستان خود آمده سارق را دستگير نمايد اما سارق تا آمدنش بساط وي را برداشته فرار ميكند . صبح هما ن روز قربان همراي ولسوال و قوماندان امنيه به منزل سارق كه شناخته شده بود ميروند و از جيب سارق مبايل صاحب خانه و 270000 افغاني پول نقد را پيداميكند سارق نيز معترف است . جريان بعداز طي مراحل از قومانداني امنيه و سارنوالي به محكمه ميرسد . محكه با وجود تمام اعترافات و مدارك با اخذ رشوه آزاد ميكند .
تعدادي از جوانان اندخوي قصد داشتند در اعتراض به بد امني و فساد در مقابل اداره محكمه و قوماندني امنيه به تضاهرات چند صدنفري محدود دست بزند . اما بعضي ها مخالفت كرد . چون اعتراض قبلي در مورد محكمه استماع نگرديد و تظاهرات 10000 نفري 11 حمل 1390 اندخوي استماع نگرديد پس اين عريضه بازيها معني ندارد . اين وضعيت يك تظاهرات وسيع را ايجاب مي نمايد تا همه رشوتخور را جارو كند .
جوممورد از مسجد اخلاص اندخوي

>>>   به توجه محترم خالد از اندخوي !
لطفا بين كلمات تخريب و افشا تميز قايل شوند . تخريب يك عمل عقده مندانه دربرابر شخص و افشا به هدف اصلاح طلبانه تر ويج يافته است . اگر فرزند شما مرتكب گناهي شود شما نيز زير ملامتي قرار ميگيريد چون در تربيه آن كوتاهي كرده ايد .
جناب محمد شاكر كارگر وكيل محبوب مردم اندخوي در اولين دور 18000 راي بدست آورد در جريان كار بعضي نواقص را انتقاد كرديم گفتند "... كاروان به راه خود ميرود " چنين حكم در برابر خواست مردم كبر بيمورد است تا اينكه دور دوم انتخابات ولسي جرگه آرا شان به 6000 پايين آمد . 11 حمل 1390 در حدود 10000 نفر در اعتراض به دوست نزديك شان آقاي فاروق شاروال اندخوي به تظاهرات پرداختند به عوض تبديلي شاروال 12 نفر سرباز در مقابل در وازه شاروال ايستاد كردند گويا ما بزور بالاي تان حكومت ميكنيم . ما علاقمند بوديم كه عرض خودرا به وكيل كنيم تا شاگردان خودرا خودشان اصلاح نمايند . مگر وكيل صاحب ما توجه نكردند تا كميسيون مستقل انتخابات به عوض مقابله با مردم حكم لازم را صادر نمود .قناعت ما حاصل شد اينكه حالا كرسي پارلمان را زرخريد ميكنند يا به زور خود اشغال ميكند وكيل مردم كسي ديگري است در صورت اصلاحات فكري بازهم جاي شان در فرق سرماست .
اينك مرحله اول سپري شد نوبت اصلاحات داخلي است . اينكه در مورد اتهامات وارده مدرك جرمي استدعا كرده اند، اعتماد بين دولت و مردم هنوز پايينتر ازين سطح قرار دارد . دولت به عريضه 10000 نفر گوش ندهد توقع عريضه بازي يكنفر به مفهوم گشودن باب مذاكره و گرفتن دهن جوال يا قبول مرگ به زير تهمت است . تا چه حد فساد و ترور مافيايي وجود دارد تا حال ارگان منظم استخبارات ، قوماندانيهاي امنيه ، اردو و ساير ارگانهاي امنيتي كشف نكرده پس يا خود شريك است يا كاملا نامطلوب و نا بكار اند .چنانچه در نشست تعارفي محترم نبي پيژند در هوتل شاروالي بوت عبدالرشيد خان به سرقت رفته بيچاره با بوت كهنه 12 نمبر كدام فيل پاي ... را پوشيده خانه ميرود آيا كسي نديده ؟
وقتي ما ادعا كرديم كه جناب قاضي صاحب محكمه شهر در هوتل بايجان در اندخوي بعداز نوش جان مشروبات 1000 دالر رشوت را هم گرفتند ثبت ويديويي آن ذريعه كمره قلمي گرفته شده نزد ما موجود است .
همين ديروز بعداز چاشت تاريخ 31 برج اسد 1390 در دفتر جناب مدير صاحب ماليه شهر اندخوي در تركيب هيت چارجانبه در حضور داشت نور محمد خان هيت نماينده شاروالي از بابت يك قباله مبلغ 500 دالر رشوت اخذ شد يك عضو همين هيت لطف كرده جريان را ذريعه كمره قلمي ثبت و به ما رسانيدند نزد ما موجود است .
اگر ما كار خودرا مانده درگير اثبات جرمي اين آقايان شويم اين ارگانهاي موظف اميتي چه كاره اند ؟ وقتي كار جناب ها با مردم است پس هيچ جرم شان از نظر مردم پنهان نيست . اگر ساعت يك بجه شب در گوشه تاريك حرفي زده ايد يا در مهمان خانه تان معامله خصوصي انجام داده ايد . يا در هوتل شاروالي بعداز نصف شب قرارداد اجاره داري مندوي را دست شكسته درون آستين عقد و امضا كرده ايد يا درپشت درهاي بسته دفتر تان جورآمد كرده ايد حتما يك طرف معامله شما مردم است كه بعداز اجراي كارش شمارا افشا ميكند و هيچ كار شما ازنظر مردم پنهان مانده نميتواند .
ما سايه وار شمارا تعقيب ميكنيم از رياست گمرك تا بانكها ، عمليات دانه تربوز شفاخانه ها ، مكاره گي ادارات ولسواليها وتا 100 افغاني رشوت در في تذكره اداره احصاييه به ما چون آفتاب روشن است .
ماكار ايماني و وجداني خودرا انجام داده ازطريق شبكات نشر ميكنيم منظور ما افشا شماست اينكه دولت به اداره خود اصلاحات ميآورد يا بامردم به مقابله ميپردازد مطابق آن عمل خواهيم كرد . يا عدالت و وطنپرستي را قبول ميكنند يا برد و باخت را ؟ شيوه كار ما افشا و تظاهرات وسيع مردمي است . چرا روزگار معلم با معاش امكان دارد ولي از مامور صاحب بدون رشوت ممكن نيست ؟ گروپ خدايي خدمتگاران اندخوي يك دو 10 نيست بلكه تمام اهالي است تا آخرين فرد اهالي شما افشا و روسيا مجازات خواهيد شد . دلك تان .

خدايي خدمتگار

>>>   مردم زمانی این اتهامات را در مقابل یک نفرقبول میکند که قبلآ بین مردم کدام سوابق جرمی داشته باشند شما خدمت کذاران خدایی مطالبی را ذکر میکنید که معلوم میشود عقده های شخصی تان را در مقابل چنین شخصیت ها اظهارمیکنید اما من فکر نمکنم که امروز مردم بیخبر باشندکه مثل شما واری انسان هارا نشناخته باشند تاهنوز. شما کسانی هستید که از دربار محمدشاکر کارگرجهت روان کردن اولاد یا اقارب تان ویا رفتن خودتان به برس های خارجی گرفتن وظایف کلیدی از طرف ایشان رسیدگی نشده. شما کسانی هستیدکه با خواهشات بی معنی تان باتهدید شدن چندین بار توسط آن مرجعه ازدروازه شاروالی مثل بی غیرت ها واری بیرون شده اید. شما کسانید که باداشتن نیت ملعوس خویش وبا وجود آلوده یی تان به فساد ادری واسلامی تحت ریاست آقای انوش وآقای پیژن چند بار شکنجه دیده به پنجه قانون سپرده شده اید.
شما او انسان های هستید که با دست داشتن به کار های غیرقانونی وقوم پرستی باخوردن مشت وسلی های پی هم از طرف قوم خویش و نیروهای امنیتی در بین پروسه های اجتماعی بی آبروی شده دست به پشت بسته و به پنجه قانون سپرده شده اید. اگر شما انسانهای با همت مبودید چنین اتهامات را درپشت از خودگی های خود نمی زدید وکلامی را ذکر نمودید که معلم با اخذ معاش کم زندگی بسر میبرد.
بنده سندی بدست دارد معلم محترم چه رشوه یی گرفته است و چه کار های را انجام داده است که آنها هم مانند شمامعلماستند.
دور ازجان یک تعداد استاد ها باشید شمابه آرزو های خود نرسیده بهد به چنین کار ها دست میزنید.من فکر نمیکنم این کاری باشد از غیرت انسانیت.اگر شما واقعآ دلسوزی به مردم غریب خود دارید با ایجاد یک برنامه نامزد واری علنی به حال مردم خود برسید.
با کسب کمال احترام ازبخش مامورین وهاب.

>>>   درود بر شهروندان فاریاب!

آری جناب بشیر احمد ته ینچ! نتیجهء اینهمه هرزه گویی های شما چیست؟ دست آوردهای شما در مجلس نمایندگان چیست؟ شما با ... گویی ها و تهمت بستن های فراوان علیه شاکر کارگر و زیر چتر جنبش به مجلس نمایندگان راه یافتید و لاف از ملی بودن و عدالت میزنید ؛ چه کاری را برای مردم فاریاب کردید؟ بجز از رهبری و سازماندهی تظاهرات علیه شهردار اندخوی و در نتیجه به آتش کشیدن خانه وی؛ کدام دست آورد دیگری هم دارید؟ نتیجهء این تظاهرات به بدنامی ژنرال دوستم و حامیان او همچون شما منجر گردید؛ جنبش با فرستادن وکیل هایی همچون شما نیست میشود.

محمد شاکر کارگر در دوران وزارت و وکالت خود دست به سازماندهی تظاهرات علیه شهردار ویا کدام مقام دیگری را نزد بلکه همواره کوشید تا مصدر خدمت بر مردم عذاب دیده خود باشد؛ دست آوردهای او در جریان وزارت و یک دوره وکالت اش قرار ذیل است:
اعمار شاهراه ولایت فاریاب.
آوردن برق به شهر میمنه مرکز ولایت فاریاب و ولسوالی های همجوار آن.
تمدید شبکه آب آشامیدنی به ولسوالی های چهارگانهء اندخوی.
طرح پلان آب زراعتی برای ولسوالی های چهارگانهء اندخوی.
وغیره پروژه های کوچک.


در نوشته های شما کرامت انسانی پایمال شده است؛ من نمیخواهم کرامت انسانی " شما و فامیل شما " را پایمال کنم؛ تاریخچه خانواده شما صفحات خیلی ننگینی را بعد از کودتاه 7 ثور طی کرده است - اگر جوانان امروز ازین واقعیت آگاه نیستد؛ کلان سالان آن را خوب میدانند.

حداقل چند سال پیش را فراموش نکنید که پیشروی مکتب ایگمبیردی شهید مشغول شورنخود فروشی بودید ؛ بلاخره بعد از گذشت مدت زمانی زیر سایه ژنرال دوستم به وکلالت راه یافتید و رای فروشی در خانواده ته ینچ معمول است همانطوریکه خانم ته ینچ رای مردم را در مقابل پول ناچیزی بفروش رسانده بود این بار در مجلس نمایندگان رای مردم توسط جناب شما ( که لاف از ملیت میزنید ) در مقابل پول بفروش رسانیده شد و آنهم بر کسی که عامل اساسی بی ثباتی اخیر و ویرانی کابل و در ضمن پراگندگی و مهاجرت هزارها هزار هموطن ما شده بود " سیاف ". آقای ته ینچ فراموش نکنید " واقعیت هیچگاه پنهان نمی ماند "؛ هر عملی که انجام میدهید در صفحات تاریخ ثبت میشود و در آینده در خدمت نسل فردا قرار میگیرد و آنگاه مردم قضاوت خود را خواهند کرد..

در این اواخر شایعاتی مبنی بر ایجاد یک پایه رادیوی محلی زیر نام ترکستان در اندخوی از سوی جناب ته ینچ پخش شده است؛ تنها دستگاه رادیو بیش از صدهزار دالر هزینه برخواهد برداشت؛ این جناب این پول را از کدام مدرکی دریافت خواهند کرد؟ در حالیکه وضعیت اقتصادی فامیل این جناب بر همگان معلوم است.

شهروند اندخوی.

>>>   جناب مامور وهاب تيشه به ريشه خود زده ايد !
من هم مانند شما مامور هستم و به سر وظيفه خود پياده ميروم .خدارا شكر ميكنم كه طي 5 سال جنگ قلمي خود اولين بار از طرفداران جناب كارگر صاحب صدا برآمد .درست فرموده ايد كه مرا كسي نميشناسد و حتي شما هم نشناخته ايد . كنايه هاي استفاده از جناب كارگر صاحب مشخص نشد كه هدف شما كيست ؟ اما به من ارتباط ندارد . بست من واسطه كار ندارد اينكه به پاي پياده خانه ميروم ثبوت دست پاك من است .
اينكه من به چوكي پردرآمد دعوانكردم لت هم نخوردم اما مردم من در حصول حق قانوني خود لت هم سيلي هم خورده با عصبانيت نوشته مرا به درستي نخوانده حرف زده ايد در غير آن حرف تان سنجيده ميبود شايد كار دفاعيه ازشما ساخته نيست لطفا بر خود وكيل مدافع بيابيد .
بتاريخ 11 حمل 1390 به تعداد بالغ بر 10000 نفر اهالي اندخوي شما را رشوتخور گفت :
- چند شاهد ديگر كمبود داريد ؟
- شما ازخودگي را از مجازات معاف ميدانيد اما اولادم جنايت كند قابل مجازات ميدانم
- استاد يولداش اضافه از عمر ماوشما به صفت معلم درس ميدهد چرا بايسكل كهنه اورا كسي به 200 افغاني نميخرد ؟ كجاي اين عدالت است و يك وكيل كه شاگرد شاگرد اوست در 5 سال ازمعاش خود مليونر دالر ميشود و او نان خوردن ندارد .آيا اين ثروت باد آورده را حلال ميدانيد؟ امثال شما كه تازه از زردي تخم برآمده آيا تعمير و موتر را از معاش پس انداز كرده ايد ؟ يا رشوت است ميمانيم مردم قضاوت كند .
- اگر با بي شرمي معلم را هم رشوتخور بگوييد آيا شما برات حاصل ميكنيد ؟
- به سر عايد حرام سر يكديگر تانرا ميشكنانيد آيا ميشود اعتماد كرد كه يك حلال بين شما زنده بماند ؟ اگر عقل شما رسيده باشد اين نوشته خودش پلان كار اداره سالم است كه با جلب حمايت مردم از راه تظاهرات كسترده يا شمارا سركوب ميكنيم يا اصلاح .

خدايي خدمتگار

>>>   به توجه شهر وند اندخويي كه نوشته احتمالا خدايي خدمتگار را سنگسار كرده اند :
شما نيز تيشه به ريشه خود زده ايد .اين نوشته به جناب بشير احمد ته ينچ ربطي ندارد. بتاريخ 10 حمل 1390 تظاهرات اندخوي شوريد و مردم دررسته بنجاره تصميم گرفتند كه فردا مظاهره كنند . جناب ته ينچ در اندخوي حضور نداشت اينكه روزبعد در مقابل هزارها نفر خشمگين پيداشد صدها دروغ به مردم گفت تا مظاهره را خاموش كرد. اين كه به معني دفاع از خيانت شماست چون تا حال به خواست مردم قناعت داده نشد آيا جناب ته ينچ و جناب كارگرصاحب هردو وكيل ما نبود ؟ چرا يكي ازآن ملامت و ديگري برات ؟ اين منطق بغير از شما منظور چه كسي خواهد بود ؟
اينكه طي هشت ماه تمام اعضاي پارلمان بنابر دخالت خارچي به جان هم افتاده كار اجتماعي -سياسي فراموش پارلمان شده كدام وكيل كاري انجانم داده درين جمله جناب كارگر يا ته ينچ را مقصر بدانيم ؟ اينكه اعضاي حزب جنبش به جانب ته ينچ رفته اين به اثر سهو و خطاهاي خودشما بود كه زمينه را برايش با اشتباهات خود مساعد ساختيد . مردم بخوبي درك كرد كه حالا دولت بطرف مافيايي رفت جهت خودرا تغير داد . ازروي شتاب به جان هم افتاده ايد اگر مفكوره در مغز داريد تنزيل قدرت باعث خشونت نميشود اگر جامعه شمارا قبول نميكند پس شما جامعه را قبول كنيد، ديكتاتوري چلند خودرا ازدست داد . مظاهره بدون شك خود جوش بود، اگر اين مظاهره ازطرف ته ينچ سازماندهي ميشد امروز با افتخار ميگفت كه 10000 نفر به حرف من قيام كرد آنگاه نقش شما به صفر ضرب ميخورد .
ما به هردوي شما رحم نداريم :
- جناب كارگر صاحب در زمان وكالت خود محروميت سهم دولتي (كابينه ) براي ازبك و تركمن نه مظاهره كرد ونه تقاضا، اين كه خدمت نشد بلكه خود بخود معامله را نشان ميدهد .
- اينكه جناب كارگر صاحب شاهراه اندخوي فارياب را طرح كرده اند منت شان به سر ديده ها مگر قيمت آن ايجاد دولت مافيايي نبود .
- برقيكه درزمان جنرال دوستم به اندخوي قبل از تحول آورده شده بود به مركز فارياب و ساير ولسواليها تمديد فرمودند لازم نبود كه به عوض آن ترانسفارمر هاي شخصي مردم اندخوي را به دولت فروخته پول در آورند .
- آب آشاميدني اندخوي كه 12000000 دالر مصرف را دربر داشت در كدام ولسوالي بهره برداري شده فقط يك آبدان در مركز شهر اندخوي پر ميشود و در هفته يكي دو روز بر سر آب بزكشي جريان دارد. اگر شما از فاصله دور فالبيني داريد تصوير آنرا بفرستيم .
- آب زراعتي كه قبل از تحول اخير اگر حق آبه ميسر نباشد نوبت آب به ما جاري بود حالا كه فقط در فصل سيلاب آب را ميبينيم شما كجا آب جاري ديده ايد كه مردم اندخوي از آن بي خبر است .
- وساير پروژه ها كه در مورد بازسازيهاي بي كنترول و تفتيش و امثالهم از بابت بزكشيهاي خورد و برد مردم را به تفرقه انداخت .بايد كنترول ميشد كه هم شما حمايت مردم را ازخود ميكرديد هم كارتان تاريخي دانسته ميشد .
اگر بنابرعايدات سابقه برسر يكديگر چشم سرخي ميكنيد به ما غرض نيست ما هركه خطاكرد افشا ميكنيم حتي ساير وكلا ،دولت ، احزاب وساير سازمانهاكه آرزوي رهبري جامعه را دارند خطا داشته باشد از دست ما نجات ندارند .
ازروي انسانيت منبع مصارف راديوي مورد نظر ته ينچ و سرمايه هاي جناب كارگر را عادلانه درين صفحه بنويسيد كه دست ما دراز شود .
خدايي خدمتگار

>>>   سلام برخواننده گان عزيزوعموم هموطنان عاليقدرم!
الحمدالله فرصت يافتم بعدازمدتهاي زيادخواننده اين سايت بأشم. موضوعات ونظرات جالبي رامشاهده نمودم درقطارسايرنظرات شخصي بنعنوان شهرونداندخوي مطلبي بآدرس بنده نوشته بود.
جالب اينكه نسبت مصروفيتهاي زيادنميتوانم. حتي به اميلهاي دوستان وعزيزانيكه ازگوشه هاي مختلف جهان ميفرستندجواب وتشكري إرسال بدارم. چگونه ميشوددست واستين بربزنم جنايتهايكه درمراجع مختلف بحق هموطنان صورت گيردافشاگري نمايم خدابعظمت خويش شاهداست.
مطلب فوق رامن ننوشتم ونويسنده أنرانميشناسم.وموضوعاتيكه به أدرس بنده صورت گرفته همه انسانهاي بادرك ميدانندفاقدحقيقت است ايكاش نويسنده محترم داشته هااسنادوسايريافته هاي خودرادريك مرجع رسمي ومراجع عدلي وقضايي آرائه ميكرددرصورتيكه من چنين جفايي درمقابل وطن وملتم انجام داده بأشم حق وكالت چه كه حق آزادي رانبايدداشته بأشم جزايي مطابق جرمهاي انجام شده ميديدم. بااين شيوه نميتوانيدسدراه خدمتگذاران كه بازحمات خويش ازبطن توده هابرخواسته اندشويدويك مژده ديكراينكه نه تنهاتركستان اف ام بلكه تركستان تي وي بكوشش شخصي ام بهمكاري فرهنكدوستان وبحمايت رهبرعاليقدرمان درخدمت زبان فرهنك وتاريخ ملت نامدارماراه اندازي وافتتاح خواهدشدتادمي ديكرالله يارشما...
بشيراحمدته ينج 

>>>   اگــــر زباغ رعیت ملـــک خـــورد سیبی
بر آورنـــد غلامان او درخت از بیـــــــخ
بـــه پنج بیضه کـــه سلطان ستم روا دارد
زننــــد لشکـریانش هزار مرغ به سیـــخ

 

آدرس ايميل:

لطفا فارسی تایپ کنید. نوشتن آدرس ایمیل الزامی نیست

میتوانید نام و مکان سکونت خود را در انتهای نظرتان بنویسید, تا همراه با آن چاپ شود

 

گل آغا شیر زوی برای چهارمین بار داماد شد!

گل آغا شیر زوی برای چهارمین بار داماد شد!

گل آغا شیر زوی

 
درحالیکه بوی فساد اخلاقی عبدالله عبدالله هنوز مشام ها را می‌آزارد،‌ اینک خبر زنبارگی و شرفباختگی یکی دیگر از برادران همفکرش میرسد.

گل آغا شیرزوی یکی از دزدان جنگسالار است که از طریق مزدوری به بیگانگان، غارتگری و قاچاق مواد مخدر به میلیونها دالر و مقام دست یافته است. این انسان فاسد و کثیف برای چهارمین بار ازدواج نمود و یک دختر بیست و یک ساله را بدبخت ساخت. گل آغا به این دختر که خدمه شرکت هوایی کام ایر بود در جریان سفری دل میبازد و با پیشکش پول هنگفت و تهدید او را به دام انداخته منحیث زن چهارم به عقدش در می‌آورد.

آدمکشان و وطنفروشان جنگسالار که از انسانیت بویی نمی‌برند،‌ هرکدام با توسل به زور و تهدید دختران معصوم را مورد تجاوز قرار داده و یا به عقد درآورده در کلکسیون زنان حرم سرای شان می‌افزایند. این فرومایگان ددمنش کوچکترین ارزشی به زن قایل نبوده آنان را فقط منحیث وسیله فرونشاندن شهوت حیوانی شان در نظر دارند.

Gul Agha Sherzoy, governor of Nengrahar province of Afghanistan marries a 21-years-old girl while he already has three wives. The new bride was stewardess of Kam Air and he meets her while traveling by this airline. Then he offers huge sum of money and threatens her family and finally marry her.

Gul Agha is a looter and dreaded warlord and drug-lord in Afghanistan. He has secured millions of $ through drug trafficking, looting and slavery to foreign countries.
All of Afghan warlords are engaged in raping young girls and marrying many women. For them women have no other right and use but to fulfill their bestial lust

سرنوشت ایتلاف تغییر و امید در گرو فخریه عبدالله

سرنوشت ایتلاف تغییر و امید در گرو فخریه عبدالله

طوریکه برای همه معلوم است هم اکنون افغانستان در حساس ترین شرایط تاریخی خود قرار دارد و بهترین فرزندان خود و هم پیمانان خودرا پی هم قربانی میدهد و سالهاست که مردم بی دفاع این سر زمین به شیوه ها ی گونا گون درد، رنج و مصیبت های المناک را تجربه مینمایند. مسلمآ این همه دشواری و درد و رنج را کسانی بخوبی حس کرده میتوانند که مستقیمآ در معرض این همه مصایب قرار داشته و دارند: از دست دادن عزیزان وجگر گوشه های شان، متحمل شدن شکنجه های فیزیکی ورانی، بیماری، محرومیت، فقر و تنگدستی و ده ها مصایب دیگر. اما یک عده ای انگشت شمار ازجمله رهبر ایتلافه تغییر و امید، عبدالله عبدالله، است که به قیمت این همه درد و مصایب مردم نفع شخصی برده برای خود زندگی مرفع، بدور از دید مردم ساخته است. هرچند دریک نگاه مختصر به لباس های شیک و دریشی های چند هزار دالری و سفر های پر مصرف و بدون دست آورد عبدالله و زندگی مرفع وی را حدس زده میتوانیم ولی چهره اصلی این فاسد هنوز پنهان است که نمونه از آنرا درنبشته زیز مطالعه کرده میتوانید:

گرچه یک عده مردم با چهره به ظاهرنیکو وشریفانه ای داکترعبدالله عبدالله رهبر ایتلاف تغییر و امید آشنا ی نسبی دارند و عده ای هم از بی کفایتی و ضعف کاری وی در مراحل مختلف خاطرات تلخ و ناکام دارند، اما اکثریت آنانیکه وی را به عنوان رهبر و شخص مورد اعتماد خود می دیدند و تصور میکردند که موصوف دارای شخصیت پاک ومرد صاحب تقوا است، بد بختانه سخت فریب وی را خورده و در واقع آرمان های خودرا نا آگاهانه فدایی فساد اخلاقی، فساد مالی و معامله گری های سیاسی و شخص محوری این چهره کاذب، نمودند. اکنون فرصت آن رسیده تا این چهره فساد پیشه و جنایت کاربرای همه مردم و بخصوص آنانیکه فریب وی را خورده اند آشکار گردد و بیشتر از این فریب این چهره ای فاسد و ننگ آوررا نخورده و اجازه ندهند تا همچوفریب کاران بیشتر از این با سر نوشت شان بازی کنند.

طبق گزارش موثق، عبدالله بعد از ازدواج دومیش با خانم مریم نجف، یکی از دیپلمات های پیشین که جوان با استعداد و قشنگ توصیف شده است، دچار پیچده ترین اختلاف خانواده گی با خانم اولیش، فخریه عبدالله، گردیده و اکنون تحت نظارت وی در خارج از افغانستان در حالت سر در گمی و بحران عمیق به سر می برد.- برای دیدن عکس ازداوج عبدالله و مریم به قطعه عکس زیر مراجعه شود- بر اساس این گزارش عبدالله پس از هشت سال رابطه خیلی صمیمی وعاشقانه اش با مریم نجف از چند ماه بدینسو مخفیانه ازداوج نموده اما از بخت بدش این ازدواج مخفیانه ای وی بزودی نزد خانم اولیش، فخریه عبدالله، افشا و سبب بروز خشونت و اختلاف شدید میان عبدالله و فخریه گردیده است. گفته میشود در حالیکه عبدالله از ابتدا رابطه صمیمی و صادقانه با خانم اولیش، فخریه، نداشته و ندارد اما به نسبت افشا بودن راز های خیلی سری، مهم و حساس عبدالله نزد فخریه، موصوف قویآ تحت فشار و تهدید فخریه قرار گرفته وبر خلاف میل شخصی اش و فقط بخاطر جلو گیری از افشا شدن این راز نهایت خطیر، نا گزیر گردیده که جانب فخریه را بگیرد و خانم دومیش مریم نجف را که زوجه عشق اش میباشد در حال بی سر پناهی رها نماید وخود با فخریه افغانستان را ترک گوید. طوریکه گفته شده است عبدالله با وجود روابط غیر صمیمی و غیرصادقانه ای که با خانمش، فخریه، داشته است از وی دارای چهار فرزند نیز می باشدو فخریه بر خلاف خانم دومی عبدالله هیچ گاهی فعالیت سیاسی و اجتماعی نداشته و بجز در یک مورد خاص و آن هم بخاطر استفاده سیاسی عبدالله در آغاز انتخابات ریاست جمهوری در محضر عام و ودر برابر مطبوعات برای رای دهی به عبدالله ظاهر گردید ودیگر هر گز در محضر عام به چشم نخورده است. قابل یاد دهیست که در سال 2008 در یک برنامه تلویزیونی طلوع به نام مهمان یار عبدالله گفته بود که با خانم و فرزندانش رابطه ای دوستانه و صادقانه دارد و با هیچ خانم دیگر ی رابطه ای خصوصی ندارد. برای تماشای این برنامه به لینک زیر مراجعه شود.اما اکنون واقعیت و شرایط زندگی خانواده گی عبدالله بر خلاف ادعای دروغین اش چیزی دیگری را بیان میکند و پرده از چهره کاذب عبدالله برداشته و وحقیقت اصل پشت پرده را به مردم هویدا می سازد، تا همه در روشنای قرار گرفته و قضاوت بی طرفانه خود را نسبت به شخصیت نا شایسته ای عبدالله نمابند.

داکتر عبدالله عبدالله

 
تصویرشب نکاح مریم نجف و عبدالله عبدالله

طوریکه گفته شده است ازداوج عبدالله با فخریه نه به اساس شناخت و خواست شخص خودش با فخریه بلکه از طریق فامیل عبدالله صورت گرفته است و ضمنآ بعد از اینکه فخریه در اثر سوختگی صدمه دید و این مساله نیزآهسته آهسته مناسبات عبدالله و فخربه را سرد و تیره تر گردانی. قسمیکه قبل تذکر داده شد، از یکطرف ازدواج عبدالله با فخریه ازابتدا مملو از مشکلات و نا خورسندی بوده است و از جانب دیگر رابطه های غیر مشروع عبدالله با چند خانم دیگر فخریه را سخت عقده مند ساخت و وی را وادار به این ساخت تا از مهارت کار گرفته همه فساد اخلاقی و جنایات پشت پرده عبدالله را تحمل نموده و ضمنآ با بسیار زیرکی در پی جمع آوری راز های خیلی حساس و سری عبدالله گردد و درعین حال استفاده مالی برای خود و خانواده خود نماید و حتا برادر بی سواد خود، کیهان احمدی، رادر پست های مهم دیپلماتیک در دهلی و اکنون در کانادا بگمارد و بلاخر امروز بتواند قطعه اصلی را که همان راز خطیر و خوابیده عبدالله است موفقانه بعد از ازداج عبدالله با مریم نجف علیه عبدالله به کار گیرد. طوریکه قبلآ اشاره شد، هم چنان گفته شده است که عبدالله از زمان ازداوج اش با فخریه تا اکنون کمترین وقت خودرا با فخریه سپری نموده و بیشتر مصروف معاشقه با معشوقه های خود در داخل و خارج از افغانستان بوده است اما فخریه بسیار ماهرانه توانسته همه دشواری ها را تحمل نموده و حتا رابطه نا مشروع عبدالله را با دیگران تحمل کند و در عین حال خط قرمز را در مناسبات خود با عبدالله مشروط به عدم ازداواج دومی عبدالله باخ خانم دیگری تعیین نماید. بلاخره ازدواج محرمانه ای عبدالله با مریم نجف سبب میشود تاکاسه صبر فخریه لبریز گردد شروع به تهدید و افشا گری نماید و عبدالله را از کیف ازدواج با معشوقه ای دلخواهش محروم نگه داشته و تحت نظارت شدید خود قرار دهد. در صورت اندکترین سر کشی عبدالله حتا دست به خشونت و رسوایی علیه عبدالله بزند. بنآ تحت چنین شرایط دشوارعبدلله نا گزیر گردیده که گوش به فرمان فخریه دهد و از همه فامیل و دوستانش خود فاصله گرفته و برای چند هفته بدون تماس با مردم به سر ببرد و بعدآ رهسپار دهلی گردد تا فساد خودرا از اذهان عامه مخفی نگه دارد.

از جانب دیگر قرار گزارش موثق که از زبان اطرافیان و همکاران نزدیک عبدالله نقل شده، بعد از افشا شدن ازدواج مخفی عبدالله با مریم نجف حتا عبدالله مورد لت و کوب فزیکی سخت خشونت بار فخریه قرار گیرده و فخریه تهدید نموده که در صورت سر کشی بیشتر عبدالله وادامه رابط ای زنا شوهریش با مریم نجم، وی (فخریه) تمام راز های خطیر و خیلی حساس عبدالله را طی یک کنفرانس مطبوعاتی افشا نماید که طبق اظهارات خود فخریه این امر حتا سبب به محاکمه کشانیدن و قتل عبدلله شده میتواند. بنا عبدالله مجبور میشود که سر تسلیمی فرو آورد و تحت فرمان فخریه عمل نماید و حتا بخاطر خوشنودی فخریه در برابر سایر اعضای خانواده خود نیز قرار گیرد. این بحران خانواده گی حتا با پا در میانی افراد بر جسته، وفا دار و نزدیک به عبدالله بی نتیجه لاینحل باقی بماند. در حالیکه سایر خانواده و نزدیکان عبدالله شاهد این صنحه ای دلخراش بوده اند اما وفتیکه خواستند مداخله ای داشته باشند از جانب فخریه مورد توهین و تحقیر قرار گرفته واز منزل عبدالله بیرون رانده شدند. در عین حال باز هم عبدالله از خود اندکترین تحرکی نشان نداده و فقط تحت نظارت و اسارت فخریه باقی مانده و گوش به فرمان وی میماند. هم چنان گفته شده است که در پی این خشونت فخریه عبدالله از ناحیه شانه و کمر در اثر پر تاب ظرف مملو از آب چوش جراحت سوختگی شدید برداشته و حتا فخریه اجازه نداده که برای معالجه عبدالله به داکتر مراجعه کند.

به هر حال چیزیکه بیشتر جلب توجه میکند و حایز اهمیت است، افشا بودن راز حساس و خطیر عبدالله نزد فخریه میباشد که وی را وادار به تحمل بیش از حد در برابر این همه خشونت ورسوای فخریه نماید؛ این در حالیست که عبدالله به مغرور و متکبربودن و خود بینی معروف است و نیم عمر خودرا در خشونت به سر برده و هم چنا ن با فامیل خود به شیوه سنت افغانی همیشه بر خورد داشته . حالا نا گزیردر برابر این همه خشونت فخریه جز صبر و تحمل چاره ندار و مجبور است خاموشی اختیار کند.

جالبتر از همه اینکه بعد از این همه رسوایی ها اخیرآ عبدالله همرا با فخریه، طوریکه قبلآ گفته شد فخریه هر گز پیش ازاین در صحنه سیاسی و اجتماعی فعال نبوده، برای مدت کوتاهی به کابل بر گردد و بطور نمایشی مقدار پولی را به بنیاد مسعود اهانه دهد و ضمنآ دعوت افطاری را بدون کدام اجندای مشخص سیاسی در منزل خود برای برخی از دوستان خود ترتیب داده و بعدآ آنرا به عنوان جلسه ای مهم سران جبهه ایتلاف تغییر و امید به نمایش گذاشته و گزارش آنرا در سایت خبری خود فقط به زبان دری با قطعه عکس های خود و خانمش، فخریه، بطور تبلیغاتی و فریب اذهان عامه پخش و نشر نماید و به تعقیب آن مصاحبه نمایشی دیگری را با تلویزیون طلوع ترتیب دهد و فردا ی آن پس از این صحنه سازی ها، دوباره کابل را به قصد دهلی تحت نظارت فخریه و کیهان احمد ی، برادر فخریه، ترک گوید و از آن به بعد خبری از ایشان شنیده نشده.

با در نظر داشت این مسایل یاد شده، سوال مهم دیگری که مطرح می شود این است که سر نوشت عبدالله بلاخره به کجا خواهد کشید، و تا چه زمانی به این نوع زندگی ننگین و آن هم تحت نظارت به سر خواهد برد و با خانم دومیش مریم نجف که یک جوان زیبا و با استعداد نیز است که نه تنها مطابق ارزش های افغانی بلکه بیشتر مطابق ارزش های کشورفرانسه بزرگ شده است، چگونه معامله خواهد کرد. طوریکه دقیقآ اطلاع داده شده است، مریم نجف که به دستور عبدالله وظیفه ای دیپلوماتیک خودر تقریبآ دو سال قبل در نیویارک ترک گفته و از آن روز به بعد تمام مسوولیت وی را عبدالله عهده دار شده بود، حالا عبدالله چگونه موقفی را در برابر این خانم اتخاذ خواهد نمود؟ از جانب دیگر گفته شده است که عبدالله مریم نجف را در ابتدا فریب داده وبرایش گفته بوده است که گویا رابطه اش با فخریه کاملآ تیره است و از مدت زیاد ی از هم عملآ جدا هستند و صرف بخاطر فرزندانش به هندوستان میرود ودر عین حال در جستجووتلاش است که چگونه و بدون سرو صدای بتواند طلاق فخریه داده و با مریم زنگی کند، و راز هاییش نیز پنهان بماند، و ضمنآ از مریم خواسته بوده که تا حل این قضیه باید ازداوج خودرا با عبدالله مخفی نگهدارد، حالا برای مریم چه پاسخی دارد؟

از جانب دیگر حالا که ازدواج عاشقانه ای عبدالله با مریم نجف نزد خانمش، فخریه، فاش گردیده و روابط تیره اش تیره تر گردد، وبی اعتماد ی که وجود داشته بد تر گردد و همه نزاکت زنا شوهری دچار بحران شدید گردد و هیچ گونه اعتمادی باقی نماند. اکنون فخریه با داشتن راز های خیلی مهم عبدالله توانسته وسیله تهدید آمیزرا علیه عبدالله تا تکمیل شدن هر پروژه که داشته باشد ترتیب دهد و از آن استفاده کند؛ در این میان سر نوشت عبدالله بلاخره به کجا میرسد؟

در اخیر ادعا شده است که بعد از نشر این گزارش احتمال آن وجود دارد که عبدالله و فخریه بخاطر مغشوش ساختن ذهنیت عامه و ضربه زدن مریم نجف و تکمیل شدن پروژه فخریه، صحنه سازی های نمایشی را بر پا کنند، اما واقعیت امر همین است که در لابلای این گزارش به آن به تفصیل اشاره شده است.

در نتیجه این عمل غیر انسانی عبدالله از یکطرف حیثیت و افتخار کاذبی که وی برای خود کسب کرده بود از دست داده و چهره ای اصلی اش برای مردم آهسته آهسته هر چه بهتر و بیشتر آشکار میگردد و از جانب دیگر سوال مهمی را به میان آورده که این راز خیلی خطیر و مهم تا چه زمانی نزد فخریه مخفی خواهد ماند؟ و این راز خیلی جدی که بد تر و خطیر تر از رسوایی های که بعد تر میتواند در نتیجه ای این حادثه تدریجی و پی هم به میان آید چه بوده میتواند؟ و عبدالله تا چه زمانی در قید و اسارت فخریه بیرون از افغانستان به سر خواهد برد؟ عبدالله در طی ان همه مدت مصارف گزاف معشوقه باز خود را از کجا و چگونه تمویل کرده است؟ عبدالله تا چه زمانی می تواند جدایی خانم دومیش را که زوجه معشوقه و دلخواه میباشد تحمل کند و بلاخره این ماجرا ی تراژیک چه پایانی خواهد داشت؟ هم چنان ادعا شده است که بحث این ماجرا ادامه میابد و انکشافات بعدی این حوادث راز های مهمتر دیگری را در معرض قضاوت مردم به ترتیب قرار میدهد و در نهایت امر پاسخ عبدالله چه بوده میتواند جز یاوه سرای های که همیش داشته و دارد. پس منتطر میمانیم تا موضوعات بیشتر در اختیار مرد م قرار گیرد. در اخیر نتیجه گیری دیگر که میشود این است، کسیکه نتواند به خانواده خود صادق و وفا دار باشد چگونه میتواند برای مردم خود صادق و وفادار باشد و یک جریان سیاسی اپوزیسون قوی را در کشور سازمان داده ورهبری نماید، طوریکه تا حال دیده شده در این راستا دست آورد ملموس نداشته است.

خود ستایی های سران ترکمن در فیس بوک

خود ستایی های سران ترکمن در فیس بوک

در جهان فعلی تکنالوژی با سرعتی خارق العاده در حال گسترش است. یکی از این تکنالوژی های پیشرفته نیز اینترنت میباشد. اینترنت چنان تغییری در بنیه انسان آورد که می توان گفت انسان به یک عصر جدیدی پا نهاده است. چنانچه ، روزی نیست که انسان ها در کارهای روزمره خود از اینترنت کار نگیرند. چون در زمان بسیار اندک می توانند به آسانی به اطلاعات دسترسی پیدا کنند. یکی از پدیده های اطلاعاتی و اجتماعی اینترنت نیز فیس بوک است که در اندک زمانی در تمام نقاط جهان آبی گسترش یافت و مانند ویروسی میلیون ها انسان را در برگرفت و هر روز هزارها انسان را به عمق خود می کشاند. این پدیده اینترنتی درین اواخر در داخل افغانستان نیز محبوبیت زیادی کسب کرد. خصوصا از یک سال بدینسو گسترش عجیبی داشته است. همانطوری که این پدیده در تحولات سیاسی و اجتماعی جهان نقش خطیری داشت، چنانچه که دیدیم در انقلاب سرزمین های عربی موثر ترین مرکز خیزش بود، در افغانستان نیز چشم سیاسیون را ترساند.
از مدتی بدین سو بنده نیز با فیس بوک آشنا شدم و این پدیده اینترتی چنان مرا به خود کشاند که هر روز صفحه آن را باز کرده و نگاهی نیاندازم نمی توانم آرام بگیرم.

خوب بیاییم بر سر اصل موضوع.
باز می خواهم از کار های مضحک سیاسی بعضی سران ترکمن سخن گویم. نخست باید از اصل ماجرا آغاز کنم. چند محصل ترکمن به هندوستان می روند و در آن جا با تکنالوژی اینترنتی بیشتر آشنا شده و فیس بوک را می یابند. به زودی همه آن محصلین فیس بوک دار می شوند و به سرعت بین جوانان و محصلین ترکمن مشهور می شود. وقتی در تعطیلات تابستانی و یا زمستانی به افغانستان بر می گردند فیس بوک را به چند جوان ترکمن دیگر در افغانستان نیز معرفی می کنند.
بدینشکل چند صفحه به نام های مختلف دانشمندان ترکمن و غیره صفحه هایی می گشایند. تا چند ماه پیش از سران ترکمن کسی خبر نداشت که چنین چیزی در اینترنت است و چه استفاده ای را می توان از آن کرد. شاید بعد از انقلاب های جهان عرب و سخنان ترس آلود برهان الدین ربانی از اثرات موفق فیس بوک، آگاه شده باشند. اما باید گفت که سران ترکمن همانطوری که در همه چیز عقب مانده اند در آشنایی با فیس بوک نیز خیلی ها پس ماندند. در حالیکه تقریبا دو و یا سه سال می شود که سران اقوام دیگر از فیس بوک استفاده اعظمی می کنند. چندی پیش دیدم که صفحاتی به نام های مخدوم قلی فراغی، ترکمن یگیتلری، دنیا ترکمن یگیتلری، فراغی توپاری و . . . غیره در فیس بوک ساخته شده است. کنجکاو شدم و در این صفحات شرکت کردم. بعد از جستجو دریافتم که فراغی توپاری را دوستم محمد عالم گونش ساخته و مخدوم قلی فراغی را نیز عبدالرحیم اوراز. اصلا در نخست نمی فهمیدم که این صفحه ها را کی اداره می کند. از طریق فیس بوک که پرسیدم آقای گونش و اوراز جواب دادند و فهمیدم که این دو شخص همان دو صفحه را ساخته اند.
بعضی اشعاری را در اینجا می خواندم که خیلی شیرین و خوب نوشته شده بودند و من تعجب می کردم که چطور می شود و این اشخاص چنین شعرهای سنگین و لذتبخش می سرایند. اما سرانجام موضوع معلوم گردید. مثلا شعر هایی که در صفحه مخدوم قلی فراغی نوشته شده خیلی ها متنوع هستند. بعضی ها خیلی با نظم و محکم نوشته شده اند اما بعضی ها نیز خیلی ها ضعیف ، چنان که نمی توان نام آن را شعر نامید. آن نوشته های با نظم و محکم نوشته های شاعران کلاسیک ترکمن مانند مخدوم قلی فراغی ، ملا نفس ، دولت گلدی فدایی و . . . غیره بود. در حالیکه نوشته های ... از آقایون اوراز و چند جوان دیگر.
البته نوشته های اشعار گونه جوانان را نمی خواهم نقد کنم، بلکه تشویق نیز می کنم. اما این که آقای اوراز که عمرش از پنجاه گذشته و در آخرین سال های عمرش می خواهد که شاعر بشود خیلی ها تعجب آور و حتی خنده آور است. کاش کمی از شعر می فهمید و چیزی نزدیک به شعر می نوشت. اما این شخص هیچ چیزی از شعر نمی فهمد و حتی نمی داند که وزن چیست و در بعضی جا ها قافیه را نیز اشتباه نوشته بود. چیزی که خیلی اعصابم را خورد کرد ، کوشش این شخص در راهنمایی یک نوشته از یک جوان بود. فکر می کنم در صفحه فراغی توپاری جوانی شعری نوشته و گذاشته بود. این شخص با حرکتی مضحک نوشته که این جا و آن جا باید چنین نوشته شود. آقا نخست باید خودت را اصلاح کن و بعد نظر بده .
از سویی دیگر خود نمایی این شخص غیر قابل تحمل است. در صفحه مخدومقلی فراغی چنان خود را تعریف کرده که انسان می خواهد شاخ بکشد و با شاخ خود به دیوار بکوبد و بعد نیز دیوانه وار به پرواز در آید. نمی دانم هدف اصلی آقای اوراز از این خود ستایی ها و خود بزرگی چیست.
شاید در عقب این خود بزرگی بعضی نتایج سیاسی را می خواهد کسب کند. اما باید برایمان جواب بدهد ، همان طوری که به گفته خودش چهل و یک سال است که در گسترش فرهنگ و ادبیات خلق ترکمن نقش بزرگی را ایفا نموده ، چه کاری انجام داده است؟
آیا درین چهل و یک سال به گفته خودش کدام اثری موفق در گسترش فرهنگ ترکمن نوشته ؟
آیا کدام کاری کرده که خلق عقب مانده و رنجدیده ترکمن سودی از آن برده باشند ؟
آیا هیچ به فکر اطفالی شده که در اطراف و دهات از نعمت سواد محروم می مانند ؟
آقای اوراز توصیه ام برایت این است که در گوشه ای بنشین و کمی فکر کن و از خود انتقاد بگیر!

خوب از این شخص بگذریم و شخص دیگری را بشناسانیم. این شخص را همگی می شناسند و از عملکرد های ... اش همگی مطلع اند. بلی درست فکر کرده اید، آقای قرقین. این یگانه دانشمند اسطوره ای تاریخ ترکمن. این شخص نیز چون اعجوبه ای از آقای اوراز پس نماند. بعد از این که چهار وکیل از عبدالله عبدالله با دریافت هشتاد هزار دلار و موتر های لوکس او را از چوکی وزارت چپه کردند و دواندنش به طرف قرغیزستان ، بیچاره در یاس نشسته و فعلا خود را به هر سویی می زند و در کمینگه چوکی نشسته است. چون می داند که بعد از تقریبا دو سال به جای کرزی شخص دیگری تعیین خواهد شد و مسابقه بزکشی برای تصاحب چوکی وزارت آغاز خواهد گشت. این شخص هوشیارتر و فریبنده تر از آقای اوراز است. اما فکر می کنم در فیس بوک با بعضی مشکلات مواجه خواهد شد. این شخص در شیطنت و فریبکاری خیلی ماهر و چیره دست است اما خاطر نشان باید ساخت که یک جمله صحیح را نیز بدون اشتباه نمی تواند به درستی بنویسد.
بنابر آن فعلا خود را به صفحات می چسپاندو بعضی حرف های مفت می زند. به اصطلاح دیگر خود نمایی می کند و خاطرنشان می سازد که او نیز در این میان است و تاکنون نیز رهبری خلق ترکمن را داراست.
همانطوری که سال گذشته در روزنامه ... اعلامیه ای را نوشته بود. اما برایتان وعده می دهم که این شخص نیز در زمان بسیار نزدیک شاعر و فیلسوفی ببار خواهد آمد و در صفحات خود به شعر پرانی و نوشته های فلسفی و دانشمندانه خواهد پرداخت. اگر چنین شد هیچ تعجبی نکنید. برای فریب ما هزار ها چال دارد این قرقین دانشمند محترم و اسطوره تاریخ و ادبیات خلق ترکمن !

باید بگویم که دیگر سران ترکمن هنوز از نعمت فیس بوک خبر ندارند و الی چنان به سوی این پدیده بتازند که میمون از حیرت به سخن خواهد آمد و خر با عقل خواهد شد. کسانیکه در این مسابقه دیر مانده اند عبارت اند از: داکتر جماهیر انوری ، محمد نظری، الله یاری، شاخ مردانقل، اسماعیل منشی، صالح راسخ، نظری ترکمن، معلم چهاری، داکتر ستار، انور باشلیق و دیگران. اما خاطرنشان باید بسازم که این افراد نیز در نزدیک به فیس بوک راه پیدا خواهند کرد و چنان بلوایی براه خواهند انداخت که جوانان و محصلین پاکدل خلق ترکمن از سردرگمی به بیراهه کشانیده خواهند شد و با افکار شوم خصوصا چند خاین و عوامفریب مانند قرقین، جماهیر انوری و اوراز به پرتگاه خواهند رفت.
امیدوارم جوانان و محصلین ترکمن دیگر فریب این افراد را نخورند و خودشان با یک دلی و اتفاق این خدایان پیر را با تبر بشکنند و ابتکار را بدست خویشتن گیرند.
زنده باد جوانان پاک و خلق رنجدیده ترکمن !


کارمندی از کابل

مشکلات مردم اندخوی از ناحیه قطع برق

مشکلات مردم اندخوی از ناحیه قطع برق
ــــــــــــــــــــــــــــــ​ــــــــــــــــــــــــــــــ​ـــــــــــــــــــــ
در پی افزایش مشکلات مردم از ناحیه قطع برق در ولسوالی های چهار گانه اندخوی

متنفذین ولسوالی چهارگانه اندخوی ، نگرانی مردم این ولسوالی ها را در زمینه قطع برق شان از جانب ترکمنستان با مقامات فاریاب درجریان گذاشته اند.

در جریان چند روز اخیر، انتقال برق از کشور همسایه ترکمنستان بدون دلیل قطع شده و مشکلات جدی را برای مردم به بار آورده است.در حال حاضر، نزدیک به یکصد هزار تن از باشندگان شهر اندخوی وولسوالی های همجوار آن از برق وارداتی ترکمنستان استفاده می کنند که در نبود برق با مشکلات جدی مواجه شده اند.

 برق ترکمنستان که از طریق خط انتقال یکصد و ده کیلو ولت به شهر اندخوی تمدید شده است به دلیل پایین بودن ولتاژ آن باعث به بار آمدن خسارات مالی هنگفت به مردم ولسوالی های چهارگانه اندخوی شده است.

محمدی